چند روزه که کارهای زیادی رو باید
هم زمان انجام بدم.

اتفاقات خاصی هم افتاده که مجبورم
می کنه توی نحوه ی فعالیت های مدرسه ای تغییراتی بدم. برای همین نمی رسم مطالب این
صفحه رو هفته ای یک بار برسونم. باور کنید مشغله زیاده. این نمونه هاش:

۱- هفت صبح روز سه شنبه مراسم
کوچولویی در

مدرسه
اجرا شد. چون دستور اجرای مراسم دیر رسید – یعنی دقیقا ۱۶ ساعت قبل از
مراسم – نتونستم کارها رو کاملا دانش آموزی پیش ببرم و طراحی با خودم بود و اجرا با
دانش آموزان. بگذریم که برخلاف میلم در اجرا کمکشون کردم. این اولین مراسمی بود که
در مدرسه مدیریت کردم. خیلی بد نشد. با اینکه خودم کلی اشکال بهش می گیرم اما ظاهرا
سیستم بسیار راضی بود.

۲- مسافرت مشهد

دبیرستان ۳
نزدیکه. چون تا دیروز قرار بود توی مسافرت باشم یه مسوولیت هایی
قبول کردم که تا یکشنبه نمی تونم به کسی تحویل بدم. همین که تصمیم به نرفتن
بگیرم، خودش پروسه ای بود که یه هفته ذهنم رو درگیر کرده بود. دلیل عدم حضور در
مسافرت مشهد چهار اتفاق بود که یکیش سیستم توجیه مدعوین مراسم ( بند یک ) بود. یکیش
یه کامنت با نمک. دوتاش هم اینجا نمی تونم بگم. ( البته به اهلش – اگه طالب باشن –
می گم! )

۳- چند وقتیه دارم به برنامه ها و
محتوای کاری خودم توی مسافرت جهادی هوشمند فکر می کنم. هنوز وقت نشده با

علی
صحبت کنم. تازه بعد از صحبت کلی باید وقت بذارم و برنامه ریزی کنم. دوست
دارم در این مورد با حاج آقای هوشمند هم یه مشورتی داشته باشم. همه ی مواد این بند
باید قبل از چهارشنبه اجرا بشه!

. . .

میتونید ببینید که

سلمان
از من خیلی بی کار تر بوده و تو مدتی که نبودم کلی اینجا رو به روز کرده!

کی میگه معلم ها توی تابستون
استراحت می کنن؟؟؟

تابستان ۸۵

8 نظر در مورد “تابستان ۸۵

  • ۱۲ مرداد ۱۳۸۵ در ۲:۲۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    امیدوارم کارا به موقع و خوب انجام بشه. خسته نباشی.

    پاسخ
  • ۱۲ مرداد ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۸ ق٫ظ
    لینک ثابت

    فکر کنم کاظم چند سالیه ساعت دستش نکرده.
    جهادی هوشمند : ایول
    چشمم مشکلی نداشت رفته بودم معاینه برای بهتر دیدن دارو ریخت توش

    پاسخ
  • ۱۲ مرداد ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام وای چقدر کار دارین خدا صبرتون بده
    میدونین فکر میکنم وقتی چند تا کار با هم پیش میاد ذهن آدمو خیلی مشغول میکنه واین باعث آشفتگی و گاهی احساس عدم توانایی میشه .آآآآآ چی گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    این جور موقعیتا مدیریت زمان خودشو بهتر نشون.یکی نیس بگه تو که لالایی بلدی چرا پس بیداری.موفق باشین.

    پاسخ
  • ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ در ۲:۲۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام و تشکر از حضورتان
    دیروز به خاطر مشکلاتی مطالب نوشته شده توی صفحه نیومد و امروز مجبور شدم دوباره اپ کنم و با عرض پوزش نظرات شما پاک شد .
    امیدوارم توی این تعطیلات با این همه کار و مشغله روزهای خوبی و سپری کنید .
    موفق باشید

    پاسخ
  • ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ در ۲:۳۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام، درباره جهادی دوست دارم بیام پیشت، حیف که وقت نداری. اگه فرصت پیدا کردی خبرم کن. یا علی

    پاسخ
  • ۱۳ مرداد ۱۳۸۵ در ۴:۱۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    – معمولاً تا آدم نخواد سرش شلوغ نمی شه تازه بعدش هم اگه بخواد خودش خلوت می شه!
    – جهادی هوشمند هم خوبه ها! ما رو هم می برین؟

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × سه =