• بسم الله الرحمن الرحیم

سلمان عبداللهی

انتظار داشتم سلمان همیشه وبلاگ‌شو به‌روز‌کنه. اما دیگه به‌روزش نمی‌کنه. انتظار داشتم همیشه با سلمان سر دفتر سبزش دعوا کنم تا اجازه بده مطالبشو اینجا بنویسم. اما دیگه با من دعوا نمی‌کنه. روزها خیلی زود پشت سر هم میان و می‌رن. انگار همین دیروز بود که سلمان وبلاگ معراجیان رو ثبت‌کرد به این امید که اگه یه نفر کلمه‌ی کاوه یا همت رو سرچ‌کرد براش مطلب در مورد شهید همت و کاوه بیاد؛ نه در…

ادامه مطلب …

به هر حال سفر باید …

هرجا می‌ری که نه، خیلی از جاهایی که می‌ری مردم از زلزله صحبت می‌کنن. خب حق هم دارن. شوخی که نیست، صحبت مرگ و زندگیه. فعلا اینو داشته باشید! به‌ش گفته‌بودن سرطان داره. خیلی ناراحت بود. خوب حق هم داره. شوخی که نیست، صحبت مرگ و زندگیه. این هم معادله دوم. حالا نتیجه‌گیری شاید باشن کسایی که ترجیح می‌دن اگه قراره بمیرن از سرطان بمیرن که تقریبا معلومه که کی گلوی آدمو فشار میده و…

ادامه مطلب …

آرماگدون …

رفته بودیم تفریح یا کار … خودشون هم نفهمیدند. چه برسه به ما! اما خیلی خوب بود. زمونه، زمونه‌ی رونق فیلم ادواردو بود. اگه به مغزم فشار بیارم و اشتباه هم نکنم، یک ماه قبل از اینکه فیلم ادواردو از سیما پخش بشه. خلاصه خیلی‌ها تب ادواردو گرفته بودشون. فقط همینو بگم که رفتیم یه رستوران شام بخوریم، دیدیم دکتر قدیری ابیانه هم اونجا بودن. ما هم کم حال نکردیم البته! آره می‌گفتم … رفته‌بودیم…

ادامه مطلب …

جدی نگیر …

خیلی سخته زبون کسی رو که دوستش‌داری ندونی. عاشقی ولی نمی‌تونی با معشوق حرف‌بزنی. حرفشو می‌فهمی اما نمی‌تونی منظورتو بهش بگی. خیلی زجرآوره. خیلی … دلم برای بزرگترا می‌سوزه. فقط برای همین. جوونا به این چیزا فکر نمی‌کنن. همیشه فکر‌می‌کنیم ما را درک نمی‌کنند. همیشه حرف‌هایمان برایشان نامفهوم است. همیشه حرفهایشان را نمی‌فهمیم. همیشه بدون دلیل محدود می‌شویم. اما در واقع همیشه درکشان نمی‌کنیم …

ادامه مطلب …

هجران

عاشقان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش عشق را باید از عاشقان آموخت. عشق را باید جایی غیر از سر کوچه و بازار جُست. عشق را باید از کشتگان عشق به امانت گرفت. عشق را کسی می‌فهمد که سختی‌اش را چشیده باشد. سختی‌اش را چشیده باشد و به آسانی‌اش رسیده باشد. به وصال. وصال معشوق. وصال در کوچه و بازار هم هست، وصال حتی در اینترنت هم هست! وصال اما … وصال را…

ادامه مطلب …

قدر تو را نخواهیم دانست ما جوانان …

همیشه دنبالم میای. می‌دونم. می‌دونم که بدم رو نمی‌خوای. اما بذار تو حال خودم باشم. تا کی می‌خوای هوامو داشته‌باشی؟ من دیگه بزرگ شدم. دیگه نمی‌خوام کمکم کنی. می‌خوام مستقل بشم. خودم تصمیم بگیرم برا خودم. بدت نیاد اما من دیگه خوشم نمی‌آد کسی بهم دستور بده. منم دوستت دارم. همیشه می‌خواستم اینو بهت بگم. دوستت دارم. خیلی. بیشتر از همه‌ی دنیا. چون می‌دونم که هوامو داری. راستشو بخوای هیچ کس دیگه مثل تو به…

ادامه مطلب …

بهار یعنی پایان ؟!

سلام تعجب نکن. خودِ خودم هستم. این دفعه دیگه سلمان نیست. امین صحبت می کنه. اومدم که بگم این جا دیگه یه جوریه. دیگه از اون دفتر سبز سلمان خبری نیست. می‌تونی لینکت رو پس بگیری و دیگه به این جا سر‌نزنی. اما اگه باز هم سر‌می‌زنی بدون که از این به بعد دیگه این جا سلمان اعتبار نداره یا سید‌صالح یا ثاقب یا طه یا حتی حاج‌حسین … بیا یه کاری کنیم این‌جا دیگه…

ادامه مطلب …