تابستون عجیبیه. خیلی
داره خوش می گذره. هر روز که می رم مدرسه یاد روزهای خوش سه – چهار سال پیش میفتم.
یاد معرفتی که توی دانش آموزای اون سال ها بیشتر دیدم. اگه همکاران مدرسه ی راهنمایی
نمی خوندن بیشتر توضیح می دادم!

توی مدرسه ی جدید
موقعیت عجیب و غریبی دارم. موندم وسط دو تا طیف جدا از هم. البته بین دو طیف که
نمیشه گفت؛ ظاهرا بدون اینکه بدونم و بخوام، عضو هر دو طیف هستم. هر طرف من رو از
خودشون می دونن و انتظار دارن توی شرایط خاصی که پیش میاد خلاف نظر طرف مقابل رای
بدم. من هم سعی می کنم جوری عمل کنم که نه سیخ بسوزه نه کباب. اگه همکارای دبیرستان
نمی خوندن بیشتر توضیح می دادم!

تازه اومدم این مدرسه،
اما خیلی از اخبار پس و پیش پرده رو می دونم. یکی از دلایلش هم پاراگراف بالاس البته.
وقتی بین کارهای پرورشی صحبت های متفرقه پیش میاد و دانش آموزان سوالات عجیب و غریب
می پرسن، می مونم چی بگم. می ترسم اطلاعاتی بدم که از محرمانه بودنش بی خبرم. اگه
بچه های مدرسه نمی خوندن بیشتر توضیح می دادم!

خلاصه روزهای جالبیه.
با توجه به اینکه خیلی دست به عصا هستم؛ امیدوارم این روزها رو بدون خطا بگذرونم.
ضمناً پیشاپیش شایعه ای رو که ممکنه در مورد من بشنوی تکذیب می کنم. من همون که
قرار بود باشم می مونم و پیشنهاد جدیدی رو قبول نمی کنم. اگه مطمئن بودم که یه وقتی مثل همین الآن، این
مطلب رو نمی خونی بیشتر توضیح می دادم !!!

گستردگی و تنوع
مخاطبان هم دردسری شده ها.
لطفاً دیگه این وبلاگ رو نخونید که بتونم با آسودگی بنویسم !!!

حاشیه های هجرت

29 نظر در مورد “حاشیه های هجرت

  • ۱۱ تیر ۱۳۸۵ در ۲:۴۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام.من متاسفانه شما را به یاد نمی آورم ولی ارادت خاصی به آقا سلمان دارم.خیلی سلام بهشون برسونید.ضمنا شما در راهنمایی مفید کار می کردید،ما الآن داریم تو دانشگاه ش درس می خونیم.تصادف جالبیه.نه؟
    یا علی

    پاسخ
  • ۱۱ تیر ۱۳۸۵ در ۱۰:۳۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    من هم کلی از دست مخاطب هایم شاکی می شوم می‌گویم کاش فلانی و فلانی نمی‌خواندند.
    احمد جان دست ما رو هم بگیر…
    اون چیز هاییکه در مورد آزمون ورودی هم گفتی بخصوص نکته آخر خیلی درسته
    جای شما حسابی خالی بود.

    پاسخ
  • ۱۱ تیر ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام
    موفق باشید یعنی این مطلب هار و نوشتید که ما وبلاکتونو نخونیم
    ولی بیشتر کنجکاو شدیم و می خونیم
    تشکر

    پاسخ
  • ۱۲ تیر ۱۳۸۵ در ۱:۴۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام.
    درسته شما تازه اومدین این مدرسه، ولی خوب از قبل هم تو خیلی از جریانات بودین!
    یا علی.

