اگر خدا
بخواهد، بیست و دوم بهمن ماه امسال، خرمشهریم؛


همسفر بچه‌های دوره ۳۲ راهنمایی.

شراب
تلخ می‌خواهم که مرد افکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

رهروان ۸۶

11 نظر در مورد “رهروان ۸۶

  • ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ در ۹:۰۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام،
    همش وعدۀ سرخرمن میدی بهم؛
    می دونم که آخرش نه بشاگرد می بریم نه مناطق.
    هرچند بدونی که بم چقدر بهم خوش گذشت.
    آدم که راه دیگه ای نداشته باشه به همین وعده ها دلش خوشه…
    متشکرم که دلم رو خوش نگه می داری!
    یا حسین

    پاسخ
  • ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ در ۱۲:۲۲ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام،
    دیدی نتونستی طاقت بیاری!
    احضارت کردن رفیق.
    یا حسین

    پاسخ
  • ۲۰ بهمن ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۸ ب٫ظ
    لینک ثابت

    خیلی حال میده دیگران راجع به آدم طوری فکر کنن که آدم اون طوری نیست و حرفای آدمو طوری بفهمن که آدم منظورش نیست!
    این طوری آدم خیلی چیزا رو می فهمه و کلاً خیلی باحاله البته استثنا هم داره . . .
    من از اون حرف منظوری نداشتم(کامنت مطلب قبلی) یعنی روی صحبتم با شخص خاصی نبود، اون ۴شنبه هم که رفتم به بچه ها گفته بودم که بگن چرا می رم ولی مثل همیشه حافظه شون بر علیه من کار کرد . . .
    به هر حال امیدوارم به یاد من هم باشید!

    پاسخ
  • ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۷ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام… امیدواریم که حالتون خوب باشه
    ۲۲ بهمن مبارک! حتی در خونین شهر مقدس… موفق باشید!

    پاسخ
  • ۲۶ بهمن ۱۳۸۶ در ۴:۰۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    بسم رب شهدا
    سلام
    امیدوارم در سرزمین عشق جای اونایی که دلشون جا گذاشتن بکنید..
    یه عاااااالمه دعا…
    کربلایی باشید…

    پاسخ
  • ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ در ۷:۲۵ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام ؛
    اگر ممکن است به وبلاگ های زیر لینک دهید :
    یه وبلاگ خودمونی به آدرس : My-blog.blogfa.com
    کلاس رایانه خاتم به آدرس : My-blog.blogfa.com/page/k3.aspx
    در صورت تمایل اعلام کنید که لینک شما را در وبلاگ قرار دهم .
    با تشکر

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × چهار =