• بسم الله الرحمن الرحیم

تکلیف

هنوز هم هستند يزيدياني که مقدسات شيعيان را پايمال مي کنند و اگر من و تو ساکت بمانيم نمي توانيم به کوفيان خرده بگيريم. هفته شهدا و هفته شهداها مي آيند و مي روند تا بدانيم شک کردن براي حضور يا ماندن در خانه، همان شکي است که کوفيان هم داشتند. همان شکي است که شهدا به آن اعتنا نکردند و قدم در راه شهادت گذاشتند. و اکنون حضور ما حضوري است حسيني. چه پر…

ادامه مطلب …

کلاس معرفت

بهترين هديه اي که مي تونستم از مادر شهيد حلاجيان بگيرم همان جمله بود. «علي آقا هم منتظرتون بود.» عکس شهيد که جلوي در بود کل زاويه ديدم رو پر کرده بود. امروز که رفتم خونه شهيد حلاجيان، علي آقا منتظرم بود. اشک شادي من بهترين پذيرايي بود براي اين مهماني کوتاه. هفته ي شهدا بهترين هفته از هر سال خواهد بود. حالا من منتظر علي آقا مي مونم. تو تمام مراسم ها و نمايشگاه…

ادامه مطلب …

هسته های آلبالو

آقاي پدر سلام، اميدوارم حال شما خوب باشد و از كارهاي بد من ناراحت نباشيد. (خودم مي‌دانم كه مامان منصوره هميشه چُغليم را مي‌كند) ديروز خانم معلممان گفت: عليرضا گريه نكن بابايت بر مي‌گردد. ولي آخر من كه براي شما گريه نمي‌كردم، همه‌اش تقصير اين سيدمحمد است. هسته ‌هاي آلبالو خشكه‌اش را فوت مي‌كند به من، دفتر مشقم را هم كثيف شد، از همه بدتر آلبالو خشكه‌ها بود كه لو رفتند، فردا قرار است خانوم…

ادامه مطلب …

این فصل ها …

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است این فصل را بسیار خواندم عاشقانه است هفته شهدا تنها هفته‌ی مدرسه است که درس‌هایش باور کردنی نیست یا لااقل باور کردن مطالبش سخت است. اما وقتی می‌بینم این ماجراها خیلی از من دور نیست سعی می‌کنم باورشان کنم. نمی‌شود مین‌های خنثی نشده‌ی مناطق جنگی را باور نکرد یا جنازه‌هایی را که سنگینی تانکی را تحمل کرده یا … اگر اجازه بدهید مطالب هفته شهدا را…

ادامه مطلب …

شور …

نوشتن از هفته شهدا خیلی سخته، طولش یک هفته است اما به اندازه ی یک سال فکر آدم رو مشغول می کنه. صحبت ها، اتفاقات، سختی ها، شیرینی‌ها و اشک ها … همه شون خاطرات هفته شهدا رو تشکیل میدن. یادش به خیر چهارشنبه ی هفته شهدای امسال یکی از سخت ترین و قشنگ ترین روزهای مراسم بود. سخنران چهارشنبه آقای داوودآبادی بود. همه اش نگران بودم مشکلی تو اجرای مراسم پیش نیاد. قرار بود…

ادامه مطلب …

فصل ها برای نسلی دیگر

چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند هر سوت خمپاره فردا به قطره ی اشکی بدل خواهد شد و این اشک جگرهایی را خواهد سوزاند؟ کیست که بداند جنگ یعنی سوختن، ویران شدن؛ آرامش مادری که فرزندش را همین الآن با لالایی گرمش در آغوش خود خوابانیده؛ نوری، صدایی، ریزش سقف خانه، و سرد شدن تن گرم کودک در…

ادامه مطلب …

اعلام برنامه !

سلام. تصویری که ملاحظه می‌کنید، مربوط به یکی از مهمترین جلسات نمایشگاه امسال است. این را نشانتان می‌دهم که مطلع باشید تا چند وقت قرار است خاطرات هفته ی شهدای ۸۳ را اینجا ببینید. از بم که برگشتم شروع می کنم. اگر خدا خواست …

ادامه مطلب …