    پاسخ
  • ۱۲ تیر ۱۳۸۵ در ۶:۲۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    با عرض درود و خسته نباشید…
    ۱. ببخشید منم وبلاگتونو می خونم…
    ۲. از وبلاگ ققنوس متشکرم و ….
    ۳. آقاببخشید…. حوصله ام سررفته اگه کاری تو مدرسه هست بگید فی الفور در خدمتم…. البته اگر به منافع بعضی ها ضرر نمی رسونه..!
    ۴. کار و مسؤولیت و … هیچ فرقی نمی کنه فقط هر چی ربطش به گروه شهدا نزدیکتر باشه ما خیلی بیشتر مخلصیم

    پاسخ
  • ۱۲ تیر ۱۳۸۵ در ۷:۱۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    تا اونجا که یادم شما گفته بودین اگه ببازن خوب میشه ، پس نباید جذاب باشه.
    بعد از ایران طرفدار هلند بودم هلند باخت، طرفدار ایتالیا شدم رفتیم نیمه نهایی …….

    پاسخ
  • ۱۲ تیر ۱۳۸۵ در ۷:۳۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    تو خودت نمی فهمی چی نوشتی پسر!
    این شاهکار نویسندگی و ساده نویسیه.
    سال دیگه مدرسه مون یه معلم نویسندگی میخواد. حتما معرفیت می کنم.

    پاسخ
  • ۱۲ تیر ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۲ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام . حالا که فکر میکنم کنکور رو خوب دادم چه آرزویی برام میکنی؟!!!!

    پاسخ
  • ۱۳ تیر ۱۳۸۵ در ۴:۲۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام،
    فرق من با تو اینه که نمی دونم چی می خوام بنویسم که تو بخوای بخونیش یا نه! اما می دونم دوست دارم از یادت نرم.
    یا علی

    پاسخ
  • ۱۴ تیر ۱۳۸۵ در ۹:۳۹ ق٫ظ
    لینک ثابت

    اتفاقا نه
    من اینها رو تو تلتکس خوندم و گفتم بد نیست که واسه شما هم بذارم اگه اشکالی نداره
    بازم می نویسم

    پاسخ
  • ۱۴ تیر ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۳ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام. ممنون که به وب من سر زدید بازم از کار ها بکنید. تابستون خوبیه حد اقل تا حالا خوب بوده.

    پاسخ
  • ۱۵ تیر ۱۳۸۵ در ۷:۴۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام! چشم من نمی خونم که شما با خیال راحت بنویسید !:))
    مرسی که به بلاگ ما سر زدید ! خیلی برداشت خوبی از داستانه ماهی داشتید مرسی !
    فعلا /

    پاسخ
  • ۱۵ تیر ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۴ ق٫ظ
    لینک ثابت

    اِ . یعنی قرار شد معلم راهنمای سوم ها نباشی ؟ پس اگر قرار است معلم راهنما نباشی پس چرا ۷ روز هفته می ری این مدرسه جدید ؟

    پاسخ
  • ۱۵ تیر ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    ای کاش بچه ها وبلاگ من را بیشتر از این بزرگ ترها می خواندند. اون وقت خیلی چیزها را می نوشتم که بچه ها می فهمن ولی بزرگ تر ها نمی فهمن. مثل مسافر کوچولو. می فهمی که ؟

    پاسخ
  • ۱۵ تیر ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۴ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام.
    من آپ کردم. خوشحال می شم که یه سر به ما بزنید…
    در ضمن با اجازتون یه اسباب کشی کوچولو هم داشتم. اگه ممکنه آدرسم رو توی لینکاتون تغییر بدید…. راستی ممنون می شم اگه نظرتون رو درباره کلبه جدیدم به هم بگین!!!
    در انتظار حضور سبزتان هستم.
    یا علی مدد… http://www.hmizan.mihanblog.com

    پاسخ
  • ۱۵ تیر ۱۳۸۵ در ۱۲:۲۹ ب٫ظ
    لینک ثابت

    سلام امیدوارم از تابستونتون بیشتر لذت ببرین وای چقدر مشکل دارین شما ….همش که شد خود سانسوری.موفق باشین یا حق

    پاسخ
  • ۱۶ تیر ۱۳۸۵ در ۲:۳۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    ای بابا به خدا اینجام خز شد آخه ققنوس و …
    هیچی!
    راستی آقا اگر میخوای من دیگه نخونم؟(حداقل اینطوری میگم ولی میخونم چون هستم!)
    راستی بین این دو طیف اون طیفی که ………………………………… ولش کنید توبه کردم میخوام امسال حرف سیاسی نزنم تو مدرسه!
    آقا خسته نباشید!

    پاسخ
  • ۱۶ تیر ۱۳۸۵ در ۲:۳۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    راستی همین الان ببخشید مطلب دوتا مونده به این رو خوندم
    شما میگید ما باید شرایطمون رو بگیم هرکی نخواست بره!
    آخه جون من شما یک مدرسه با شرایط خیلی ها(از جمله من) پیدا کنید تو ایران که خوب باشه من همین الان انصراف میدم میزارم میرم!

    پاسخ
  • ۱۶ تیر ۱۳۸۵ در ۱۰:۴۰ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام،
    زیلایی رو بی خیال شدیم، می ریم سادات محمودی که مدرسه مفید۲ هم شهریور میره، تو کهگیلویه.
    خدارو شکر کارهای هماهنگی بد نیست، اما بعضی بچه ها نمی تونن بیان که جای تاسفه.
    دل من هم برات تنگه، می دونم تو اون ونک خراب شده چقدر اذیتت می کنن، تو هم که معصوم!
    دعا کن از جهادی آخر برنگردم…
    یا علی

    پاسخ
  • ۱۹ تیر ۱۳۸۵ در ۱:۴۷ ق٫ظ
    لینک ثابت

    حالا که این جوره منم می خواستم یه نظر بدم ولی چون بقیه می خونن نمی نویسم ….
    😀

    پاسخ
  • ۲۱ تیر ۱۳۸۵ در ۳:۴۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    همسایه سلام!
    از قرار معلوم هر دومون اهل Mambo و MT هستیم و یه نوع دامنه هم داریم!!!
    بغیر از مطالب که من تغییری ندیدم، موفق و پاینده باشی.

    پاسخ
  • ۲۲ تیر ۱۳۸۵ در ۹:۱۱ ق٫ظ
    لینک ثابت

    قضیه معلوم شد .
    مثل اینکه به خانوادش توهین کرده بود.

    پاسخ
  • ۲۲ تیر ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۲ ق٫ظ
    لینک ثابت

    تنها بازیکن فرانسوی کچلِ که موهاش ریخته تازه الآنم دیگه به دردت نمی خوره بفهمی کیه! تموم شد رفت …..

    پاسخ
  • ۱۰ مرداد ۱۳۸۵ در ۹:۴۶ ق٫ظ
    لینک ثابت

    سلام به کلیه برو بچه های ایرونی مخلص هم هستیم در بست
    بنده دزد ایمیل هستم
    کارم صبح تا شب – شب تا صبح سرک کشیدن توی این سایت تو اون سایت است و ایمیل جمع می کنم
    با کلاس بی کلاس های کلاس زیر کلاس فرقی نمی کنه ایمیل افراد اشخاص-
    آخه می دانید چرا چون زنم می گوید که توی تلوزیون می گویند الان عصر اطلاعات است هرکس اطلاعات بیشتر داشته باشه از همه جلوتر است به خاطر همین زنم به من گفته که شب که می آیی خانه لازم نکرده برای من یک گونی پول بیاوری برو یک گونی ایمیل بیاور و گرنه جایت توی خانه نیست بابا ما آبرو داریم میگم چشم زن هرچی شما بگوید آخه اگه زنه را بزنم فردا میگن ضیعفه کش یا خفاش شب ضعیفه کش
    بقیه اشر ا الان حوصله ندارم بعد به من خواستید ایمیل بزنید بهتان می گویم
    ایمیل هایتان را جلو دست بگذارید
    تا دوبار کاری نشود یا خودتان مثل یک بچه خوب یا به قول زنم آدم بفرستید
    امضاء دزد زن ذلیل

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =