• بسم الله الرحمن الرحیم

جهادی شروع شد

بالاخره مسافرت امسال هم با تمام سختي ها و شيريني ها تمام شد. اما اردوي جهادي سرخس تازه شروع شده. حداقل براي گروه هاي تخصصي شروع شده. گروه فرهنگي تازه فرصت مناسبي داره كه از طريق سازمان هاي فرهنگي براي منطقه اعتبار جور كنه يا امكانات نرم افزاري و فكري به منطقه بفرسته. گروه پژوهش هاي مردمي حالا بايد دست به كار بشه و از اين فرصت كمي كه تا سفر رييس جمهور به منطقه…

ادامه مطلب …

و اما صد و یک

صد و يك تنها تعريف ما از عيد نوروز شده مسافرت جهادي. ديگه با نوروز تهران غريبه ايم. اميدوارم به اين زودي ها مجبور نشم تو غربت بمونم. صد و يك داريم  مي ريم بهشت زهرا براي ديد و بازديد. داريم مي ريم پيش آشناهامون. اميدوارم شفاعت مون كنن. كاش مي شد يه سر هم بهشت فاطمه اردبيل بريم. صد و يك چقدر ديشب سر و صدا بود. بعد از اين همه سال كه چهارشنبه…

ادامه مطلب …

مسافرت جهادی 84 – دلوار

نوروزهاي زيادي را بوشهر بوديم. تا جايي که من يادمه مدرسه که بوديم مسافرت سال ۷۶ بندر ريگ بود. ۷۷ خورموج. ۷۸ کاکي. ۷۹ جم. ۸۱ مدرسه شبانکاره بود و ما رفتيم باغان. امسال هم بعد از دو سال دوري از بوشهر رفتيم دلوار و سري زديم به روستاهاي محمد عامري، باشي، بربو، بوجيکدان، گرگور، زيراهک و بريکان. جاي همه ي دوستاني که نبودند حسابي خالي بود. امسال نهمين سالي بود که سالمون تو مناطق…

ادامه مطلب …

بوشهر ۸۴

صیاد با صد بهانه ما را نگرفت با این همه دام و دانه ما را نگرفت این دور فلک چگونه دوری است که هیچ حتی به غلط نشان ما را نگرفت شاید تا سال دیگه! نتونم به روز کنم. مگر این که روستاهای کشور هم تا الان به اینترنت وصل شده باشن. امسال برای مسافرت جهادی عازم بوشهریم. به نیابت از همه ی دوستان بیل خواهیم زد! التماس دعا یا علی

ادامه مطلب …

داشتیم آقای فرمانده سپاه پاوه ؟

مسافرت جهادی فراموش شدنی نیست. آدم‌ها شاید بعد از چند سال اسمشون هم تو مسافرت نیاد. اما خود مسافرت تمومی نداره. آدم‌ها رفتنی نیستن، موندنی هم نیستن؛ اگه به درجه‌ی «کرکس پیر» بودن هم برسن، باز می‌رسه روزی که کسی رو پیدا کنن که نتونن ازش اجازه بگیرن و … مسافرت جهادی فراموش شدنی نیست. دلیلش هم آدم‌ها نیستن. شاید بعد از چند سال یادمون بره که تو کدوم مسافرت کیا بودن. یا فراموش کنیم…

ادامه مطلب …

قسمتی از ناگفته ها …

سلام. سلام. سلام باز قسمت شد بتونم آپدیت کنم. هرچند دیر به دیر. شکر. عید رفته بودیم بم. به قول بعضی ها یا شاید خیلی‌ها شهر غم. خیلی چیزها دیدیم که حتما قبلا از صدا و سیما و از طریق خبرگزاری شایعات شنیدید. اما چیزهایی هم بود که مطمئنم نشنیدید و شاید هم نباید شنید. پس من می‌نویسم تا بخونید. وارد بم که شدیم حسابی جاخوردم. چیزی از شهری که سال گذشته دیده‌بودم نمونده بود…

ادامه مطلب …

مسافرت جهادی

دل گرفته بود عقل از کار افتاده بود زبان مونده بود این وسط که چی بگه قلم از همه مبهوت تر من … من رفتم. اومدم. اما هنوز هم دلم گرفته، عقلم کار نمی کنه، زبونم بند اومده. قلمم اما راه خودشو پیدا کرده. این وسط تنها کسی که سر حرفش وایساده و کوتاه هم نمیاد عشقه. از عشق زیاد می گن. هر کس به مقتضای فهمش و درکش. اما من از یه چیز دیگه…

ادامه مطلب …

یاد مسافرت جهادی به خیر

ای که هر دم از علی دم می زنی بر یتیمان علی سر می زنی؟ بـر یـتـیـمـان عــــلـی پـرداخـتن بهتر از هفتاد مسجد ساختن ای برادر! هیچ با خود فکر کرده ای که چرا فقر وجود دارد ؟ چرا عده ای باید شبها با غم گرسنگی سر به بالین بگذارند و آرزو کنند که ای کاش نبودم و رنج و گرسنگی خانواده ام را نمی دیدم ؟ … و عده ای از درد ثروت خوابشان…

ادامه مطلب …