فطریه ۱۴۳۶

fetr-doa

امسال راه خوبی پیدا شد که سومین فطریه سه نفره مان را دقیق تر و مطمئن تر بدهیم و مطمئن باشیم به نزدیک ترین فقرا رسیده است.

صفحه پرداخت اینترنتی کمک های نقدی کمیته امداد امام خمینی، این امکان را فراهم می کند که نوع زکات و شهر و محله تان را تعیین کنید و فطریه به فقرای نزدیک شما برسد.

شکر خدا امسال هم به فطر رسیدیم، ان شاءالله که عبادات این ماه پر برکت، توشه ای شود برای سال آینده … آغازی برای سالی موفق … بهاری معنوی که با عبادت و بندگی و سبک بالی همراه شده.

در بهار بندگی ما را هم از دعا بی نصیب نگذارید.

سال نو مبارک

 

 

مهربان تر از مادر

تهران این هفته، شور شهادت و عزت داشت و یک بار دیگر معطر شد به عطر شهدا و همه بودیم و دیدیم که شد آن چه دشمن در آرزویش همیشه خواسته که نشود. گفتن دوباره اش از طرف کسی که کمترین قطره بوده در این سیل خوش یمن یاد شهدا، لطفی ندارد.

اما نکته ی بامزه، فرار به جلوی طیف لیبرال است که نتوانستند سهم خود خوانده شان را در این همایش انقلابی به دست بیاورند. از گلایه مندی بابت توزیع پلاکارد تا شکایت از مداحی ها و شعر ها و شعارها؛ از نامه سازی از طرف چند خانواده شهید تا آه و فغان از اینکه چرا شهدا در مورد دیگران پیامی نداشته اند …
اشتراک تمام این ناله ها هم نادیده گرفتن سیل حضور ملت و فرض عدم شعور ملت در جو زده شدن و تکرار شعار القا شده است. انگار ملت همراه آن ها بوده و با توزیع چند پلاکارد، حواس شان نبوده که بر علیه آمریکا و سازشکاران داخلی شعار داده اند. حالا این رفقا با تمام توان در حال حمایت از شهدای مظلوم و مردم بی عرضه و بی سوادی هستند که هر کس هر پلاکاردی دستش بدهد، روی دست می گیرد و هر چه در گوشش بگویند تکرار می کند …

۱۳۹۴۰۳۲۶۲۲۳۳۳۶۷۲۱۵۵۰۸۶۸۴

به هر حال این نمایش اقتدار و عزت هم با روایت ضعیف رسانه ملی گذشت و دشمن بهتر از دوست نادان پیامش را گرفت. ان شاءالله خداوند در لحظات خطیر آخر الزمان، همه ی ما را پیرو امام گذشته و حال باقی بدارد و از غرور و تکبر به دور باشیم.

رهایی از بلای نهان مستمر

لوگوی مرقومبالاخره زمان تنهایی کار کردن ما هم گذشت و این شمارنده ی بالای صفحه به صفر نزدیک می شود و ما هم به رستگاری از کار تیمی تنهایی !

ان شاءالله از این به بعد دستم باز تر خواهد بود برای مرقوم کردن حرف های نگفتنی گذشته و حال یک معاون پرورشی …

انقلابی، ساکت نمی ماند

۱۰۸۸۱۷۴۲_۱۷۶۴۱۷۵۵۶۳۸۰۷۶۷۱_۱۳۴۰۱۶۰۰۲۹_nسال هایی که گروه شهدا تحویل مان می گرفت و توفیق بود دستی بر آتش داشته باشیم، دغدغه ام شده بود که در زمینه های هنری هم کارمان را قوت بدهیم. سال ۸۴  که دسترسی به آقای صدری داشتیم، مجموعه صوتی زیبایی توسط آقای قاسمیان  و آقای اشرف واقفی با زحمت آقای پورقربان و آقای غفاری تهیه شد که بسیار هم در مراسم و نمایشگاه تأثیرگذار بود.

اما باز هم همیشه افسوس می خوردم که از بین بچه مذهبی ها، نقطه قوت خاصی در زمینه کارهای هنری و رسانه نداریم و کارهای هنری که تولید می شود، رنگ و بویی از دین و ایمان و انقلاب ندارد.

حالا که می بینم بچه هایم در انبوه نواهای شیطان پرستانه و آن طرف آبی و مبتذل، گاهی کارهای آقای زمانی را گوش می کنند و محتوای شعرهایش سؤالاتی ایجاد می کند که بستر شروع ارتباط و مقدمه ی ارائه ی مبانی انقلاب می شود به نسل دانش آموز می شود، کـِـــــیـــــــف می کنم که در این مسیر – هر چند دیر – چراغی روشن شده است.

