غریبه‌ای پر دود

موسيقي‌هاي غربي، هر چقدر هم كه زيبا
و دلنشين حرف بزنند، براي من حرف نمي‌زنند، حرف دل من را نمي‌زنند. هر چقدر هم كه
سعي كنند خود را آشنا جلوه دهند، باز هم غريبه‌اند و درد دل من را نمي‌دانند.

وقتي انتظامي و سراج و شجريان، با
ساده‌ترين كلمات، حرفم را مي‌فهمند و از درد دل من مي‌گويند، غريبه‌هاي غربي
چاره‌اي جز پر و بال دادن به ظاهر براي غافل كردن من از محتوا ندارند.

تنهايي يعني خودت را ميان عده‌اي
بيابي كه حرف‌شان را نمي‌فهمي؛ شايد حركات‌شان و آداب‌شان به دلت بنشيند، اما اگر
فرهنگ‌ت با فرهنگ‌شان يكي نشود يا فرهنگ‌شان را با فرهنگ‌ت جايگزين نكني، باز هم تنهايي. حتي اگر با لبخندي مليح، تحويل‌شان
بگيري و تأييدشان كني؛ حتي اگر تظاهر كني كه از بودن‌شان خرسندي؛ حتي اگر توهم كني
كه به زبان تو سخن مي‌پراكنند . . .

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 دیدگاه دربارهٔ «غریبه‌ای پر دود»

  1. با عرض تشكر از آقا سلمان در مورد موسيقي يه مقدار حرف فهم و اين جور چيزا قطعي نيست، چون يه بخش اعظم قضيه دلي اِ !
    البته به شرط اينكه آدم فطرتشو خيلي دستكاري نكنه …

  2. سلام
    دقت نكردي شايان. اين ايراداتي كه گرفتي، احتمالا نتيجه‌ي بحث با يكي ديگه بوده. چون اين مسائلي كه گفتي، توي مطلب سلمان نبود.
    حرف سلمان اين نبوده كه موسيقي غربي حرفي داره براي گفتن يا نه. نگفته موسيقي غربي مبتذله يا مذهبي.
    همه‌ي حرفش اين بوده كه موسيقي غربي كه حرف داره و كلي نكته سياسي و اجتماعي داره و از كلي هم شعر با معني استفاده كرده، براي ما ساخته نشده؛ نكات سياسي و اجتماعي ما رو مطرح نكرده. شعرهاش توي فرهنگ ما ريشه نكرده.
    خلاصه حرف دل ما رو نزده، هرچند كه به ظاهر به دل ما بشينه، اما از نظر محتوايي نخواسته كه براي ما حرفي بزنه. بيشتر براي مسائل اجتماعي خودشون ساخته شده.

  3. ببخشید میتوانم سوالی بپرسم … این آقا سلمان … نویسنده دیگر این وبلاگ در دیار غرب هستند ؟ …. که اگر اینگونه باشد .. واقعا موسیقی سنتی ما و یا همان جانماز ترمه ای که نماز میخوانند همه اش با ادم درد دل میکنند . درد دل یک ایرانی .

  4. سلام
    میتونم بپرسم تاحالا چندتا موسیقیه غربی گوش دادید؟
    اگه زیاد میتونم بپرسم تا حالا دقت کردید فقط دارید به موسیقی های بی معنی که اکثر غربی ها هم قبولش ندارند گوش میدهید یا خیر؟
    یا میتونم کلی تر بپرسم اصلآ به معنی برخی شعراشون توجه کردید یا تا دیدید چند تا فحش و حرف سیاسی و … هست سریعآ…

  5. سلام البته حرف شما متین اما نه همیشه واقعا اگر کسی بر زیان خواننده و فرهنگش واقف باشه گاهی بعضی موسیقی ها بیش از حد به دل میشینه اگر چه از موسیقی سنتی ما خارج هستند که البته زیبایی موسیقی ایرانی قابل انکار نیست اما دلیل بر نفی زیبایی زبان و اندیشه هنرمندان دیگر دنیا نمیشه …. حس می کنم کمی باید بیشتر از خودمون دنیا رو باور کنیم هنوز هم انسانیت در صدای خیلی خواننده ها وجود داره که دل ما می تونه اونها رو کشف کنه … شاد باشید خدانگهدارتون

  6. “محرمانه”
    اي كاش اين احساس پاك شما رو همونايي كه اسمشون رو آوردين مي فهميدن و از يه آهنگ ساز بي نام و نشون آلماني تقليد نمي كردن و الان قرار داد هاي 150 ميليوني نمي بستن. بعدشم از فرهنگ ما چيزي نمونده. اگه مي خواين فرهنگ ما رو ببينين بايد برگردين به حد اقل 20 سال پيش. جامعه ي ما فقط اون مدرسه نيست. جامعه ي ما الان هموني هست كه داريم تو خيابون ها مي بينيم.
    راستي چي شده؟ به كوير ديگه سر نمي زنيد.
    يا علي.

  7. سلام!
    خسته نباشید!
    شاید مثل من زیادند که خاموش سری می زنند و از مطالب شما استفاده می کنند.
    ولی اینبار در مورد موسیقی ایرانی گفتی مجبور شدم رد پایی از خود به جا بگذارم!
    – آهنگ زیبای صبح مشتاقان ساخته پرویز مشکاتین، آواز علی جهاندار (از شاگردان استاد شجریان) را هر گاه گوش می دهم اشک در چشمانم حلقه می زند. من تا به حال با فقط با یک آهنگ غربی آن هم ساخته گروه CAMEL اشکبار شده ام
    دعوت می کنم به: http://www.parvizmeshkatian.ir/Cassettes/Sobh_e_Moshtaghan.htm

  8. اول آن که با این نوشته معلوم آمد که مرحوم سلمان هنوز زنده است.
    دوم آن که معلوم آمد این جا هنوز خوانده می شود.
    سوم آن که معلوم آمد تا وقتی از شمع و گل و پروانه بنویسی کسی کاری به کارت ندارد. فقط کاظم و علی عرض ارادتی می کنند و بس. به محض موضع گیری راجع به هر چیزی خیل مخالفان و مدافعان (مثل همین بنده ی حقیر) پیدا می شود.
    به جای چهارم بهتر است دوباره به سوم بیاندیشی.
    می بینی؟ هنوز سوال همان است: چقدر اهل هزینه هستی؟ می مانی یا می روی؟

پیمایش به بالا