مدرسه ي ما به عنوان
يک مدرسه ي مذهبي شناخته شده. تا حالا هم همين طور توي مدرسه کار شده. اما کم کم فعاليت هاي مذهبي و در کل تأثير
مدرسه روي بچه ها
کم شده. شايد به نظر برسه يکي از
دلايلش اينه که فعاليت هاي آموزشي و تربيتي خلط شده و باعث
شده فعاليت هاي تربيتي به اولويت دوم منتقل بشه.
اما دليل مهم تر اينه که آدم هاي مدرسه اولويت دين و ديندار بودن بچه ها توي ذهنشون
کم شده. مدرسه به راه هاي سيستماتيک قبول شدن در
آزمون فکر مي کنه اما به راه هاي قبول شدن
يک آدم با روحيات مذهبي توي زندگي
فکر نمي کنه.
مدرسه يعني آدم هاي مدرسه. فقط آدم ها …


ادامه دارد

گره ی کور

5 نظر در مورد “گره ی کور

  • ۳۰ فروردین ۱۳۸۵ در ۱:۵۴ ق.ظ
    لینک ثابت

    سلام. جهادي (البته بعلاوه بقيه مسافرت ها)، هفته شهدا و جلسات هفتگي (يا مراسمات مذهبي و هيئت) مدرسه خوبي براي تربيت است. اگه مربيان تو اين فضاها باشند، مي توانند بازوي تربيتي خوبي باشند… موج مرده، هنوز يادم هست، ولي نامردتر از اوني هستم که بيام بهت بدم. يا علي

    پاسخ
  • ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۱ ب.ظ
    لینک ثابت

    …آدم هاي مدرسه اولويت دين و ديندار بودن بچه ها توي ذهنشون کم شده…
    اينجاست که بچه در آينده ميشه سيب زميني…

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × چهار =