جهادی تموم شد.
با جهادی خیلی چیزهای خوب تموم شد؛ خیلی چیزهایی که باید یک سال صبر کنیم تا شاید
دوباره بریم جهادی و دوباره ازشون لذت ببریم. مگر اینکه سعی کنیم «
جهادگر » بمونیم
و به یاد « جهادی » باشیم.

حسینیه بُزن آباد - جهادی قائن 85جهادی خیلی سوغاتی داشت برامون: نماز اول وقت خوندن، خاکی بودن، رفیق واقعی داشتن،
بیکار نبودن، سحرخیز بودن، خاکی و ساده بودن، گناه نکردن، همدرد مردم بودن، بنز
سوار نشدن، گرما و عطش چشیدن، شوخی کردن بدون آزار دوستان؛ همه ی این ها و خیلی
چیزای دیگه با جهادی تموم میشه؛ اگه جهادی رو فراموش کنیم.
دیگه توی تهران سخته آدم حسابی باشیم. سخته توی صحبت مون غیبت نکنیم. سخته طوری
شوخی کنیم که کسی ناراحت نشه. سخته همدیگه رو با لقب صدا نکنیم. سخته به بزرگ تر از
خودمون احترام بذاریم. سخته کسانی رو که زیردستمون هستن به اندازه رییس مون تحویل
بگیریم. سخته به هموطن مون خدمت کنیم. سخته اگه کاری زمین مونده بدون اینکه بهمون
بگن انجامش بدیم. سخته به جای اینکه پای تلویزیون بشینیم، کتاب بخونیم. سخته به جای
اینکه توی اینترنت وقت تلف کنیم، با دوستان مون باشیم.
خیلی چیزا توی تهران سخته. اما دیدیم که غیر ممکن نیست. فقط سخته. فقط همین. جهادی
هم لذت بخشه چون سخته. پس همه ی این کارهای سخت می تونه برامون لذت بخش باشه. فقط
اراده می خواد. فقط همین.

جهادی تموم شد. اما خیلی چیزا برامون گذاشت. خدا کنه
مولا عنایت کنه و لذت جهادی
دیرتر از زیر زبونمون بره. بیا هر شب قبل از خواب بگیم « مولای، انی ببابک » تا
یادمون نره چه روزهای خوبی داشتیم . . .

والبُزن ۳۲ !

24 نظر در مورد “والبُزن ۳۲ !

  • ۷ شهریور ۱۳۸۵ در ۱:۲۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    مثل اینکه خیلی خوش گذشته! ایشالا خدا بیشترش کنه!
    راستی یه بار هم بنزتو بیار ما هم سوارش بشیم ….

    پاسخ
  • ۷ شهریور ۱۳۸۵ در ۷:۵۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    انشالله همیشه پیروز باشید …. ان هم در جهادی و دیگر مراحل زندگی تان …

    پاسخ
  • ۷ شهریور ۱۳۸۵ در ۸:۳۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    بابا ای ول . خدا قبول کند . چرا عروسی نیامدی . دلمان تنگ است .

    پاسخ
  • ۷ شهریور ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۲ ب٫ظ
    لینک ثابت

    مولای انی ببزنک
    این دعا را هرشب ۱۰۰ بار با صدای بلند بخوان و سینه بزن.
    حتما حاجت می گیری

    پاسخ
  • ۸ شهریور ۱۳۸۵ در ۱:۴۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    من موندم…
    بنز سوار شدن گناهه مگه؟…
    ولی من فکر می کنم جهادی یه شروعه…شروع واسه جهاد واقعی…
    آخه “نماز اول وقت خوندن، خاکی بودن، رفیق واقعی داشتن، بیکار نبودن، سحرخیز بودن، خاکی و ساده بودن، گناه نکردن، همدرد مردم بودن، … ” تو جهادی که هنر نیست…مهم ادامشه…

    پاسخ
  • ۹ شهریور ۱۳۸۵ در ۴:۳۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام خسته نباشین اون طور که پیداس جهادی خوبی بوده امیدوارم همه این تجربه های قشنگ توی روزمرگیهاتون کمکتون کنن
    موفق باشین

    پاسخ
  • ۹ شهریور ۱۳۸۵ در ۵:۴۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    خسته نباشید و خدا خیرتون بده ، تو پست قبل نه قبلیشم احساس شعفی که از این کارتون بهم دست داد رو گفتم ، انشاالله خدا به من هم لیاقت خدمت رو بده
    موفق باشید
    منتظر حضور گرمتون هستم
    راستی مطلب امروز لبنان کربلاست هم عالی بود

    پاسخ
  • ۹ شهریور ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    salam, khosh be hale jahadi ke to tush bashi, hatman jahadi ham delesh vasat tang mishe … , ya ALI

    پاسخ
  • ۱۰ شهریور ۱۳۸۵ در ۱:۵۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    علی الحساب اطلاعات کلی که از این عزیز دلمون! و بنز بازی هاش داری بفرست.
    (اگر امروز که چه بهتر،تا فرصت هست…)
    اسم و سمت دقیق و سابقه و…
    انشالله که خیر میشه!!
    بعد میریم تو کار رسانه و فیلم انشالله.

    پاسخ
  • ۱۳ شهریور ۱۳۸۵ در ۳:۲۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    مولا عنایت کرده و ما رو دوباره فرستاده مشهد ! ولی تو مشهدم که باشم به روز میکنم (از رو به روی زیست خاور )
    روی این که نذارم جهادی هم تموم شه فکر میکنم !
    یه سری بزنید
    تا بعد _ بی کلام

    پاسخ
  • ۱۳ شهریور ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    یا اینکه هنوز فقط سه سال جهادی رفتم خیلی از چیزهای مهم تعیین کننده ام رو از این اردو دارم ان شاءالله بازم قسمت بشه.
    یا علی

    پاسخ
  • ۱۳ شهریور ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۶ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    خوش گذشت ؟ من هم هروقت از یک اردویی چیزی میام دلم واسه خیلی چیز ها تنگ میشه . مثل این بار . صبح که بیدار شدم دنبال رفقا میگشتم که با هم بریم حرم .
    راستی کدوم یکی رو می گفتی آشناس ؟ !!!!!!