نقطه، سر خط

خاطرات سال هاي زندگي
در راهنمايي مفيد را فراموش نمي کنم. اما گاهي بايد هجرت کرد


زندگي
در مدرسه را دوست دارم.
کار
در اداره را خيلي کم دوست دارم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

28 دیدگاه دربارهٔ «نقطه، سر خط»

  1. سلام
    خوب يه شاهد مثال ديگه براي اينکه به راحتي نمي شه از فضاي مفيد دل کند. حتي اگر فيزيکي باشد؛ حتي تر اگر کوتاه باشد…
    (مسلماً سياست هاي مدرسه يا افراد آن مطرح نيست.)
    يا علي مددي

  2. حالا اين همه فحش نده. مفيد را خودت ساختي حالا که داري ميري فحش مي دي ؟
    اين قدر هم که تو مي گي بد نيست. يک کمي هم عادلانه تر.
    3 … خوش بگذره. يه سري هم بزن پيش ما.
    انقلاب
    جمال زاده شمالي
    ک اعتماد
    راهنمايي خاتم
    ط اول
    دفتر معلمين

  3. سلام
    زندگي انسانها با خاطرات گذشته شيرين مي شود وبا اميد به آينده به پيش مي تازد و فقط يادمان باشد در گذشته توقف نكنيم و باشتاب نور به آينده ننگريم .اينگونه است كه سعادت خواهيم يافت.
    ياد خاطراتتان همواره سبز .

  4. بسمه تعالي/ با سلام/ دوستِ گرامي، اولين پايگاه تخصصي پيرامون شخصيت حضرت رقيه سلام الله عليها با هدف بررسي علمي و تاريخي ابعاد وجودي دردانه‌ي حضرت سيد الشهدا عليه السلام راه اندازي شد. در صورت صلاح‌ديد، آدرس و لوگوي اين پايگاه را بر روي وبلاگ خود قرار دهيد. التماس دعا .يا علي.www.roghayeh.com

  5. سلام
    اميدوارم که در هر کجا هستين چه در مفيد چه مضر موفق و سربلند باشيد.
    به ياد ما باشيد همان طور که ما شما رو فراموش نمي کنيم
    اين خاطرات است که مي ماند چه آدم بخواهد چه نخواهد هميشه خاطرات در دل هستند ولي اين خود اوست که دوست ندارد آن ها به ياد داشته باشد
    حرف هاي چرتو پرتي نوشتم
    اين فقط براي انجام وظيفه بود که گفتيد. البته خيلي بد هم نشد.
    خاطرات را داشته باشيد در ياد.
    با اجازه

  6. سهراب گفته: “زندگي آبتني در حوضچه اکنون است…”
    قرار نيست همش به خاطر خاطره ها (گذشته) و يا همش به خاطر آينده زندگي کنيم
    زندگي فقط زنده بودن نيست و تلاش براي اون
    کاري که بيشتر اين جانداران دو پا انجام مي دن تا سالهاي بعد عمرشون رو زنده بمونن،
    بدون اينکه بدونن…
    بايد آبتني کرد و لذت برد، همين حالا
    شايد ديگه فرصتي پيش نياد
    گاهي حوضچه اکنون آبش گلي ميشه
    يا اينکه آبش کم ميشه و ديگه نميشه آبتني کرد
    يا نه، اصلاً ما ديگه بزرگ مي شيم و به يه جاي بزرگتر براي آبتني احتياج داريم
    اونوقته که بايد هجرت کرد
    به يه جاي ديگه
    به يه حوضچه ديگه
    اولش شايد سخت باشه
    ولي تا تن به آب نزنيم نمي فهميمش.
    “””””زندگي رسم خوشايندي است.
    زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
    پرشي دارد اندازه عشق.
    زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
    زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.
    زندگي نوبر انجير سياه ، كه در دهان گس تابستان است.
    زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره.
    زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.
    زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
    زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
    زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
    خبر رفتن موشك به فضا،
    لمس تنهايي “ماه”، فكر بوييدن گل در كره اي ديگر.
    زندگي شستن يك بشقاب است.
    زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است.
    زندگي “مجذور” آينه است.
    زندگي گل به “توان” ابديت،
    زندگي “ضرب” زمين در ضربان دل ما،
    زندگي “هندسه” ساده و يكسان نفسهاست.
    هر كجا هستم ، باشم،
    آسمان مال من است.
    پنجره، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.
    چه اهميت دارد
    گاه اگر مي رويند
    قارچهاي غربت؟”””””””

  7. سلام دوباره
    ببخشيد بدون اجاز ه شما از نظر خوبتون توي مطلب وبلاكم استفاده كردم .و اگر اين كار باعث ناراحتي شما شد ببخشيد و به من اعلام كنيد تا حذفش كنم . نظرتون درست وخوب وزيبا بود استفاده كردم .
    خدانگهدار

پیمایش به بالا