حالا که می بینم « شبکه افق » شکل گرفته و فرهنگ انقلاب را از دل ها به زبان می آورد و شبکه های سیما « فرزندان آفتاب » و « بهاران » را پخش می کنند، امیدوار می شوم که سیما حرفی دارد که به محمد صادق ها بزند.

حالا که می بینم « عمار » جای خالی « فجر » را پر می کند، مطمئن می شوم که انقلاب به نسل بعدی هم منتقل خواهد شد و بچه ها مبانی انقلاب را فقط از وایبر و سخنرانی های دولتی نمی گیرند و ممکن است به انقلاب بی تحریف هم دست پیدا کنند.

حالا وقت حمایت و تقویت است که کار مردم است. حتی شده با یک تلفن به روابط عمومی صدا و سیما که مدیرانش متقاعد شوند و شاید بودجه ها را از بعضی اراجیف، به کارهای قوی انقلابی برگردانند. حالا وقت ساکت بودن نیست. انقلاب زحمت می خواهد، مردان مطلع و قدرتمند می خواهد. باید قوی شویم. باید هشیار باشیم. باید حواس مان به تحریف ها باشد، حتی اگر از داخل نظام منتشر شود. باید حرف حق مان را بزنیم و نگذاریم باطل یکه تازی کند. باید علاوه بر شنیدن حرف شهدا، عمل هم بکنیم. تا کی می خواهیم منتظر باشیم رهبر اقدامی کند و مثل بعضی ها بعضی قسمت های مورد علاقه مان را تأیید کنیم؟ باید خواسته ی رهبر را بشناسیم و مطابق خواسته اش و در چهارچوب انقلابی که می شناسیم، اقدام کنیم. انقلابی بودن به حرف نیست. عمل بایدت. ان شاءالله راهپیمایی امسال حرف هایی داشته باشد که انقلابی نماها را روشن کند و از توهم بیشماری خارج کند …

پاسداران اسلام ناب

یکی از ارزش های منتقل نشده به نسل جدید، مفاهیم و تفاوت های انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی، نظام، دولت و … است که با استفاده از همین نا آگاهی، شبهات و کج فهمی های زیادی به آنان منتقل شده است.

انقلاب اسلامی به نقاط امید بخشی رسیده است و خیال پردازی های عده ای در داخل و خارج نمی تواند صدای انقلاب را مخفی کند. در این میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که وظیفه ی حفاظت و ترویج انقلاب را بر عهده دارد، نقش خود را به خوبی بازی کرده است. اما در داخل خیلی ها هستند که فکر می کنند سپاه یک نیروی داخلی است و مثل ارتش وظیفه ی حفاظت از ایران را بر عهده دارد.

در حال حاضر سپاه در حال دفاع از مرزهای انقلاب اسلامی است و جغرافیای انقلاب اسلامی دیگر فقط ایران نیست و مخاطبان و حامیان انقلاب هم فقط در ایران نیستند. این هم مثالش، نماهنگ حرکه النجباء عراق در وصف سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس :

# من مربی هستم

مدرسه ی ما از قدیم تر ها معروف بود به تربیت و آموزش خوبی هم داشت. بعد از انتخابات ۷۶ کم کم آموزش شد اصل و قرار شد تربیت در متن کلاس درس – البته در حاشیه ی درس های مصوب – مطرح شود. مثلا معلم فیزیک همین که آدم خوبی است، بچه ها هم فیزیک یاد می گیرند هم اگر روزی گفت دروغ نگویید، تربیت می شوند.

پس از مدتی چند ساله، مشکلی نمایان شد که چرا معلم خوب فیزیک، در این مدت نگفته دروغ نگویید؟! پس لازم شد منبعی پیدا کنیم که بچه ها یک بار هم که شده بشنوند که نباید دروغ گفت!

اما در همین مدت، تغییرات دیگری هم رخ داده بود که در جریان سریع جامعه و مدرسه و … کمتر به چشم می خورد. آن هم این که تربیت نیروی انسانی هم با سرعت پیش رفت و روش های رفتار گرایانه تبدیل به شناختی و واقعیت درمانی و … شد. اما تغییر مهم تر اینجا بود که در لایه های پنهان رفتاری نیروی انسانی کار کشته و آموزش دیده و متخصص و با سابقه ی ما، حس مدیریت ریشه دواند. الآن همه در زمینه های مختلف صاحب نظر هستند و طرح و برنامه دارند و در شوراها بحث های داغ و زیبایی در جریان است. از کنار هر اتاق که عبور کنی، حداقل دو نفر در حال بحث در مورد رفتار سازمانی و فلسفه آ. و پ. و  روش های برخورد مناسب در سازمان و مخاطب شناسی و شیوه های تشویق و تنبیه و مشتری مداری! و هزار مسأله ی حل شده و حل نشده هستند. در شوراهای مدرسه هفته ها و ساعت ها بحث و تبادل نظر می شود برای یک اتفاق ساده مثل نحوه برگزاری و جوایز مسابقات دهه فجر، اما هنگام اجرای مسابقات، همه کنار گود ایستاده اند و مترصد نکات تربیتی هستند که باید در مسابقات رعایت شود و نشده تا در جلسات بعدی شورا موضوعش را مطرح کنند و به تجربیات سازمان افزوده شود!

یکی هم نیست – حداقل در وبلاگش – داد بزند اگر روزی مشکل مدرسه ی ما تمرکز مدیریت بوده، الان این قدر آموزش داده ایم و مدیر تربیت کرده ایم و اختیار داده ایم که هر کسی حداقل در اتاق خودش اصول مدیریت را رعایت می کند و مثل عقاب مشکلات همکارانش را رصد می کند و در شورا مطرح می کند، الان مشکل ما نداشتن « مربی » است. مربی ای که تکنیسین کار تربیت باشد و در اجرای کارها « وسط گود » باشد نه ناظر آگاه. الآن مشکل واضح مدرسه ی ما این است که به تعداد انگشتان یک دست هم تکنیسین و آچار فرانسه نداریم در مدرسه. مدرسه شده مجمع مدیران خوش فکر و کارکشته و مدبر که دست به سیاه و سفید نمی زنند مگر اینکه مجبور شوند. تا وقتی کاری که زمین مانده به بحران نرسد، کسی سراغش را نمی گیرد. مربی های مدرسه انگار در حال انقراض هستند و مدیرها حال مربی بودن ندارند.

من طاقتم تمام شد و برای شروع در وبلاگم داد زدم، تبعات و حرف و حدیث های بعدی هم فدای سر تربیت و دانش آموزان و اولیایی که از شنیده ها انتخاب مان کرده اند. شما اگر دستت می رسد کار بیشتری بکن …

Virus Loading …

ما یک جریان واقعى در لایه هاى جمهورى اسلامى و انقلاب داشتیم و داریم که گاهى ضعیف و گاهى قوى میشود که همواره خواسته اصول و ارزشهاى انقلابى، آرمانهاى اسلامى و فرمایشات امام و قانون اساسى که از دهه اول ترسیم شده را یا مبهم کند یا جابجا کند یا تغییر بدهد یا رقیق کند و خنثى کند تا جائى که اصلاً معلوم نباشد ماهیت و هویت آن چیست و فقط اسمى از آن باقى بماند.
اصولى که در ابتداى دهه چهارم انقلاب باید براى نسل شما مجدداً غبارزدایى شود و شفاف سازى شود، در ظرف بیش از سه دهه، سیصدهزار شهید و جانباز و مفقود داده است. سیصد هزار شهید براى این اصول فدا شده اند. بعضى خانواده ها چهارتا چهارتا شهید داده اند و هیچکس دیگر در خانه شان نمانده. چندصد هزار شهید و جانباز و مفقود داده ایم ، آنوقت یک عده میخواهند با سى تا کشته انقلاب را پس بگیرند و بردارند بروند! خیلیه آقا! سى تا تا سیصدهزارتا! سیصدهزار باید بدهید! سیصدهزار بدهید، تحویلتان میدهیم! سى هزارتا بدهید تحویلتان میدهیم! معامله را بهم نمیزنیم، سه هزار تا بدهید تحویلتان میدهیم! ( خنده حضار) ما سیصد هزار از این بچه هاى پاک که عکس شان به دیوار است داده ایم و جلوى چشم ما اینها پرپر شده اند!
جریان تحریف ، جریان سازش و خط تسلیم طلبى در برابر غرب ، یک جنبش ارتجاعى است . ارتجاع به دوران ماقبل انقلاب و ارزشهاى ماقبل انقلاب . البته گاهى براى این ارتجاع ممکن است از ادبیات انقلاب استفاده شود، از شاخصه هاى مذهبى و نمادهاى جمهورى اسلامى استفاده شود. اشخاص هم مهم نیستند، اشخاص تغییر کرده اند و بازهم خواهند کرد ولى خط همان خطى است که از دهه اول انقلاب جلوى امام ایستاد. یک عده سیاهى لشگر هم همیشه فریب ظاهر سازى و عوام فریبى این جریان را میخوردند و مورد استفاده قرار میگرفتند.
این جریانى که میخواهیم به آن توجه دهیم ، جریانى است که ارزشهاى اسلامى و انقلابى را صرفا دنیاگرایانه، لذت جویانه و سوداگرایانه فهمیده و تفسیر میکند. یعنى مدام سعى کرده انقلاب را به رنگ حاکمان جهان درآورد. انقلاب ما اپوزیسیون است در برابر قدرت حاکم بر جهان اما مدام عده اى خواسته اند با انواع توجیهات ، آنرا به رنگ حاکمان جهان درآورند.

