از 231 تا 216

جمعه 9 دي 1384

گردي در افقبعضي شيريني ها خيلي زود توي زندگي حل مي شه. بعضي شيريني ها اين قدر شيرينه که هميشه تو ذهن آدم مي مونه.

بعضي تلخي ها سريع تر از حد تصور از بين مي ره. بعضي تلخي ها هم مزه اش هميشه رو زبون آدم مي مونه.

بعضي غم ها زود رنگ مي بازه. بعضي غم ها اما کمر آدم رو مي شکنه.

بعضي وقايع، چه خوب چه بد؛ هميشه تو ذهن آدم مي مونه.

مراسم تشييع و تدفين « سيد »، تلخ و شيرين و غم انگيز و به ياد ماندني بود. همه از نوع دومش. با تمام مراسم هاي دنيا فرق داشت.

امروز مراسم تدفين سيدي ديگر بود. خدا رحمتش کند و به فرزندانش صبر دهد. سر مزار سيد هم رفتيم. خانواده اش هم بودند. پدر سيد را که مي بينم صبر را درک مي کنم.

اي منتظر غمگين مشو، قدري تحمل بيشتر
گردي به پاشد در افق، گويي سواري مي رسد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 دیدگاه دربارهٔ «از 231 تا 216»

  1. ديروز براي من روز خوبي بود . هر چند اشک آور و غمناک بود ولي احساس خوبي داشتم . راستي پيشنهاد خوبي دادي . يه قطعه واسه مفيدي ها بگيريم . يه هاست توي بهشت زهرا . دومينش هم ارزون تموم ميشه !!

  2. در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن
    من خود به چشم خويشتن ديدم که جانم مي رود

    خدا ايشان را بيامرزد و روحشان را با جد بزرگوارمان محشور گرداند …
    التماس دعا

پیمایش به بالا