رهروان زین باده مستی ها کنند
خودپرستان، حق پرستی ها کنند

خوشحالم که قسمت شده دوباره برم و جاهایی رو که همیشه فقط تصور می کردم، از نزدیک ببینم. می دونم این جمله که می نویسم از اونهاست که فقط خودم می فهمم. اما می نویسم. خیلی وقت ها حس می کنم اون قدر به جنگ نزدیک می شم که وحشت و غرور و افتخار و سختی غیر قابل تحملش خردم می کنه. پارسال هم تو همین حال بودم. اوجش هم شلمچه بود. پارسال خواب هم نداشتم. تا حالا چند بار چند نفر تیکه ی شب بیداری های پارسال رو انداختن؛ اما هیچ وقت سعی نکردم جوابی بدم. حالا این هم جوابش. توضیح بیشتری ندارم.

یکشنبه عازمیم. مسافرت بازدید از مناطق جنگی خوزستان. به همراه بچه های دوره سی مفید. سر این مسافرت حسابی از مدرسه دور خوردم. شاید بهتر باشه بگم از آقای افصح. قرار بود مسؤولیت دیگه ای تو مسافرت داشته باشم. حالا با این وضعیت با این که کارها مرتبه، اما اونی که می خواستم نشد. ماجراش طولانیه. اما این قضیه هیچ وقت یادم نمیره. اگر شورا هم نظر مثبت داشت آقا افصح نباید قرارمون یادش می رفت…

تو این مدت که این طرفا پیدام نشده، کلی اتفاق افتاده. همه پشت سر هم. مغز هم طاقتش حدی داره. معلوم نیست کِی شاکی بشه و رفیق نیمه راه بشه …

رهروان زین باده مستی ها کنند
خودپرستان، حق پرستی ها کنند

رهروان ۸۴

14 نظر در مورد “رهروان ۸۴

  • ۲۴ دی ۱۳۸۴ در ۴:۳۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    جای ما راهم خالی کن . به قول یکی ما که حسرت زندگی مان ۱۰ ، ۱۵ سال دیر به دنیا امدن است …

    پاسخ
  • ۲۴ دی ۱۳۸۴ در ۱۰:۲۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سفر به خیر و پر فایده باشد الهی به امید تو. به دایره هم فکر کن. کار اساسی می خواهم …

    پاسخ
  • ۲۴ دی ۱۳۸۴ در ۱۱:۰۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    بهارمن کاش می دانستم دوری ات تا کدام جاده ادامه دارد! فردای سبزم،تاهمه من تباه نشده بیا! وبیا ومثل نسیمی بر کویر دل من بیا بیا تا رویای آن مرد می آید تعبیر شود بیا تاهمه غزل های من ازهم نپاشیده بیاسامان غزل هایم بیا //سلام عزیز//به منم سربزنید//موفق باشید

    پاسخ
  • ۲۴ دی ۱۳۸۴ در ۱۱:۰۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    بسم رب الشهدا . سلام داداش خسته نباشید رفتید انجا .. ولش کن شما که انقدر کار دارید که سفارشات ما رو یادتون بره ! برام دعا کن . یا علی مددی . از اطاعت و عبادت چه می دانم .

    پاسخ
  • ۲۷ دی ۱۳۸۴ در ۳:۳۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    نمی دونم می تونم برا ۵ شنبه چیزی بنویسم یا نه اگه نشد تو به جای من به بچه ها تبریک بگو.
    یا علی

    پاسخ
  • ۲۹ دی ۱۳۸۴ در ۸:۲۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام . دوباره پس از وقفه ای یک ماهه با مطلبی تحت عنوان ” بخش نامه خوش رویی ” به دنیای وب نویسی بازگشتم. همچنین عید سعید غدیر خم را هم تبریک عرض می کنم. موفق باشید

    پاسخ
  • ۳۰ دی ۱۳۸۴ در ۴:۳۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    امسال خیلی زودتر از پارسال راه می افتید !!!
    به این میگن یه سوژه توپ واسه تعجب !
    !!!!!!!!!!!!!!

    پاسخ
  • ۳۰ دی ۱۳۸۴ در ۴:۳۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    من درک می کنم و می فهمم.
    واقعا قشنگ است.

    پاسخ
  • ۹ بهمن ۱۳۸۴ در ۵:۳۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    دست شما درد نکند.
    این همه عشق و ایثار و عرفان و نوربالا . . .
    به ما که رسید شد “دور زدن” و “فراموشکاری” و . . .

    پاسخ
  • ۹ بهمن ۱۳۸۴ در ۵:۳۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    در ضمن به نام من یک مطلبی آمده در وب شما که : “من درک می کنم و می فهمم . واقعا قشنگ است.”
    شرمنده . این مطلب از من نیست. نمی دانم کی به نام من آن را ارسال نموده.
    من نه می فهمم و نه درک می کنم. پس از کجا بفهمم که واقعا قشنگ است؟

    پاسخ
  • ۹ بهمن ۱۳۸۴ در ۵:۴۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    باز هم شرمنده . تازه فهمیدم که مطلب به نام من نبوده و من عوضی فهمیدم.
    ضمن عذرخواهی از شما و نویسنده محترم آن مطلب باید بگویم که خود همین اتفاق هم دلیل اینست که امثال بنده نَوفهمند.
    راستی وب شما که اینقدر باصفاست ، ناراحت نمی شوی نظرات درپیت می نویسم؟

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده − 3 =