دارم ميرم يزد اردو. خيلي بالا و پايين داشت هماهنگي هاي اين مسافرت. بالاخره جور شد.
توي – حداكثر – شش سال و يازده ماه و بيست روز آينده! بايد با اعتبار شغلي كمتر زندگي كنم.
وقتي دو تا اردو رو با اعتبار و سابقه آشنايي شخصي جور كني و مدرسه هر دو تا رو بعد از كلي هماهنگي بخواد منتفي كنه . . .
اشتباه كردم كه فراموش كردم « روي نظم مدرسه نميشه حساب كرد. »
آنتروپي معنيش چي بود ؟!!
وصله ي ناجور :
به زبان شيرين فارسي « اس ام اس » نزنيد!
خب ما هم دلمون واستون تنگ شده !
………
منتظریم
تا بعد _____________________بی کلام !
موفق باشید … سفر را میگویم .
بله دیگه دوما وسوما یزد ما هم کاشان
اگه باما نیایید حرف دارم …
خوش بگذره…
سلام
خسته نباشيد.
ايشالا اين بالا و پايينا مرضي درگاه الهي قرار بگيره.
به ما كه خيلي خوش گذشت.
به خصوص جيگر و ماقوت و پيتزا و آب هويجش!
آقا شایان دوما یزد، سوما “کرمان”!
اردو چطور بود؟
یا علی.