وقتی می بینم بچه هایی که انتظار زیادی ازشون داشتم، این پیام رو دادن، نباید اولش عصبانی باشم؟ حالا بعدش بماند که یاد سوره تکاثر افتادم و …
یعنی ساختار تربیتی ما این قدر ضعیفه که تا دبیرستان در مورد حلال و حرام و مسائل مالی توضیحی به بچه ها داده نشده؟
یعنی اون قدر که نجس و پاکی اهمیت داره، حلال و حروم نباید برای بچه ها جا بیفته؟
شما نسبت به این چه حسی پیدا می کنی؟
مبلغه قابل توجهی دوره ما بیشتر از دوره 37 برای افطاری پول جمع کرده و البته بچه های ما تقریبا 50 تا میان و اونا 80 تا !!
حالا علی رغم اینکه کسایی که پول دادن احتمالا نذری داشتن و هدفشون نذری دادن بوده . بهتر نیست که ابن پول صرف هم دوره ای های خودمون بشه ؟!مثلا یه پیشنهاد که خودم داشتم این بود که یه صندوق یا یه حسابی داشته باشیم که اگه هر وقت بچه ها پولی احتیاج داشتن بتونیم از اون قرض بدیم و پس از مدت مشخصی هم پس داده بشه . هر چند وقت یه بار هم برای افزایش موجودی اون پول جمع کنبم تا اندوختمون بیشتر بشه.
با عرض احترام
معنی کارتون رو نمی دونم !
کاری انجام نشده که قرار باشه فهمیده بشه. یه علی فکر کرده کاری بوده، برای خودش از این طرف اون طرف دیواری چیده شما هم پشت دیوار وایسادید سعی هم نمی کنید ببینید پشت دیوار چه خبره.
از همین دیوارهای رسانه ای!
و همانطور که گفتید:
خدا اون بالاس!
مشکل چیه؟
من حسم اینه که اونا به آموزش مالی نیاز داشتن، ولی کسی به فکرشون نبوده؛ پس خودشون دست به کار شدن. خیلی هم خوبه. فقط بدیش اینه که وقتی قرار باشه از صفر تجربه کنی بیشتر طول می کشه.
دقیقا … و خطا بسیار بالاتر می رود.
همه ی این مشکلات از ساختار نامتناسب آموزش و تربیت ماست که انگار قصد بهتر شدن هم ندارد
این بندگان خدا یه سوال فقهی ساده دارند. راه حلش هم یه تماس کوچولو با برنامه ی زمزم احکامه!
رادیو معارف؛ صدای فضیلت و فطرت 🙂
اصلا مسأله این بندگان خدا نیستند که … مشکل ساختار خودمونه