همیشه …


همیشه نه …


خیلی وقت ها آرزو می کنم اولیای پولدار و با سواد و مدیر و با نفوذ و متوقع بچه های
مدرسه بفهمند که یک بقال قانع هم می تواند از زندگی لذت ببرد. یک رفتگر زحمتکش هم
می تواند بیشتر از همه ی آدم های مدعی و بوق به دستی که خدمتگزاری شان را توی سر
مردم می کوبند، به مردم خدمت کند؛ یک راننده ی خسته هم می تواند پدر خوبی برای بچه
هایش باشد.


خیلی وقت ها آرزو می کنم همان اولیا بفهمند که یک دانشمند منزوی و گوشه گیر همیشه
خوشبخت نیست؛ یک بازاری پر مشغله همیشه هم خواب راحت ندارد؛ زندگی فقط اتو کشیده
بودن و چسبیدن به دنیا نیست.


باقی این وقت ها هم به این فکر می کنم که اصلا به من چه که عده ای دوست دارند بچگی
بچه شان را خراب کنند، به من چه که خیلی از پدر و مادرها، موفقیت بچه هاشان را به
پز دادن پیش فک و فامیل می فروشند و معتقد هم نیستند که ارزان فروخته اند. به من چه
که خیلی ها بلد نیستند با بچه شان حرف بزنند. به من چه که …


اما آخرش می بینم خیلی هم به من مربوط است. چون من آن « خیلی وقت ها » را به این «
باقی وقت ها » ترجیح می دهم. چون من گاهی یک « معلم » هستم.
 

آرزو

7 نظر در مورد “آرزو

  • ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام آقای معلم.
    روز و شبت مبارک.
    امیدوارم تو رخت دامادی معلمی کنی.
    کاش به من هم یاد می دادی چطور با بچه ها حرف بزنم.
    یا علی

    پاسخ
  • ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۰ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    روز معلم بر تمام معلمان از معلمان استوار کوهستان تا معلمان دل گرم و صبور کویر مبارک
    عباس

    پاسخ
  • ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    روز معلم بر همه ی معلم های تمام وقت و نیمه وقت و پاره وقت و گاهی وقت مبارکا باشه.
    مخصوصاً اونایی که زیاد فکر می کنند

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − هفت =