فراری از ریسک

سه سال است بين بچه هاي مدرسه، دانش آموزي داريم كه هر كاري حاضر است بكند اما ذره اي ريسك نمي كند.

حاضر است از صبح تا شب پشت دفتر دبيران بايستد و معلم ها را بلند صدا بزند تا جواب سؤالش را بپرسد؛ اما حاضر نيست چند دقيقه به كتابخانه برود يا خودش جواب سؤال را حدس بزند و از بين جواب ها به جواب درست برسد!

حاضر است چند روز دنبال معلم رايانه اش بگردد و تا رسيدن به جواب، رايانه خانه شان را خاموش نگهدارد؛ اما حاضر نيست ريسك كند و بفهمد كه فلان تيك در ويندوز مفيد است يا مضر!

حاضر است از اول تا آخر امتحاني كه مي داند مراقبان به هيچ سؤالي جواب نمي دهند، دستش براي پرسيدن ديكته ي درست يك كلمه بالا باشد؛ اما حاضر نيست حواسش را به جاي جلب توجه مراقبان، به ديكته ي درست آن كلمه معطوف كند تا خودش به جواب درست برسد.

انگار اگر ريسك كند هميشه شكست خواهد خورد يا اگر خودش تلاش كند هميشه ناكام خواهد ماند. چند وقتي است سعي مي كنم به جاي جواب مستقيم، به منابع ارجاعش بدهم. اما فردا باز مي آيد و ادامه ي جواب را مي پرسد. درست از همان جايي كه جواب را نيمه كاره گذاشته ام!

نمي دانم در آينده باز هم مي خواهد اين قدر به ديگران و جواب هايشان وابسته باشد يا كمي به ريسك كردن عادت خواهد كرد؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 دیدگاه دربارهٔ «فراری از ریسک»

  1. ما که خیلی تجربه معلمی نداریم.
    اما گاهی آنطور که ما می بینیم نیست!
    و نهایتا جور دیگری از آب در می آید!
    شایدم در نیاید!
    نمی دانم!!

  2. یکی دانش آموزان (فکر کنید کی )0196 !er

    منظور شما کیست ؟
    ٌٍَََََُُِِِِِِِّّّّّّّمن یا شخس دیگری
    اگه منم که اشتباه می کنید

  3. من معلم نيستم و تجربه شما را ندارم . اما فكر ميكنم اين روش برايش سودمند باشد .
    problem-based learning

    اين روش را برايش بكار گيريد .
    اگر در اينترنت كمي سرچ كنيد با نحوه تدريس آن آشنا ميشويد .

پیمایش به بالا