مدتی است یک قطعه ی تصویری از گروهکی هنری در اینترنت توزیع می شود که حرف و حدیث های زیادی در پی داشته است. از آن جا که دوست ندارم راجع به موضوعی که خودم ندیده ام و درباره اش یقین ندارم، نگویم و ننویسم؛ این قطعه را دیدم و به یقین رسیدم که آقای مدیری، همان طور است که فکر می کردم؛ مغرور و بی اخلاق. خواستم مطلبی بنویسم که این متن به دستم رسید. مختصر است و مفید. بیشتر بگویم، قطعا زیاده گویی است.
به نقل همین متن اکتفا می کنم:
بعضى كسان مىگويند در هنر متعهّد، كلمه اوّل با كلمه دوم تناقض دارد. هنر، يعنى آن چيزى كه مبتنى بر تخيّل آزاد انسان است و متعهّد، يعنى زنجير شده؛ اين دو چگونه با هم مىسازد!؟ اين يك تصوّر است؛ البته تصوّر درستى نيست. بحث مسؤوليت و تعهّد هنرمند، قبل از هنرمند بودن او به انسان بودن او برمىگردد. بالأخره يك هنرمند قبل از اينكه يك هنرمند باشد، يك انسان است. انسان كه نمىتواند مسؤول نباشد. اوّلين مسؤوليتِ انسان در مقابل انسانهاست. اگرچه انسان در مقابل طبيعت و زمين و آسمان هم تعهد دارد، اما مسؤوليت بزرگ او در قبال انسانهاست. درعينحال هنرمند به خاطر ويژگى بسيار ممتازش، تعهّد جداگانهاى غير از آن بيانى كه قبلاً گفتم، دارد.
هنرمند، هم در باب فرم و قالب هنرِ خودش و هم در قبال مضمون تعهّد دارد. كسى كه قريحه هنرى دارد، نبايد به سطح پايين اكتفا كند. اين يك تعهّد است. هنرمند تنبل و بىتلاش، هنرمندى كه براى تعالى كار هنرىِ خودش و ايجاد خلاقيت تلاش نمىكند، در حقيقت به مسؤوليتِ هنرى خودش در قبال قالب عمل نكرده است. هنرمند بايد دائم تلاش كند. البته ممكن است انسان يك وقت به جايى برسد كه بيش از آن نمىتواند تلاش كند – بحثى نيست – اما تا آنجايى كه مىتواند، بايد براى اعتلاى قالب هنرى تلاش كند. اين تعهّد در قبال قالب، بدون يك احساس شور و عشق و مسؤوليت – البته اين شور و عشق هم مسؤوليت است؛ آن هم يك دست قوى است كه انسان را وادار به كارى مىكند و نمىگذارد كه احساس تنبلى و تنآسايى، او را از كار باز بدارد – به دست نمىآيد.
علاوه بر اين، تعهّد در قبال مضمون است. ما چه مىخواهيم ارائه بدهيم؟ اگر انسان محترم و عزيز است، دل و ذهن و فكر او هم عزيز و محترم است. نمىشود هر چيزى را به مخاطب داد . . . من مطلبى را – به گمانم – از قول «رومن رولان» خواندم كه گفته بود در يك كار هنرى، يك درصد هنر، نودونه درصد اخلاق؛ يا احتياطاً اينگونه بگوييم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق. به نظرم رسيد كه اين حرف، حرف دقيقى نيست. اگر از من سؤال كنند، من مىگويم صددرصد هنر و صددرصد اخلاق. اينها با هم منافات ندارند. بايد صددرصد كار را با خلاّقيت هنرى ارائه داد و صددرصد آن را از مضمون عالى و تعالىبخش و پيشبرنده و فضيلتساز پُر كرد و انباشت. آن چيزى كه دغدغه برخى آدمهاى دلسوز در زمينه مسائل هنرى است، اين است كه ما به بهانه آزادى تخيّل يا آزادى هنرى، فضيلتسوزى و هتك اخلاق نكنيم. اين بسيار مهمّ است. بنابراين هنرِ متعهّد يك واژه درست است.
هنرمند بايد خود را به حقيقتى متعهّد بداند. آن حقيقت چيست؟ اينكه هنرمند در چه سطحى از انديشه قرار دارد تا بتواند همه و يا بخشى از آن حقيقت را ببيند و بشناسد، بحث ديگرى است. البته هرچه انديشه و فكر و درك عقلانى بالاتر باشد، مىتواند به آن درك ظريف هنرى كيفيّت بيشترى بدهد. حافظ شيرازى صرفاً يك هنرمند نيست؛ بلكه معارف بلندى نيز در كلمات او وجود دارد. اين معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمىآيد؛ بلكه يك پشتوانه فلسفى و فكرى لازم دارد. بايد متّكا يا نقطه عزيمت و خاستگاهى از انديشه والا، اين درك هنرى و سپس تبيين هنرى را پشتيبانى كند. البته همه در يك سطح نيستند؛ توقّع هم نيست كه چنين باشند. اين در مورد همهى رشتههاى هنرى صادق است. شما از معمارى بگيريد تا نقاشى و طرّاحى و مجسمهسازى و تا كارهاى سينما و تئاتر و شعر و موسيقى و بقيه رشتههاى هنرى؛ همين معنا در آنها وجود دارد. يك وقت شما معمارى را مىبينيد كه انديشهاى دارد؛ يك وقت يك معمار از لحاظ انديشه، لُخت و بىهويّت است و متّكى به فكرى نيست. اينها اگر بخواهند بنايى را ايجاد كنند، دو گونه طرّاحى مىكنند. اگر ساخت يك شهر را به دست دو نفر آدمِ اينطورى بدهند، يك نيمه آن با نيمه ديگر بهكلّى متفاوت خواهد بود. بههرحال اين تعهّد، لازم است.
هنرِ ملتزم و متعهّد، يك حقيقت است و ما بايد به آن اقرار كنيم. نمىتوان رها و يله و بىهوا و با انگيزههاى روزبهروز و احياناً پايين و پست يا ناسالم، دنبال هنر رفت و سرافراز بود؛ چون آن ابتهاجى كه در هنرمند وجود دارد – هنرمند بهجت ويژهاى دارد كه با شاديهاى معمولى فرق دارد و در غيرهنرمند اصلاً ديده نمىشود – در صورتى حقيقتاً به وجود خواهد آمد كه بداند دنبال چه چيزى مىرود و چه كار مىخواهد بكند، تا با هنرمندىِ خودش احساس رضايت و بهجت كند كه آن كار را انجام مىدهد. در اين صورت بايد اخلاق انسانى، فضيلتها و معارف والاى دينى و الهى مورد توجّه باشند.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اصحاب فرهنگ و هنر
ا چه شباهتی !!!
اصلا حواسم نبود مال شما هم اینه !!!
شما به بزرگی خودتون ببخشید
یا علی