با اینکه می‌دونستم قراره چهارشنبه مجلس یادبود داشته باشیم، خودم هم برای بچه‌های دوره sms زدم، وقتی اطلاعیه رو دیدم توش غرق شدم. یه لحظه یاد همه‌ی خاطرات برادرم افتادم. اردوها، مسافرت جهادی‌هایی که نیومد. کلاس‌ها، کارگروهی‌ها و هفته شهدا. دلم برای اعضای گروه شهدا تنگ شده. خلوص و ایثار توی کار؛ یادش‌به‌خیر . . .

دلتنگی

یک نظر برای “دلتنگی

  • ۳ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    دلم گرفته از این روزگار دلتنگی
    گرفته اند دلم را به کـار دلتنگی
    دلم دوباره در انبوه خستگی ها ماند
    گــــرفت آینــــــه ام را غـبار دلتنگی
    شکست پشت من از داغ بی تو بودنها
    به روی شـــــانه دل مانـــد بار دلتنگی
    درون هاله ای از اشک مانده سرگردان
    نگاه خســـــــته مـــن در مدار دلتنگی
    از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی
    نشسته ایم من و دل کـــــنار دلتنگی
    دگر پرنده احساس مــن نمی خواند
    مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی
    بیا که ثانیه ها بی تو کند می گذرد
    یا صاحب الزمان………..
    بیا که بگذرد این روزگـــــار دلتنگی
    سلام دوست من
    وبلاگ جالبی داری مطالب هم زیباست
    به من سر بزن

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =