وقتی معلمان به سرود آیند …


معلم مهر پاك آسماني


معلم اي فروغ جاوداني


بهار بي‌خزان آفرينش


ز تو روشن چراغ علم و دانش


شكفته مهر تو در سينه‌ي من

شب تاريك قلبم از تو روشن

نگاهت نور ناب جاوداني

كلامت آيه‌هاي مهرباني

نشان از طرح لبخند تو دارد

گلي تا زين گلستان سر برآرد

پيامت جملگي پند است و اندرز

ندارد علم تو اندازه و مرز

تو باراني به كام خشك صحرا

تو خورشيدي كه مي‌تابي به دل‌ها

معلم اي فروغ جاوداني

يگانه رهنماي زندگاني

نگردم تا ز راه راست گمراه

بمان با من هميشه يار و همراه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 دیدگاه دربارهٔ «وقتی معلمان به سرود آیند …»

  1. با عرض سلام و احترام:
    همیشه حسرت شغل شریف و الهی معلمی را خورده ام…
    نیک می دانم معلمی شغل نیست بلکه عشق است و نسیب هر کسی هم نمی شود…باید لایق شد…
    خدا خیرت دهد.
    ایام به کام و موفق باشید.

  2. اين شعر رو خودت گفتی ؟
    می دونی شعر دیگران را به نام خودت ثبت کنی جرمه ؟
    این سرود همراه با موزیک با کلام را من وقتی راهنمایی بودم تو مدرسه و سرپرستی اجرا کردیم ؟ از این ماجرا 7 سال شاید هم بیشتر می گذره ؟!
    ولی خیلی شعره قشنگیه

پیمایش به بالا