نسل ما

«

آرش
» مي‌گفت پدر بزرگ هاي ما انقلاب كردن، پدرها جنگيدن، ما براي مملكت چي‌كار مي‌كنيم؟
حرف عميقي بود. بي‌راه هم نبود.
توي نظرات «

معراجيان
» براي مطلب «

اطلاعات عمليات
»؛ «

مقداد
» نوشته بود:
« پس شايد اطلاعات عمليات مثل
مسئول … شهدا يا … جهادي
شدنه!؟ »

يه كم كه فكر كردم ديدم اين هم بي‌راه نيست.

 


« جزو
اطلاعات عمليات بودن يعني بي نام و نشان شدن، يعني دل كندن، تنها شدن، نترسيدن،
رفتن، به خط زدن و به دشمن رسيدن، از دشمن گذشتن، چشم شدن، گوش شدن، ديدن و شنيدن،
شناختن، به خاطر سپردن همه‌ي راه، همه‌ي موانع، همه‌ي معابر، كمين‌ها، تله‌ها،
آماده بودن براي همه‌چيز.

اينها همه، تازه اول راهه …

شب عمليات جلو افتادن و تا پاي كار بردن همه، چه شكست خورده چه پيروز، شاهد به
مرخصي رفتن همه، و كار ديگه اي رو از اول شروع كردن.

دوري از خانواده، از زن و بچه، از پدر و مادر.

جزو اطلاعات عمليات بودن يعني بي نام و نشان شدن، يعني دل كندن، يعني قيد همه چيز
رو زدن، سر دادن و دندون دادن، اما تسليم نشدن.

 تسليم شدن يعني تخليه اطلاعاتي شدن، يعني لو دادن عمليات، يعني
سرشكستگي
»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 دیدگاه دربارهٔ «نسل ما»

  1. حاج کاظم سلام!
    بیسیمچی قاطی کرده! دیگه لخت صحبت میکنه! یکی گوشي رو بده دستش!
    میگه: کسی باید کاری کنه… صداش مفهوم نیست… از لا به لای حرفهاش “مسئولیت” شنیده می شه… مثل اینکه میگه : “وظیفه”… نه! فکر کنم گفت: “ایثار”…
    داره می گه: سوز داره اما دود نداره!
    کسی می فهمه این چی میگه…!

پیمایش به بالا