وداع کعبه‌ی جان چون
توان‌کرد


فراقش
بر دل آسان چون توان‌کرد


طبیبم می‌رود من درد خود
را


نمی‌دانم که درمان چون
توان‌کرد


مرا عهدی است کاندر پاش
میرم


خلاف عهد و پیمان چون
توان‌کرد


مرا گویند پنهان دار رازش


غم عشق است پنهان چون
توان‌کرد


گرفتم راز دل بتوان نهفتن


دوای چشم گریان چون
توان‌کرد

این هم از عمر …

9 نظر در مورد “این هم از عمر …

  • ۱۸ فروردین ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۷ ب٫ظ
    لینک ثابت

    ما که از شعر و این جور چیزها چیزی سر در نمی یاریم

    پاسخ
  • ۲۱ فروردین ۱۳۸۶ در ۴:۰۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    جمع کن این وبلاگتو

    پاسخ
  • ۲۲ فروردین ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    قانون زندگی عاشق ، معشوق است
    ******
    دوست ،نزدیک تر از من به من است
    و ین عجب تر که من از وی دورم
    چه کنم با که توان گفت
    که او در کنار من و من مهجورم

    پاسخ
  • ۲۳ فروردین ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    مرا گویند پنهان دار رازش ….
    گویند پنهان دار رازش …
    پنهان دار رازش …
    .
    .
    هییییس !!!
    .
    .
    (کامنت هاتونم از این به بعد با زیر نویس بزارید … )
    تا بعد _ بی کلام

    پاسخ
  • ۲۳ فروردین ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۰ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    آقا در باره RSS Bandit یه چند تا سوال داشتم . من نمی تونم نصبش کنم . میگه فریم ورک لازم داره . من فریم ورک رو هم نصب کردم نسخه ۲ ولی میگه فریم ورک ۱.۱.۴۳۲۲ رو می خواهد این رو از کجا می تونم گیر بیارم ؟

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + 11 =