اشكالي در وبلاگهاي
رازدل، باعث شده بود كه بعضي از امكانات وبلاگها از كار بيفته. يك نمونه اش بخش
نظرات!
به هر حال اين نقص
مرتفع شد و وبلاگهاي رازدل، فعال شدند. الحمدلله.
توي اين مدت چند بار
وسوسه شدم كه وبلاگ رو به روز كنم. اما ديدم يه مدت به روز نشه هم بد نيست. تجربهي
بيوبلاگ بودن خيلي تجربهي خوبيه؛ مثل بيموبايل بودن!
اتفاقاتي كه باعث شد
وسوسه بشم، اين اتفاقات بود:
-
سخنراني دكتر
خليجي در مراسم روز معلم خاتم؛ دكتر
خيلي قشنگ روحيات معلمان رو توصيف كرد. اينجاست كه فرق مؤسسي كه خودش معلم باشه
با مؤسسي كه معلمي رو فراموش كرده باشه! معلوم ميشه. -
روزهاي آخر كلاس
رايانهام در اين سال تحصيلي؛ پايان
ظاهري روزهايي خوش كه اين روزها ميفهمم فقط براي من نبوده، بلكه براي بچهها
هم روزهاي خاطرهانگيزي بوده. روز آخر كلاس، بچهها برايم نوشتند و بهترين
يادگار اين سالهاي معلمي برايم خلق شد. دلم براي اين سال و اين بچهها خيلي
تنگ خواهد شد. شايد بعدها چند تكه از نوشتههاي بچهها را اينجا نوشتم. شايد. -
جشن تكليف
بچههاي پايه سوم؛ ديدن بچهها كه تا
چند روز يادشان است كه مكلف شدهاند، حسابي خاطرات سال سوم راهنمايي خودم را
زنده كرد. -
ماجراي امتحان
رايانهاي كه جز دانشآموزان، كسي در مدرسه نمي دانست آخر ارديبهشت برگزار
خواهد شد؛ يك ترم براي نو بودن ساختار
سؤالات فكر كرده بودم و برنامهريزي، اما وقت نشد طراحيشان كنم. اگر يك هفته
هم وقت داشتم بد نبود، اما يك نصفه روز براي طراحي سؤالات هدفدار، خيلي كم بود. -
آزمون ورودي
مدارس و لطمههايي كه به دانشآموزان مي زند؛
هر سال همين موقعها ذهنم را درگير ميكند. چه ميشود كرد؟
خيلي خوب شد كه وبلاگ
خراب بود، وگرنه سرتان را با اين موضوعات درد ميآوردم.
وقتي از اتفاقات روز مي نويسي دوست دارم سرم را درد بياوري.
ما که موقع صحبت هاي دکتر مشغول عکس گرفتن بوديم و نفهميديم چي گفت ؟
آقا بيا وردپرس نصب كن تا از اين مشكلات نداشته باشي
سلام از مطالب قشنگت ممنونم
…
تست نمايش نمايه ها
علي نعمت ان شير رايانه شاه خاتم الفتي داشته با اين محمد