چند سال پیش از این؛
وطنم تهران بود.

همه ی تهران هم نبود.
فقط محله ی خودمان بود و شاید حوالی مدرسه. روزهایی هم که به میهمانی اقوام می
رفتیم مسافرت بود برایم.

اگر در محله ای دیگر
اتفاقی میفتاد اهمیت خاصی نداشت. برایم خبری بود مثل همه ی اخبار روزنامه ها و
تلویزیون.

اگر پشت چراغ می ماندیم
و کنار خیابان کودکی را می دیدم، غریبه ای بود که دردش مخصوص خودش بود. ربطی به من
نداشت.

اگر صبح ها که با اذان
از خانه خارج می شدم، از کنار رفتگر می گذشتم، او را کارمندی می دیدم که از محله
های جنوبی شهر آمده و در حال انجام وظیفه اش است و باید به ما خدمت کند.

 اما امروز وطنم بزرگ تر
است و درد هموطنانم درد من.


امروز برای رفتن به
گناباد لحظه شماری می کنم. چون دلم برای وطنم تنگ شده است. وطنی که تابستان گذشته
برای ساختنش به آنجا رفته بودیم.


 امروز آرزوی دیدار
دوباره ی سرخس را دارم و دوست دارم ببینم روستاهایی که پانزده روز را در آنها زندگی
کردیم چه وضعی دارند.

امروز بسیاری از وقتم
را با مرور خاطرات خورموج و کاکی و دلوار و شمبه و باغان و چاوشی و گزدراز و ماری و
گلستان و کردوان و زیرآهک و بوجیکدان و نخل های بوشهر می گذرانم.

امروز وقتی تلویزیون
خبری از بم و محمدآباد ریگان و بروات و نارتیج و روستایی که تازه در کرمان کشف شده،
پخش می کند، با دقتی بی نظیر گوش می کنم و سعی می کنم به خاطرش بسپارم.

امروز وقتی با

مقداد
در مورد مسافرت بروبچه های دانشگاه یزد صحبت می کنیم و مشکلات روستاهای
اطراف یاسوج، با تمام توان به رفع مشکلات آنان فکر می کنم و امید دارم که در بتوانم
در رفع گوشه ای از این مشکلات مؤثر باشم.


امروز وطنم تهران نیست.
تهران محلی است که یازده ماه از سال تحملش می کنم – و او هم مرا ! – تا بتوانم یک
ماه از سال را دور از تهران باشم.

امروز وطنم ایران است.
ایرانی که با مسافرت های جهادی شناختمش. دلم در گوشه گوشه ی ایران مانده است؛ و
ایرانیانی که در روستاهای وطنم زندگی می کنند خانواده ای هستند که لحظه ی سال تحویل
را با اشتیاق کنارشان می گذرانم.


هفته ی آینده،
مسافرت
جهادی
دیگری شروع می شود. مسافرتی که امیدوارم آخرین جهادی عمرم نباشد؛ و امیدوارم
همراه خوبی برای

علی آقا مربی
باشم.

به امید روزی که وطنم
فقط ایران نباشد و وطنی به وسعت جهان اسلام داشته باشم.

به جای تمام دوستانی که
التماس دعا دارند بیل می زنم. به خصوص به جای

آرش
که قول داده به جای ما خانه ی خدا را زیارت کند. خب برادر شده ایم برای
همین دیگر !!!

. . . و امروز گناباد

24 نظر در مورد “. . . و امروز گناباد

  • ۱۸ مرداد ۱۳۸۵ در ۱:۵۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    در سایت ول شدگان گفته بودید که فایل کم حجم لبیک یا حسین را در اختیار دارید،چون بنده به این فایل احتیاج دارم اگر لطف کنید و این فایل را حداکثر تا شنبه برایم بفرستید ممنون می شوم.
    اجرکم عند الله

    پاسخ
  • ۱۸ مرداد ۱۳۸۵ در ۳:۲۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    میلاد مولود کعبه مبارک
    خسته نباشید
    اجر تون با خدا

    پاسخ
  • ۱۸ مرداد ۱۳۸۵ در ۳:۳۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام یه مدت نبودم دلیلش رو تو وبلاگ نوشتم امیدوارم ما رو گم نکرده باشید بهم سر بزنید منتظرم مسنجر ایدی هم اگر دارید بدید ادتون می کنم تمام مطالبتون هم خوندم ممنون بقه من سر بزنید

    پاسخ
  • ۲۱ مرداد ۱۳۸۵ در ۲:۲۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    خداییش خیلی قشنگ و احساسی می نویسی. منم الان هوس جهادی کردم…

    پاسخ
  • ۲۱ مرداد ۱۳۸۵ در ۲:۴۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    آدم هر چی بزرگ تر می شه دیدش بازتر میشه و وطنش بزرگتر!
    ولی در مورد تهران موافق نیستم ، بعضی چیزا مجبوریه مثل زندگی تو تهران پس مجبوریم باید زیباش کرد!

