دوشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۴

مرداد، ماه تلخی شده.

خوش به حال بچه های دوره ۲۸ که فاصله ای تا مزار رفیقشان ندارند.

دلم برای فولادی خیلی تنگ شده.

فکر کنم از آثار هفته شهدا باشه.

دعا، زیاره، شفاعه

5 نظر در مورد “دعا، زیاره، شفاعه

  • ۲۳ آبان ۱۳۸۴ در ۷:۱۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    چشم
    هر دو تا وبلاگو حذف کردم امر دیگه ای باشه
    در ضمن خیلی بده که آدم روز تولدش همدوره ایش فوت کنه نه!

    پاسخ
  • ۲۳ آبان ۱۳۸۴ در ۷:۲۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    کاش علی مون فقط به خاطر هفته شهدا، مفید قبول می شد.
    همین
    یا حق

    پاسخ
  • ۲۳ آبان ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    جواب کامنت شما : وقتی آدم بیماری لاعلاج دارد حداقل از مردن اش می تواند لذت ببرد … این مرض لاعلاج است سلمان جان بگذار لذت اش را ببریم و نابود شویم … خلاص!

    پاسخ
  • ۲۴ آبان ۱۳۸۴ در ۱۰:۳۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    بسم رب الشهدا .نمی دانم … نمی دانم دلم جور دیگری گرفته در صفحه شان نوشتم ولی باز هم ارام نشدم . خود را مشغول روز مرگی کردم ولی باز نشد نمی دانم هر صفحه کا باز می کنم راه گلویم تنگ تر می شود و نفس کشیدن مشکل تر . تو گوی تمام دوستان احوال مرا دارند . و این بار با ولعی خاص انتظار چهارم آذر را می کشم . شاید این بار فرجی شود .داداش برام تو هفته شهداتون دعا کن یا علی مددی ! اگر بودیم مارو هم خبر کنید

    پاسخ
  • ۱ آذر ۱۳۸۴ در ۵:۵۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    منم دلم برا داداش شهیدم خیلی تنگ شده. ولی چه کار کنم؟ اون توی شلمچه و من اینجا تو این خراب شده. ایلیا جان چه ققققققققققددددر عشق بازی میکردی با این شهدا.
    دلم هوای تو کرده! بگو چه چاره کنم؟؟؟؟؟؟؟
    حیدر مدد

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + چهار =