خطا (Error)

از
موقعيت خاصي كه داشتم سوءاستفاده كردم. شايد بهتر بود اجازه مي دادم همه چيز روال
عادي خودش رو طي كنه. شايد بدون مداخله هم اتفاق خوبي كه منتظرم بيفته، مي افتاد.

بيست و هشتم شهريور، تلويزيون فيلم

« باشگاه امپراطوري »
رو پخش كرد. معلم توي فيلم هم، از موقعيتش براي موفقيت
يكي از بچه ها استفاده كرد. اما سال ها بعد، ديد كه با اين كار مسير زندگي كسي
تغيير نكرد. اميدوارم سي سال طول نكشه تا نتيجه كارم رو ببينم.

معلمي سخت تر از اين حرفاس . . .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 دیدگاه دربارهٔ «خطا (Error)»

  1. از شباهت هاي معلمي به خدايي همين است، كه ظاهرا مي تواني مقدرات كسي را عوض كني. قدرتش را داري كه آسمان زندگيش را به زمين بچسباني و …
    همين ويژگي معلمي بزرگ ترين جذابيت آن براي بعضي هاست.
    من و تو اما بايد حواسمان باشد كه وظيفه‌ي معلم، پيامبري است نه خدايي.
    من و تو با بقيه فرق مي كنيم.

پیمایش به بالا