معلم نه پدر دانش‌آموز است نه برادرش.


اما گاهی معلم باید از پدر دلسوزتر، از
برادر صمیمی‌تر و شاید گاهی هم لازم شود از بوش بی‌رحم‌تر باشد.

یکم

8 نظر در مورد “یکم

  • ۸ آبان ۱۳۸۶ در ۴:۲۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    بیا این کد صفحه اصلی “دل” (index.htm) یه مشکل داره یه نیگا بهش بکن.
    بیا وبلاگ جدیدم رو هم یه نگاه بنداز.

    پاسخ
  • ۹ آبان ۱۳۸۶ در ۸:۰۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    معلم باید معلم باشد . . .
    بی رحمی به معلم نمی آید، اما دلسوزی بی رحمانه شاید . . .

    پاسخ
  • ۱۰ آبان ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۳ ب٫ظ
    لینک ثابت

    میدونی چقدر فکر کردم تا تونستم جمله ای که نوشتی رو بخونم؟
    از ویرگول استفاده کن خوب

    پاسخ
  • ۱۱ آبان ۱۳۸۶ در ۷:۱۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    «ای روزهای خوب که در راهید !
    ای جاده های سخت ادامه !
    ای روزهای گم شده در مه !
    از پشت لحظه ها به در آیید!
    ای روز آفتابی !
    ای مثل چشم های خدا آبی !
    ای روز آمدن !
    ای مثل روز ، آمدنت روشن !
    این روزها که می گذرد
    هر روز
    در انتظار آمدنت هستم
    اما
    با من بگو که آیا، من نیز
    در روزگار آمدنت هستم ؟»
    [گل]

    پاسخ
  • ۱۳ آبان ۱۳۸۶ در ۷:۵۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    با کلمه بی رحمی موافق نیستم. چون خشم معلم (اگر واقعا معلم باشد) باز هم از روی رحم و دلسوزی اوست…………..
    یا علی ………….یا علی………….یا علی…

    پاسخ
  • ۱۵ آبان ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۰ ب٫ظ
    لینک ثابت

    به دنیا چه ربطی داره ؟
    به پارتی بازی ربط داره!
    یهو دیدید آقای بابائی شد معلم اجتمایی مفید آقای مقیمی شد ناظم مفید۳

    پاسخ
  • ۱۷ آبان ۱۳۸۶ در ۴:۲۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    با نقد متن قبلی به روزیم!
    خوش حال می شیم نظر شما رو هم بدونیم!

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + پانزده =