تصویر آشنا

کار عکس يادآوريه. چند سال بعد که بشيني عکس هاي مسافرت رو ببيني، شايد کسي کنارت باشه که عکس ها براش خنده داره و شروع کنه به خنديدن؛ اونوقت حس مي کني داره بهت توهين ميشه. عکس ها براي تو خاطره ي زمان هاييه که از دست دادي و ديگه نداري و حسرتشو مي خوري، دوستاني که داشتي، روزهاي قشنگي که قدرشو ندونستي و حالا از اون روزا فقط عکس ها برات مونده. اما عکس ها براي کسي که تو مسافرت نبوده …

توي مسافرت جنوب چند تا عکس ديديم از جنگ، از زندگي مردم با جنگ، از بي رحمي جنگ، از زندگي. از جنگي که خيلي توش نبوديم. به تمام اونايي که يه روزي توي اين عکس ها بودن حق ميدم از بي توجهي ما دلخور بشن.

يه روزي مدرسه مردتر از حالا بوده

ما جنگ رو توي عکسي ديديم که توش نبوديم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 دیدگاه دربارهٔ «تصویر آشنا»

  1. سلام…
    دقيقا همينطوره که ميگين.خيلي چيزا خواستن جاي عکس رو بگيرند ولي نتونستن.در هر حال بايد به عکس بقيه مثل نظراتشون احترام گذاشت.ياحق

  2. سلام.
    ما جنگي که بود رو توي چيزهايي ديده ايم مثل عکس ها و فيلم ها و کتاب ها… اما جنگي که هست رو دور و بر خودمون نمي بينيم…
    ابر سياه، به پايان عمرش که نزديک مي شه، شروع مي کنه به غرش و سر و صدا، اهانت هاي غربيان به ساحت پيامبر هم از همين نوعه… ان شاءالله ريشه ظلم رو از دنيا مي کنيم…
    يا حق

پیمایش به بالا