سنجش عیار مجلس

باسمه تعالی

. . .

اصل ۱۴۲ قانون اساسی :

دارایی رهبر ، رئیس جمهور ، معاونان رئیس جمهور وزیران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت توسط رئیس قوه قضائیه رسیدگی می شود که بر خلاف حق افزایش نیافته باشد.

اصل ۴۹ قانون اساسی :

دولت موظف است ثروتهای ناشی از ربا ، غصب ، رشوه ، اختلاس ، سرقت ، قمار ، سوء استفاده از موقوفات ، سوء استفاده از مقاطعه کاریها و معاملات دولتی ، فروش زمینهای موات و مباحات اصلی ، دائر کردن اماکن فساد  و سایر موارد غیر مشروع را گرفته و به صاحب حق رد کند و در صورت معلوم نبودن او به بیت المال بدهد. این حکم باید با رسیدگی و تحقیق و ثبوت شرعی به وسیله دولت اجرا شود.

برای اجرای اصل ۱۴۲ قانون اساسی تا سال ۱۳۹۴ هیچ قانونی به تصویب نرسیده است . در تاریخ ۹/۸/۱۳۹۴ برای اولین بار پس از انقلاب قانون رسیدگی به دارایی مقامات و مسئولین به تصویب رسید که بر اساس آن رئیس قوه قضائیه موظف بوده است با تصویب و ابلاغ آئین نامه ذیربط قانون مذکور را به اجرا بگذارد.

تاکنون آیین نامه قانون مذکور ابلاغ نشده است و البته پس از ابلاغ، احکام آن صرفا نسبت به آینده اجرا می شود.

بنابراین اصل ۱۴۲ قانون اساسی که می توانست زمینه شفافیت دارایی مسئولان کشور را در ۴۰ سال گذشته فراهم کند و بر اعتماد مردم به مسئولان کشور بیفزاید متأسفانه به دلیل غفلت ۳۰ ساله مجلس شورای اسلامی و به دلیل مقاومت ۱۰ ساله سایر دستگاه های حکومتی این اصل مهم تا کنون بی خاصیت و بلا اجرا باقی مانده است.

اکنون برای جبران کوتاهی و غفلت ۴۰ ساله، می توان مطابق اصل ۴۹ قانون اساسی اموالی که برخی از مقامات و مسئولان کشور به صورت نامتعارف و با استفاده از موقعیت و مقام خود به ناحق تحصیل کرده اند را به صاحبان اصلی کشور یعنی محرومان و مستضعفان برگرداند. به این واقعیت تلخ هم باید اذعان کرد که قانون نحوه اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی مصوب مردادماه ۱۳۶۳ معطوف به اعاده اموال نامشروع مسئولان و دست اندرکاران زمان شاه بوده است و درخصوص اعاده اموال نامشروع بعد از انقلاب قابلیت اجرایی ندارد.

طراحان این طرح معتقدند بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب تا کنون پاک و سالم زندگی کرده اند اما بدون تردید برخی از مسئولان از موقعیت خود سوء استفاده کرده و به جای خدمت به مردم، تلاش خود را معطوف به تحصیل ثروت های کلان کرده اند.

فلسفه تشکیل نظام جمهوری اسلامی عدالت و مبارزه با هرگونه فساد و تباهی بوده است. رهبر معظم انقلاب از فساد اقتصادی به عنوان اژدهای هفت سر تعبیر کرده اند که مبارزه با آن جز با پاکدستی حاکمان میسر نخواهد بود. احراز پاکدستی جز با طی طریق شفافیت میسور نخواهد شد. با تصویب و اجرای طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان ثروت های نامتعارف بویژه اموال کلان به بیت المال بازگشته و با پالایش غارت گران از درون نظام، اعتماد مستضعفان و توده مردم به حاکمان افزایش یافته و مبارزه واقعی با فساد مالی هم میسر خواهد شد و نظام جمهوری اسلامی که متأسفانه از آرمان امام خمینی(ره) و شهدای خونین کفن عقب مانده است و بعضاَ از مسیر عدالت منحرف شده است در مسیر اهداف خود قرار خواهد گرفت.

با تصویب این قانون مسئولان پاکدست و ساده زیست که در برابر وسوسه ها مقاومت کرده اند مورد تحسین و تشویق قرار خواهند گرفت و شایعات و اتهامات ناروا درخصوص این دسته از مسئولان نیز از بین خواهد رفت و پاکدستان از آنهایی که با ثروت اندوزی و غارت اموال مردم موجب بدنامی شده اند متمایز خواهند شد.

باتوجه به موارد فوق طرح دو فوریتی اعاده اموال نامشروع مسئولان کشور تقدیم نمایندگان مجلس شورای اسلامی می شود.

امید است با رأی قاطع نمایندگان به این طرح همه دوستداران انقلاب بویژه عدالت خواهان و مستضعفان خوشنود و دشمنان انقلاب اسلامی و بدخواهان و فاسدان غارتگر نومید گردند.

طرح اعاده اموال نامشروع مسئولین کشور

ماده ۱: به منظور دستیابی به اهداف مندرج در اصول ۴۹ و ۱۴۲ قانون اساسی و دیگر اصول ذیربط هیأتی مرکب از یک قاضی با ابلاغ از سوی رئیس قوه قضاییه، یک نماینده از معاونت بازرسی دفتر مقام رهبری، یک نماینده از سازمان بازرسی کل کشور، یک نماینده از وزارت اطلاعات، یک نماینده از سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، رؤسای کمیسیون های قضایی و حقوقی و اصل نودم قانون اساسی مجلس شورای اسلامی(به عنوان ناظر) تشکیل می شود. این هیأت موظف است رأساً نسبت به بررسی اموال رؤسای قوای سه گانه و معاونان و مشاوران آنها، وزرا و معاونان آنها و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و استانداران و معاونان آنها و شهرداران شهرهای مراکز استانها و معاونان آنها از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون اقدام کرده و چنانچه اموال هر یک از آنها، همسر و فرزندان آنها بیش از حد متعارف باشد، مطابق احکام مندرج در این قانون نسبت به ضبط و استرداد آنها اقدام و با رعایت اصل ۴۹ قانون اساسی، درآمد حاصله پس از واریز به خزانه، وفق بودجه های سنواتی با اولویت  ایجاد اشتغال جوانان و فقرزدایی هزینه شود. علاوه بر موارد فوق هرگاه براساس اطلاعات موثق از جمله اعلام مدیران کل اطلاعات استانها و مسئولان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استانها و رؤسای دفاتر سازمان بازرسی کل کشور در استان ها و دادستان های شهرستان های مراکز استانها ظن قوی بر تحصیل اموال نامتعارف توسط قضات و سایر مدیران و مسئولان دستگاه های موضوع ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری و ماده ۲۹ قانون برنامه ششم و کلیه مسئولان موضوع قانون رسیدگی به دارایی مقامات، مسئولان و کارگزاران جمهوری اسلامی ایران مصوب ۹/۸/۱۳۹۴ مجمع تشخیص مصلحت نظام از ابتدای انقلاب تاکنون وجود داشته باشد این هیأت موظف است نسبت به رسیدگی به اموال آنها اقدام نموده و اموال مازاد از حد متعارف را با رعایت اصل ۴۹ قانون اساسی برای مصرف در مسیر فقرزدایی و اشتغال اخذ و به بیت المال تحویل دهد.

ماده ۲: اموال نامتعارف اعم از اموالی است که به نحو نامشروع تحصیل شده یا اموالی که به دلیل دسترسی به قدرت یا اطلاعات ناشی از تصدی سمت تحصیل گردیده است. هیأت موظف است با رعایت اولویت نسبت به ثروت های بیشتر، ابتدا دارایی های افراد موضوع این قانون، همسر و فرزندان آنها را که بر اساس اطلاعات و مدارک واصله از مراجع نظارتی مندرج در ماده یک، مجموع دارایی آنها بیش از پنجاه میلیارد ریال است را مورد رسیدگی قرار دهد. در صورت وجود اطلاعات و مدارک مبنی بر نامشروع بودن اموال پایین تر از مبلغ مذکور رسیدگی به آن موارد نیز در اولویت بعدی صورت می گیرد.

ماده ۳: اموالی که به مقامات، رؤسا و مدیران موضوع این قانون به ارث رسیده است مشمول این قانون نیست. در خصوص افراد موضوع این قانون مشروع بودن مالکیت ورّاث در صورتی است که نامشروع بودن مالکیت مورّثان احراز نشده باشد.

ماده ۴: چنانچه افراد موضوع این قانون اموال خود را پنهان کرده یا با هیأت مذکور در این قانون همکاری نکنند با رعایت اصل ۱۶۶ قانون اساسی به حبس درجه پنج محکوم می شوند. این مجازات قابل تخفیف، تعلیق و سایر نهادهای ارفاقی قبل و بعد از صدور حکم نیست.

ماده ۵: هیأت موضوع این قانون صرفا نسبت به نامشروع بودن و غیرمتعارف بودن اموال به دارایی افراد مشمول رسیدگی می کند و چنانچه در زمان رسیدگی به اموال افراد مشمول این قانون، هرگونه اتهامی متوجه افراد باشد موضوع توسط قاضی هیأت به دادستان صالح برای رسیدگی ارجاع می شود. جرائم مذکور چنانچه در ارتباط با سوءاستفاده های مالی موضوع این قانون باشد مشمول مرور زمان نمی شود.

ماده ۶ : اعضای موّظف هیأت از بین خود یک رئیس و یک نایب رئیس و یک سخنگو با اکثریت مطلق آراء انتخاب می کنند. جلسات هیأت با حضور دو سوم اعضاء رسمیت می یابد و تصمیمات هیأت با حداقل سه رأی نافذ خواهد بود مشروط بر اینکه قاضی هیأت در بین آنها باشد و رأی اکثریت توسط یکی از قضات هیأت انشاء می شود و به امضای قاضی و رئیس یا نایب رئیس می رسد.

در صورتی که قاضی هیأت نظر بر نامتعارف بودن اموال فرد مشمول داشته باشد و سایر اعضا بر خلاف نظر قاضی رأی دهند رأی قاضی همراه با نظرات سایر اعضای هیأت به رئیس دیوان عالی کشور جهت رسیدگی و صدور رأی مقتضی ارجاع می شود.

ماده ۷: اجرای احکام این قانون منوط به تصویب آیین نامه و دستورالعمل از سوی دولت یا رییس قوه قضاییه نیست و هیأت بلافاصله پس از لازم الاجرا شدن این قانون تشکیل و اجرای این قانون را در دستور قرار می دهد.… ادامه مطلب ...

پیام رسانی

ماجراهای پر حاشیه و راست و دروغ تلگرام به سرانجام موقت خود رسید و بالاخره تلگرام رفع فیلتر شد.

اما این مدت محدود فیلتر بودن، سوژه ی جالبی بود برای کسانی که ماورای ماجرای پیام رسانی را می بینند.

با نمک ترین زاویه اش، طرف شدن یک دولت مدعی دیپلماسی با یک شرکت پیام رسان است که موجودیت جهانی اش اینقدرها هم پر رنگ نیست و تعداد زیادی از کاربران اصلی اش ایرانیان هستند. جالب بود که آقای وزیر ارتباطات یک کشور پیام سرگشاده می دهد به مدیر یک شرکت خارجی و یک کانال را ریپورت می کند و در رفت و آمد و بسته و باز شدن کانال، آخر سر کانال با تغییر نام به فعالیتش ادامه می دهد.

در این میان حرف زیاد شنیده می شود اما بدون نتیجه. ادعا زیاد مطرح می شود اما بدون پشتوانه. فیلترینگ هوشمند و … در کدام کشور اجرا می شود که در اینترنت ایران دیده نمی شود؟! این ساده انگاری مسؤولان می تواند تصادفی باشد؟!

در هر صورت، گوشت قربانی فقط عباس است و بس.

خودکرده را تدبیر …

این روزها به این چیزها فکر می کنم:
کلید، تدبیر، بی سوادان، اسنپ، دلواپسی، نهادهای فرهنگی، قفل، تورم تک رقمی، رکود، تقصیر دولت قبل، دستمزد، جانبو، طرح سلامت، دولت سرمایه داران، برنامه و بودجه، برجام کو؟، گمرک، غربزده، اقتصاد مقاومتی، واردات، تولید، بویینگ، ما هم ترک هستیم، قیمت دلار، بی شناسنامه ها، مطبوعات، انرژی هسته ای، نیروی انسانی تربیت شده ی کانال ها، پیش دبستان و دبستان، انتقاد پذیری، ایرباس، رشد اقتصادی، دکل گمشده، دانشگاه منهای علم، تبلت و خودروی نو، دولت ورشکسته، برندینگ پمپ بنزین، امید، رفسنجان …

چرا به مسؤولی که خودش هم به صراحت می گوید اهدافی غیر از خدمت به مردم دارد رأی می دهیم؟ برای اینکه به ما خدمت کند؟ چون سواد رسانه ای نداریم که در هجوم اخبار درست را از غلط تشخیص دهیم؟ حالا از کی شاکی باشیم؟

 

نهم دی ماه، سالروز بیداری ملت در برابر لالایی رسانه ها گرامی باد.

