۱.
پروفسور هم که باشی، اگر کاربردی فکر نکنی؛ روی زنبور بی عسل را
سفید خواهی کرد.

۲. یکی از فرق های معلم مدرسه با استاد
دانشگاه این است که معلم باید کاربردی و قدم به قدم فکر کند. استاد مقصد را می گوید
و دانشجو راه را پیدا می کند. معلم اما . . .

۳. محرمانه:
این سال ها، هر وقت تصمیمات شورا دور از اجرا بوده و فقط به هدف نگاه کرده، حداقل
این بوده که طرح زمین خورده !!! منتظر زمین خوردن بعدی خواهم ماند. شورای دیروز از
آن شوراهای خسته کننده بود. بلا به دور !

۴. گاهی فکر می کنم، چرا باید به قصد نجات، به
سمت این تنگ در حال سقوط هجوم ببریم؟ بگذار تا بیافتد و . . .

عسل کیلو چند ؟!

2 نظر در مورد “عسل کیلو چند ؟!

  • ۲۲ آبان ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۵ ب٫ظ
    لینک ثابت

    یه تئوری خیلی خیلی جدید می گه ذهن برای کاربردی کردن هر علمی نیاز به علوم دیگه داره به خاطر همین معمارها با معلمی بدونن و معلم ها معماری …
    بذار بشکنه!
    ولی می ترسم شکستن هم تکراری بشه!

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − شش =