زمین بر باغبان خون گریه می کرد
زمان هم بی امان خون گریه می کرد
چو دیدم اسب او بی صاحب آمد
تمام آسمان خون گریه می کرد

۱- دیروز
از یزد برگشتیم. اردوی جالبی بود. سخت و شیرین و گاهی تلخ. بی حالی و سر درد خیلی
اذیتم کرد. تنهایی در اردو برام تازگی نداشت. دیگه دارم برای این تنهایی کار کردن
ها پیر می شوم. شفافیت رفتار بچه های سه گنجی است که هیچ وقت در مفید یک پیدا
نخواهد شد.
۲- رواج تکنولوژی بدون فرهنگ استفاده، به دانش آموزان بیشتر از هر قشری سرایت کرده
است. رفاه زدگی بدون آداب زندگی هم به تلخی این مسئله اضافه شده. خانواده ها هم
اینقدر از تربیت فرزندان غافلند که نمی تونیم برای حل این مشکل به کمک‌شون امید
داشته باشیم. مثال هاش تکراری است. بحث طولانی می شه.

۳- محرم
شد دوباره . . . متن

مجید
طولانی شده اما تمام نکات را گفته. با روایت

علیرضا
از ماجرا می شه یک گزارش کامل وقایع

آن مرگ ناتمام
!

روز از نو . . .

8 نظر در مورد “روز از نو . . .

  • ۱ بهمن ۱۳۸۵ در ۶:۲۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش
    زیرا که خدای تو عزادار حسین است
    یاس من بازهم جوانه زده
    یزد خوش گذشت
    دلم تنگه
    بریم بیرون
    علی علی

    پاسخ
  • ۲ بهمن ۱۳۸۵ در ۲:۳۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    قربونت این سفرات فقط وصف العیش است . . .
    یک کم از آنها هم بگو . . .
    تک خور . . .
    یه ندا بده بعضی وقتها . . .

    پاسخ
  • ۲ بهمن ۱۳۸۵ در ۴:۱۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام. بابا اون فیلم رو که همه تونستند ببینند. اتفاقا نکته اصلی اون فیلم تویی! چه طور ندیدی تا حالا. من جای تو بودم حتما میدیدمش! این هم لینک مستقیم فیلمه:
    http://video.google.com/videoplay?docid=2237808488117124155&pr=goog-sl
    خسته نباشی از اردو. پنج شنبه میبینمت ان شالله. خودافس

    پاسخ
  • ۵ بهمن ۱۳۸۵ در ۳:۲۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    با عرض سلام و تسلیت فرا رسیدن محرم حسینی (ع)…. دعایم کن تا من هم رهرو شایسته ای باشم . دعایم کن که راز حماسه عاشورا را درک کنم . دعایم کن که عاشورایی بشوم عاشورایی بمانم و عاشورایی بمیرم…. دعایم کن مومن که می دانم دعای صاحب این قلم توانا رد خور ندارد….دعایم کن…. خسته نباشی …. خدا قوت… ایام به کام و التماس دعا

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفده + چهارده =