“انقلاب، خطر استحاله در نبرد ایدئولوژیک١”سال١٣٨٨
حسن رحیم پور ازغدی

شیار ۱۴۳

فیلم زیبایی است این « شیار ۱۴۳ » اسم زیبایی هم دارد. شاید اگر هر اسم دیگری داشت، حقیر بود برای محتوای فیلم. اما نکته ای دارد این طور فیلم ها؛ این فیلم ها پیش نیاز دارد. اگر بخواهی ببینی و سر در بیاوری، باید قبلش « بوسیدن روی ماه » را دیده باشی. قبل تر هفته شهدایی چیزی دیده باشی. قبلش « نیمه پنهان ماه » خوانده باشی. قبلش از کنار قفسه ای که « فرهنگ جبهه » در آن است رد شده باشی. اول از همه هم در « رهروان » بوده باشی و غروب روز آخر در شلمچه نفهمیده باشی که چرا دلت داغ می شود و چشمت بارانی. همه ی پیش نیازها برای این است که بعد تر که زمان گذشت، شاید در سالن سینما بفهمی که ماجرا چه بوده …

meraj

حالا ما پیش نیاز ها را از اولینش حذف کرده ایم و تعجب می کنیم که چرا نتیجه آن طور که باید نبود. یادمان رفته پیش نیازها را رعایت کنیم. اصلا همه یادشان رفته. خود بسیج هم یادش رفته که انقلاب « همین طوری یهویی » انقلاب نشد و فکر و زحمت و خون پشتش بود و هست و باید باشد.

جلسه ارتباط با دبیران

caricatormoalem1کم کم دوران وعظ تربیتی در جلسات اولیای مدارس می گذرد و حیطه های دردسر ساز برای تربیت آن قدر زیاد و متغیر شده است که نمی توانیم جلسات را محدود به موضوعات سنتی کنیم. اولیای دانش آموزان کلافه اند از مشکلات ریز و درشتی که منشأ آن ها را نمی دانند. بدتر این که فکر می کنند فقط فرزند آنان است که به این مرض های ناشناخته دچار شده است. اگر بتوانیم در جلسات تدبیری کنیم که اولیا با هم صحبت کنند و راه حل های موفق خود را به اشتراک بگذارند، حداقل مزیتش این است که می فهمند فقط خودشان این مشکلات را ندارند و راه حل هایی هم کشف شده که می توان آزمود.

البته جلسات اولیا و دبیران و مسؤولان مدرسه خیرات زیادی دارد که به فشردگی کار و خستگی اش می ارزد. خیلی وقت ها مشکلات از جایی شروع می شود که معدودی از اولیا فرق مدرسه و صندوق امانات بانک را اشتباه می گیرند و خود را مشتری مدرسه می بینند. جلسات اولیاست که می تواند این فکر را زیر و رو کند اگر خوب طراحی شده باشد. در این ۴ ساعت و اندی وقت که جلسه طول کشید، با ۴۰ نفر از اولیا در مورد فرزندشان صحبت کردم و قرارهایی گذاشتیم که انجام شود. من با ۴۰ نفر قرار گذاشتم و آن ها هر کدام با یک نفر . . .

شیب نا ملایم

بیماری فرصت خوبی است برای فِکر و شُکر و من این فرصت را چهار روز داشتم. هر چند داروها خواب آور بود و نصف روز را خواب بودم. اما سعی کردم از بقیه فرصتم خوب استفاده کنم. در همین احوالات، نوشداروی اختلال در کار مجازی ام را هم یافتم؛ سادگی. مدت ها بود دور بودم از ساده نوشتن و ساده طراحی کردن و ساده دیدن.

حالا برنامه ریزی هایم تغییر می کند. با شرایط جدید، باید سادگی و فشردگی را در اولویت کارهای خانه و مدرسه و راز دل قرار دهم تا کمی از مشکلات کاسته شود. زندگی شهری و دغدغه های زندگی را هم باید ساده تر کنم. برای شروع هم از راز دل شروع کردم که ساده شده و زیبا و کارا خواهد شد ان شاءالله. با امکاناتی که کمتر به چشم بیاید و فقط قرار است وجود داشته باشد برای استفاده ی داخلی نه زیبایی خارجی.

همیشه سعیم این بود که در فضای مجازی، ظاهر و فنی کار از محتوایش پیش نرود و هر دو کنار هم باشند. اما مدت ها بود تعادل این زمینه ها به هم خورده بود. حالا باید کاستی محتوا را جبران کنم و در راه اصلاح این الگو، به شیب نا ملایم نیاز است …

پیمایش به بالا