از 231 تا 216
جمعه 9 دي 1384
بعضي شيريني ها خيلي زود توي زندگي حل مي شه. بعضي شيريني ها اين قدر شيرينه که هميشه تو ذهن آدم مي مونه.
بعضي تلخي ها سريع تر از حد تصور از بين مي ره. بعضي تلخي ها هم مزه اش هميشه رو زبون آدم مي مونه.
بعضي غم ها زود رنگ مي بازه. بعضي غم ها اما کمر آدم رو مي شکنه.
بعضي وقايع، چه خوب چه بد؛ هميشه تو ذهن آدم مي مونه.
مراسم تشييع و تدفين « سيد »، تلخ و شيرين و غم انگيز و به ياد ماندني بود. همه از نوع دومش. با تمام مراسم هاي دنيا فرق داشت.
امروز مراسم تدفين سيدي ديگر بود. خدا رحمتش کند و به فرزندانش صبر دهد. سر مزار سيد هم رفتيم. خانواده اش هم بودند. پدر سيد را که مي بينم صبر را درک مي کنم.
اي منتظر غمگين مشو، قدري تحمل بيشتر
گردي به پاشد در افق، گويي سواري مي رسد