در مشک تشنه جرعه ی آبی هنوز هست   - -   اما به خیمه ها برسد با کدام دست؟

  • بهترین هدیه ای که می تونستم از مادر شهید حلاجیان بگیرم همان جمله بود. «علی آقا هم منتظرتون بود.»
  • عکس شهید که جلوی در بود کل زاویه دیدم رو پر کرده بود.
  • امروز که رفتم خونه شهید حلاجیان، علی آقا منتظرم بود. اشک شادی من بهترین پذیرایی بود برای این مهمانی کوتاه.
  • هفته ی شهدا بهترین هفته از هر سال خواهد بود.
  • حالا من منتظر علی آقا می مونم. تو تمام مراسم ها و نمایشگاه شهدا. منتظر علی آقا و همه ی رفقای با معرفتش که سالی یک بار توی کلاس معرفت شون شرکت می کنم تا برای یک هفته هم شده یادم بیاد باید چی باشم.

در مشک تشنه جرعه ی آبی هنوز هست

اما به خیمه ها برسد با کدام دست؟

کلاس معرفت

8 نظر در مورد “کلاس معرفت

  • ۲۷ بهمن ۱۳۸۴ در ۸:۲۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام استفاده کردیم یکسالی هست که کم سعادتیم امشب هم سری زدیم به وبلاگ شما دیدیم کرکره رو پایین کشیدین و واکذاری سرقفلی . یاعلی بگوییم و از نو آعاز کنیم . اگرچه حودم بیش از همه حس پیری و کهولت میکنم . پس از یکسال به روز شدیم سری بزنید و التماس دعا

    پاسخ
  • ۱ اسفند ۱۳۸۴ در ۸:۵۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    خوشحالم از اینکه شاهد مراسم هفته شهدای مدرسه ی مفید بودم.
    همین امروز وقتی که اون آقا دکتره که روی سن هم اومد ، حرف زد، مو روی تنم سیخ شد.اون مرگ رو دیده بود، از زاویه ی یک مرده!
    بهزاد عبداللهی – دانش آموز دبیرستان شهید آقایی

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + شانزده =