دریاب

گاهي با اينكه با سرعت از كنار هم مي‌گذريم،
ناخواسته، لحظه‌اي نگاه‌مان به هم تلاقي مي‌كند و چشم‌هايمان به هم گره مي خورد.
شايد به سرعت، مسير نگاه‌مان را تغيير دهيم شايد هم بي تفاوت به نگاه كوتاه‌مان،
مدتي همان مسير را ادامه دهيم. در هر صورت كمي از سرعت مان كاسته خواهد شد و مي‌فهميم تنها
نيستيم.

كاش فقط گاهي نگاه‌مان با بعضي زمان‌ها و
روزها و ماه ها هم گره مي خورد …

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 دیدگاه دربارهٔ «دریاب»

  1. سلام
    امیدوارم حالتان خوب باشد از این که جوابم را دادید ممنونم در مورد مطلبتان هم شا ید بهتر باشد که بگوییم :
    “کاش فقط گاهی قلبمان با بعضی زمان ها و روز ها و ماه ها هم گره بخورد…”
    “پرتابل”التماس دعا ….

  2. سلام اقا
    بابا چرا کم وقت بزاريم
    تازه يه بخش تازه واز کرديم به نام سوالات درسي.
    مي خوايم هر هفته چند تا سوال درسي بزارم تا بچه ها با جل کردنشان جال کنند.

  3. درسته انسان ها بسته به محیط تبعیت هایی هم دارن ، ولی این دلیل نمیشه که از عقلشون استفاده نکنن . در کل هم من دنبال اختلافات نبودم ، جوابی بود به حرف یک نفری و بیان کردن یک تضادی که توی 2-3 روز دیدم .
    رفقای قدیم رو از دست دادن بده ولی باید دید به قدیمش تاکید هست یا به رفیقش.من که رو رفیق تاکید دارم تا قدمت.

  4. 1. شاعر اون شعر من نبودم .
    2. مفهوم شعر از نظر من و خیلی های دیگه که تو پیامک برامون رد و بدل شده بود این بود که اگر توی این شب قدری سیمتون وصل شد و اشکی از گوشه چشمتون ریخت ، دعایی هم برای دل خشک و چشم خشک ما بکنید تا رحمت خدا شامل حال ما هم بشه .
    3. جملات مفهومی بود اساسی .

پیمایش به بالا