راز دل

يادش به خير! يک سال و
يک ماه پيش يه نامه رسيد به جووناي شاغل توي راهنمايي مفيد. الان ديگه هيچ کدوم مون اونجا نيستيم!

فرستنده:


صمد غفاري

موضوع:


متن
نامه:
راز دل
من يک سره، باري همه با اوست يک کاغذ ديواري براي رايانه ي
شخصي مون.


عکس بالا و پايين سمت
راست، تازه دوربين ديجيتال اومده بود و اولين عکس هاي ديجيتال مون رو ثبت کرديم.
توي دفتر دبيران. دانش آموزان هميشه آرزو دارن توي دفتر رو ببينن. خوب اين هم دو تا
عکس از دفتر!

عکس بالا سمت چپ رو توي
مسافرت جهادي زابل 82 گرفتيم. دوره بيستي هاي راهنمايي. اون سال علي فرخي نيومده
بود جهادي.

عکس پايين سمت چپ هم يه
آب انبار بود توي بافت قديم شهر يزد. چقدر اون سال ها يزد مي رفتيم!

و اما زمينه ي عکس ها

الان يک سال و يک ماه
گذشته از روزي که

پیمایش به بالا