    پاسخ
  • ۲۱ مرداد ۱۳۸۵ در ۹:۴۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    با سلام
    سیاهه دعا خواهان اگر پر نشده باشد. از قبل ملتمس دعا هستیم.
    یا علی باشید.

    پاسخ
  • ۲۱ مرداد ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام خوش به حالتون ما که داغ این جور کارا به دلمون میمونه .اصلآ از اسم این اردوی جهادی لذت میبرم ……..موفق باشین سفر به سلامت

    پاسخ
  • ۲۱ مرداد ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۰ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    ما که جاتون زیارت کردیم .
    پس بیل ما یادت نره !

    پاسخ
  • ۲۳ مرداد ۱۳۸۵ در ۴:۲۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام به نظر شما اگر از ماهواره بنویسم بازداشتگاه نمی رم بنویسم به درد می خوره

    پاسخ
  • ۲۳ مرداد ۱۳۸۵ در ۴:۵۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    الهی و ربی من لی غیرک
    سلام .خدا قوت .
    خدا حفظتون کنه .در این شب و روزها ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید .یه یا علی هم به جای ما بگید .راستی از وب شهید ارمیا با شما آشنا شدم .یا د شهید ارمیا هم باشید .جای اون هم یا علی بگید .در ÷ناه حق .یا زینب.

    پاسخ
  • ۲۳ مرداد ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    به من سر نمی زنید؟؟
    اومدید یه رد بزارید تا بفهم اومدیــــــــد …
    یا علی

    پاسخ
  • ۲۵ مرداد ۱۳۸۵ در ۱:۳۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    یا الله
    با سلام
    به روزم خوشحال می شم
    یه سربزن خوشحال می شم .
    یا علی

    پاسخ
  • ۲۷ مرداد ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام معلم خوبم وبلاگ جدیدم رو باز کردم برید به وبلاگ قدیمم ببینید این وبلاگمم واز هست ولی برای خاطره اون برای ماهواره است سر بزندی نظر خودتونو بدید

    پاسخ
  • ۲۹ مرداد ۱۳۸۵ در ۴:۳۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    صَلَی اللهُ عَلَیکَ یا مولای یا اَباعَبدِاللهِ الحُسَین(علیه السلام).
    سلام.
    خسته نباشید.
    شهادت پیشوای نهم شیعیان، باب الحوائج، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام تسلیت باد.
    نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن حضرت کاظم (علیه السلام) کنیه آن امام ” ابوالحسن “و ” ابوابراهیم ” است.
    شیعیان و دوستداران لقب ” باب الحوائج ” به آن حضرت داده اند.
    تولد امام موسی کاظم (علیه السلام) روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸هجری در ” ابواء ” اتفاق افتاد.
    دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) مقارن بود با سالهای آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سیزده سال از دوران خلافت هارون که سخت ترین دوران عمر آن حضرت به شمار است .
    امام موسی کاظم (علیه السلام) از حدود ۲۱سالگی بر اثر وصیت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسید ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بیشتر بوده است، البته غیر از حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
    حدیثی از آن بزرگوار:
    به راستی که با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را برای خود مقامی نداند ، بدانید
    بهای تن شما مردم ، جز بهشت نیست ، آن را جز بدان مفروشید .
    اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف).
    کربلایی باشید.
    التماس دعا.
    یا امیرالمومنین، حیدر(علیه السلام) مدد.

    پاسخ
  • ۲ شهریور ۱۳۸۵ در ۲:۵۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام . امیدوارم به یاد من هم باشی . قرار بود من هم همراه دوستان به یکی از اردوهای جهادی برویم اما بعد از اینکه یکی از دوستان در اونجا غرق شد ، س÷اه هم ÷شت ما رو خالی کرد و کمک های مردمی ( بخوانید بازاری) قطع شد و خود مردم آ«جا کمی کمک کردند اما در هر صورت کار از هم پاشید . حتما قسمت من نبوده . التماس دعا

    پاسخ
  • ۶ شهریور ۱۳۸۵ در ۴:۴۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    یا رب الجمیل
    میلاد گل رسول و زهرا و علی است
    زیرا که جهان خجسته زین نور جلی است
    ما را دگر از روز جزا باکی نیست
    چون بر دل ما عشق حسین بن علی است
    سلام .خدا قوت .گرامی باد این اعیاد بر منتظران ظهور مهدی فاطمه سلام الله علیها .ما را از دعای خیرتون فراموش نفرمایید .در پناه حق یا زینب .[گل]

    پاسخ
  • ۱۱ شهریور ۱۳۸۵ در ۱۰:۱۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    چرا اینجا زرد شده؟؟ D:
    خوب سیاه هم واسه خودش یه رنگه دیگه …
    راستی چرا نمی آپید؟؟؟

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 4 =