يادمه کوچولوتر از حالا که بوديم؛ وقتي دفتر ميخريديم اول يه خط کش و مداد قرمز برميداشتيم و تا ته دفتر رو خط کشي ميکرديم. کلاس سوم به بعد تنها فرقي که کرد اين بود که به جاي مداد از خودکار قرمز استفاده کرديم.
يادمه خيلي انرژي صرف ميکرديم براي اينکه وقتي با خودکار مينويسيم غلط نداشته باشه و مجبور نشيم خط بزنيم. البته اون موقعها هم لاک غلط گير بود؛ اما تو اين خطها نبوديم. معلمها هم نميگذاشتن از لاک استفاده کنيم. خدا خيرشون بده. کاش الان هم همينطور بود. چرا؟ خب گوش کن تا بگم.
اين روزا بچهها هميشه کنار خودکار يه لاک هم دارن. تا غلط مينويسن سريع ماستمالي ميکنن (منظور همون لاک گرفتنه!) هيچ هم الزامي ندارن که به نوشته هاشون دقت کنن که بيغلط باشه.
حالا خودت قضاوت کن. نوشتههاي کسي که حواسش هست چي مينويسه با نوشتههاي کسي که هميشه غلطهاش رو ماستمالي ميکنه يه جوره؟ فرق نداره؟
حالا تصور کن اين دو جور روحيه در مقابل مسائل و مشکلات زندگي چه عکسالعمل هايي نشون ميدن؟
ديگه ريز نشيم. فقط يه کم به کارهاي کوچيک و کم اهميتي که انجام ميديم دقت کنيم بد نيست. اصولا درسته که تکنولوژي خيلي « هاي » شده. اما مگه کسي مجبورمون کرده حتما از تکنولوژي استفاده کنيم؟
براي تکميل بحث بد نيست يه سري هم به مطلب « دلچسب ترين اسارت دنيا » بزني.
يا علي