سواد رسانه ای

سواد رسانه ای برای من از مفید ۳ شروع شد. حدود سال ۸۴ بود گمانم. همان سال که گروه رسانه داشتیم در مدرسه. گروهی که اعضای بازیگوشی داشت که با کار، بازی می کردند. شاید هم بازی شان کار کردن بود. نمی دانم. باید از خودشان بپرسیم که چه می کردند. خلاصه اینکه با رسانه زندگی می کردند و خوش بودند.

من هم آن سال ها کار برایم بازی بود. توی همین بازی ها هم برای خودم چیزهایی می ساختم و برنامه هایی داشتم که یکیش هم همین سواد رسانه ای بود. البته آن روزها اسم نداشت. همین چیزهایی که به بچه ها یاد می دهند که گول نخورند و اگر توانستند گاهی گول بزنند.

حالا سواد رسانه ای کمی جدی تر شده. کتاب دار شده. معلم ها سواد رسانه ای درس می دهند و نمره اش در کارنامه می آید. بچه ها مشق سواد رسانه ای حل می کنند و از همین کارها که ریاضی و فیزیک و شیمی هم دارد!

من هم دو سال است خیلی غیر مترقبه و زورکی هل داده شده ام در این وادی. خیلی هم برایم دلچسب است و کل هفته منتظرم روز سواد رسانه ای برسد. اما ذاتش زورکی بوده و خودم هم نمی فهمم چرا یقه ی من که کنار ایستاده بودم و با کسی کاری نداشتم گرفته اند و انداخته اند وسط گود سواد رسانه ای.

ذات این درس سواد رسانه ای هم با کتاب و جزوه همخوان نیست. محتوایش هم رسانه ای است. برای همین زده ام توی خط کانال تعاملی برای ارائه ی محتوای درسی و تمرین به بچه هایی که عاشق فیلم های سواد رسانه ای هستند و هر بار که می روم سر کلاس یکی از یک گوشه ای می پرسد « آقا فیلم جدید چی دارید؟»

انگار باورشان شده من سی دی فروش کنار خیابان هستم و قرار است یک ساعت کلاس شان را سینما کنم و کیف کنند از معماهای رسانه ای که برای شان حل می شود. من هم بدم نمی آید البته. کلی دنبال فیلم جدید می گردم. حتی به خاطرشان تلویزیون نگاه می کنم که مثال های مشترک داشته باشیم برای درس مان. برای سواد رسانه ای.

حالا برای خالی نبودن عریضه، کانال تعاملی « سواد رسانه ای » کلاس مان را هم سر و شکلی داده ام که دم امتحان، بچه ها نمونه داشته باشند و گیج نباشند و دور خودشان نچرخند. کانالی در پیام رسان سروش که امیدوارم غیر از بچه های کلاس، به درد دیگرانی که سرشان برای سواد رسانه ای درد می کند هم بخورد. کانالی که مثل دیگر کانال های این راسته ی بازار، کشکول سواد رسانه ای نخواهد بود. درس است و تمرین بر اساس سرفصل های کتاب درسی سواد رسانه ای.

این هم نشانی اش:   http://www.sapp.ir/resaneha

پیش نیازش هم نصب پیام رسان سروش است.

تعاملی بودن کانال را دوست دارم، اما نه به اندازه وبلاگ. حتی اگر وقت نداشته باشم به روز کنم و گاهنامه شده باشد!

آمد محرم

طبق سنوات گذشته

مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان و سخنرانی با یاد استاد حاج آقا مجتبی تهرانی از روز ۵ شنبه ۳۰ شهریور برابر با شب اول محرم به مدت ۱۲ شب برقرار می باشد.

مکان: خیابان ایران، کوچه شهید ملکی، مدرسه نور

سخنران: حاج حسین تهرانی

شروع سخنرانی: یک ساعت بعد از نماز مغرب و عشا

گردو نخورده ها

مشکل امروز من و تو در موضوع هفته شهدا، شناخت پیام و رسانه ی مناسب است. حرف داریم برای گفتن، موضوع هم مشخص است، اما باید رسانه ای انتخاب کنیم که به درد مخاطب بخورد و پیام به مقصد برسد و قشنگ اثر کند. این « اثر » که ذکر شد، اصلی ترین هدف هفته ی بزرگداشت شهداست و اینکه اثر را روی خودمان حس کنیم و مشعوف شویم، کافی نیست. قطعاً مخاطب باید متأثر شود. مخاطب بینوا هم ذائقه اش از تلگرام و اینستاگرام و چیزگرام، قراضه است و متمایل به پوست گردو است تا مغز گردو.

حالا این شمایی و تصمیم اینکه شهدا را خرد کنی و قاطی پوست گردو کنی و به خورد جوان مردم بدهی یا اینکه زحمت بکشی و مغز گردو را به لیست غذاهای باب طبع ایشان بیفزایی و راه را برای سایر مغزهایی که می توان به خوردش داد باز کنی تا دیگرانی پیدا شوند و حسابی با آجیل جات مقوی، تقویتش کنند.

برای این تغییر ذائقه هم باید مدت ها به شکل های مختلف با گردو و دیگر ملزومات زندگی آشنایش کنی و یکی دو هفته و تزریقی، طرف گردو خور نخواهد شد.

حالا خود دانید.

هجرت مفید

بعد از چهار سال تحت فشار روحی کار کردن، بالاخره بهانه ای پیدا شد تا از محیطی که ۲۱ سال از عمرم را با خوشی و تلخی در آن گذراندم جدا شوم و هجرتی دلپذیر داشته باشم. امروز خوشحالم از محیطی که در تمام این مدت شاهد ضعف و افولش بودم دور می شوم و امیدی ندارم روزی را ببینم که دوباره به دوران پویایی و دغدغه های زیبا و دلسوزی و ایثار کارکنان شاداب و دانش آموزان رو به رشدش بازگردد.

در این مدت هر قدر توانستم برای زنده ماندن روحیه ی دلسوزانه ی مدرسه انجام دادم. اما برای محیطی که حتی دلسوزی و وقت گذاشتن نیروهای تربیتی مدرسه برای تربیت دانش آموزان، با میزان حقوق و مزایا کم و زیاد می شود، کار زیادی نمی توان کرد.

به هر حال برای تمام همکاران سابقم آرزوی بازگشت به معلمیِ پیامبرانه و دور شدن از شغل معلمی دارم و برای دانش آموزان عزیز یافتن هویت و بینایی آرزومندم.

همیشه خوشحال خواهم شد از شنیدن خبر تغییر و بازگشت به اصول و دوری از تفکرات مخربی که مفید را موریانه وار از درون تهی و دنباله روی را جایگزین خود باوری کرد.

آتش به اختیار

یادت هست قبل از انتخابات، صحبت می کردیم که امروز وظیفه چیست، تکلیف چیست و چه باید کرد؟

یادت هست که گفتم انتخابات هر چه می خواهد بشود؛ امروز با اینکه عصر اطلاعات است، اما حباب هایی از دوستان و همفکران و جریان های قدرت اطلاعاتی در حال تشکیل است که نمی گذارد همه ی اطلاعات به مردم برسد. اینقدر رسانه یقه ی مردم را گرفته که جلوی پای شان را هم نمی بینند. اگر یک روزی بود که شهید همت ها شهرشان را رها کردند و برای رساندن فرهنگ انقلاب و اعتقادات و شعارها به روستاها هجرت کردند، امروز باید اول خودمان به فضای حقیقی هجرت کنیم، بعد هم برویم سراغ اسیران کانال های هدایت شده و مبلّغ حضوری – و نه صرفاً مجازی – انقلاب اسلامی و اسلام ناب تحریف نشده باشیم. چرا که « فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است امّا کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحثهای دونفره و سه‌نفره لازم است، جلسات تحلیل لازم است. » +

 

حالا هم که نقشه ی دقیق راه مشخص شد و حجت تمام:

« آن جذّابیّتهایی که در زمان حیات ظاهری [ حضرت امام ] ، مردم را، جوانها را، دلها را مثل آهن‌ربا به خود جذب میکرد، امروز هم وجود دارد. نام امام گره‌گشا است، علاوه بر اینکه اصول امام یک اصول تمام‌نشدنی و کهنه‌نشدنی است؛ اینها وجود دارد. بنابراین شعار عدالت اجتماعی و اقتصادی، شعار استقلال، شعار آزادی، شعار مردم‌سالاری، شعار جدا شدن از چنبره و جاذبه‌ی قدرت آمریکا و قدرتهای جهانی، امروز هم برای مردم ما و جوانهای ما جذّاب است. … همّت ما، هدف ما، آرمان ما همین است که امام بزرگوار معیّن کرد و ما دنبال این آرمانها حرکت میکنیم؛ این برای نسل جوان ما جذّاب است؛ نه‌فقط نسل جوان کشور ما، بلکه برای نسل جوان کشورهای دیگر، بخصوص کشورهای اسلامی، جذّاب است؛ این قدرت بسیج‌کنندگی انقلاب است؛ … هیچ پیش‌رانی به عظمت و قدرت انقلاب و شعارهای انقلاب وجود ندارد؛ ما امروز به این احتیاج داریم و تا سالهای متمادی احتیاج خواهیم داشت » +

 

 

حالا باید حباب های فضای مجازی را بشکنیم و یادآوری کنیم این شعارها را که نیاز جامعه است و حلال مشکلاتی که خودمان با دنیاپرستی برای خودمان ایجاد کرده ایم تا رسیده ایم به جایی که به هم رحم نمی کنیم و عده ای هم برای اینکه بر قدرت بمانند، این رفتار و این حباب ها را که نمی گذارد واقعیت را ببینیم، تشدید می کنند. حالا که قدرت طلبی به حاکم رسیده، برای نجات جامعه باید دلسوزانه زحمت کشید. باید از همه چیز گذشت و مانند نسل جنگ از اسلام عزیز در مقابل دنیا طلبی دفاع کرد. مخصوصا حالا که به نهادهای مسؤول امیدی نیست و آتش به اختیار است.

 

راه نزدیک

ماه مبارک رمضان که می رسد، فاصله ی زمین و آسمان کم می شود. این قدر که شیطان بین تو و آسمان جا نمی شود که بخواهد مانع رسیدن ت باشد.

ماه مبارک رمضان که می رسد اما، – خودم را عرض می کنم – باز هم در گیر و دار غفلت؛ یا سرگرم گلایه از گرمای تابستان و روزه ی سخت این سال ها، یا دنبال راهکار فرار از روزه با سفر، یا مشغول چانه زنی بر سر رسمی کردن کاهش ساعت کاری خواه با تأخیر در ورود خواه با تعجیل در خروج، یا در فکر مهمانی های پر خرج و زرق و برق و کی برویم افطار بخوریم و کی دعوت کنیم بیایند افطاری …

کاش توفیق شود کسر ساعت کاری مان فقط به خواب – که در این ماه فضیلت هم دارد – نگذرد و سعادت شرکت در مجالس مذهبی نصیب مان شود. فیضی که در طول سال به واسطه ی مشغله و کار و خستگی از آن بی نصیب می مانیم …

اگر غفلت کنیم، به چشم بر هم زدنی، این اولین روز ماه مبارک، به سرعت آخرین روز ماه مبارک شده است و شادی عید طاعت مان با حسرت غفلت و از دست رفتن فرصت تلخ خواهد شد.

ان شاءالله که توفیق یارمان باشد

هجرتی دیگر

بعد از سال ها قسمت شد مقطع عوض کنم و بشوم معلم دبستان. همیشه از این کار فرار کرده بودم و می ترسیدم از سر و کله زدن با بچه های ریزه میزه ی دبستان. این چند سال کنار کار اجرایی در یک دبستان، زیر چشمی زیر نظرشان داشتم که ببینم می توانم با این سن کنار بیایم یا نه. حالا می خواهم تجربه اش کنم.

همین که قسمت شد هجرت کنم و از رخوت مفید خارج شوم، نعمت بزرگی است که تا امروز خودم مانعش بودم. اما امسال برای اولین بار نظرات فضایی مجتمع نشینان به دردم خورد و سبب خیر شد. امسال اگر خدا بخواهد، همزمان هم با بچه های دبستان و هم با بچه های دبیرستان کلاس دارم. ضمنا هم مسؤول فناوری اطلاعات هستم هم فرهنگی. احتمالا سال جالبی بشود! البته اینکه در کنار رفیق همیشگی ام در تلاش نیستم، سخت است، اما اگر برنامه های او را بتوانم اجرا کنم و زمینه آماده شود که برگردد …

محیطی متفاوت و کاری متنوع که اگر خدا بخواهد و شکل بگیرد، خیرات زیادی برای من و بچه های ریزه میزه خواهد داشت.

پیمایش به بالا