انقلاب

روز انتخاب بین توهم و واقعیت

حالا دوباره وقت انتخاب است.

بین بازگشت به هشت سال تعطیلی کشور یا امتداد راه شهید رئیسی در احیای کارخانه ها.

بین سپردن کشور به محفل های پنهان قدرت یا امتداد راه حضرت امام در اعتماد به توده های مردم.

بین اداره کشور با گعده های کم مایه سیاسی یا امتداد راه رهبر انقلاب در سپردن نقش ها به جوانان خوش فکر خسته از سیاست زدگی ها.

بین بازگشت به دوران بهانه ها برای در رفتن از زیر بار مسئولیت یا تلاش جهادی برای حل مشکلات.

بین ترسیدن از کدخدا و تعطیل کردن چرخ کشور یا ایستادن هوشمندانه و فعالانه تا آنجا که دشمن به شکست فاحش اعتراف کند.

تصمیم در این بزنگاه آگاهی می خواهد.

کسی که حوصله هم صحبتی با صاحب نظران را ندارد چگونه می تواند جنبه های مختلف یک امر را در نظر بگیرد و با عزم راسخ تصمیم ها را تا رسیدن به نتیجه پیگیری کند.

کسی که با کمترین تشر و تهدید از اصول عدول می کند چگونه می تواند شانه زیر بار مسئولیت تصمیم گیری بدهد و پای تصمیم های خود بماند.

تصمیم در این بزنگاه شجاعت می خواهد.

کسی که با کمترین تشر و تهدید از اصول عدول می کند چگونه می تواند شانه زیر بار مسئولیت تصمیم گیری بدهد و پای تصمیم های خود بماند.

تصمیم در این بزنگاه عزم می خواهد کسی که برای این مسئولیت آمادگی ندارد چگونه می تواند این راه را تا رسیدن به مقصد دنبال کند و برای هر ملامت و ناملایمتی آماده باشد.

تصمیم در این بزنگاه ها شناخت عمیق از مردم می خواهد.

جریانی که تکیه او به محافل قدرت است و هنر او زد و بند و باجدهی به این و آن چگونه می تواند به مردم تکیه کند و نقش دهد و با اتکا به نیروهای تروتازه و پرتنوع مردم جلوی زیاده خواهی و عافیت طلبی محافل قدرت طلب بایستد.

تصمیم در این بزنگاه آزادگی می خواهد.

جریانی که تنها تدبیر سیاسی او باج دادن است حتما نمی تواند با مردم تعامل کند و آنها را در جهش کشور عادلانه سهیم کند و نقش دهد. جریانی که ابزار سیاسی او تفرقه است چگونه می تواند مردم را حول یک پرچم متحد کند.

جریانی که حیات و ابزار سیاسی آن ترساندن است چگونه می تواند برای مردم آرامش و امنیت بیاورد. جریانی که سرمایه های یک ملت را بنگاه معامله بیگانه برسرحقوق ملت می بیند حتما نمی تواند از فرصت هم افزایی با دولت های مستقل و ملت های آزاده استفاده کند تا منافع مردم عزیز ایران را تامین کند.

کسی که مردم را از کدخدا یا رقبا می ترساند همیشه بهانه ای دارد تا سستی خود را در دفاع از حقوق مردم ایران توجیه کند.

در کشاکش این بزنگاه بی سابقه خطای بزرگ‌ نشستن و انتخاب نکردن است وخطای بزرگ تر تردید و حیرت در انتخاب ودرنگ و تعلل در هم افزایی است و خطای بزرگ تر دست کشیدن از بلندنگری و سرگرم شدن به اهداف دم دستی است.

اکنون زمان اتلاف فرصت ها نیست و درنگ و تردید در جهش بزرگ ترین خیانت به این فرصت عظیم تاریخی است.

حالا وقت نقش آفرینی برای جبران هشت سال رکود، برای جبران هشت سال رشد صفر و رشد منفی، برای جبران هشت سال تخریب تاریخی، برای جبران هشت سال برباد رفتن سرمایه ها، برای جبران هشت سال نابود شدن فناوری ها و برای جبران هشت سال عمیق کردن گسل ها، برای جبران هشت سال از بین بردن اعتماد، برای جبران هشت سال بی عدالتی ها، برای نزدیک کردن دل ها با عدالت، برای جبران هشت سال بهانه تراشی ها و فرار از مسئولیت.

امان از بهانه ها

می گفتند بدون FATF نمی توانیم واکسن کرونا بخریم اما شد.

می گفتند بدون توافق جدید نمی توانیم نفت و فرآورده بفروشیم اما شد.

می گفتند بدون برقراری رابطه با آمریکا نمی شود صادرات غیرنفتی را افزایش داد و شد و بیشتر از این هم خواهد شد.

می گفتند نمی توان به مردم زمین داد اما شد.

می گفتند نمی توان حقوق کارگران را افزایش داد اما شد.

می گفتند رابطه با دنیا بدون رابطه با یک کشور خاص قابل افزایش نیست. شد یا نشد؟!

الان وقت برای بهانه تراشی نداریم.

کسانی که حرف از نشستن می زنند، عزمی برای پیمودن این راه را ندارند.

کسانی که یاس و ناامیدی از کلامشان می بارد این راه نخواهند پیمود.

کسانی که از دشمن می ترسند کجا می توانند از حق پیشرفت مردم دفاع کنند.

کسانی که مردم را دست کم می گیرند و ظرفیت های ایران را نمی شناسند چگونه می توانند به همه مردم متناسب با همه استعدادهایشان برای جهش کشور نقش بسپارند؟

جهاد و جهش راه و رسم دارد.

دفاع از جهش کشور ایستادگی می خواهد.

اصلاح ساختارهای فساد آفرین ایستادگی می خواهد.

ثمر دادن فناوری های پیشرفته صبر می خواهد، ایستادن پای جوان دانشمند می خواهد.

فناوری های پیشرفته ممکن است دیر به دست بیاید اما وقتی که به دست می آید ناگهان جایگاه یک کشور را در جهان تغییر می دهد.

هنر مردم ایران انتخابات بزرگ است و حالا وقت یک تصمیم بزرگ است.

وقت درنگ نیست …

کثافت‌کاری لیبرال‌های بی‌کارنامه

من و شما یادمون نمیاد؛ اما تاریخ معاصر میگه از اول انقلاب که مهدی بازرگان مسؤول تشکیل دولت موقت شد، با وجودی که امام به صراحت از بازرگان خواست بدون در نظر گرفتن مصالح حزبی و گروهی دولت تشکیل بده، اما این مرد اکثر کابینه رو از لیبرال‌های ملی-مذهبی انتخاب کرد و این جماعت در هر گوشه‌ای از دولت، راه را برای نفوذ آمریکایی که دستش از منافع مردم ایران کوتاه شده بود باز کردند.

امام هم در صحبت‌ها و جلسات مرتب تذکراتی بهشون دادند و فرمودند « صریحاً اعلام می‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد.» (۶۷/۳/۱۲). (+) و (+)

تا اینکه در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ، کاسه داغ‌تر از آش شدند و به تریج قباشان برخورد و استعفا دادند. اما در همان مدت حضورشان ضررها زدند به مردم و منافع ملی که نمونه اش فسخ یک طرفه و بچگانه قرارداد تسلیحاتی که پولش هم پرداخت شده بود و وجودش دردسر شده بود برای دشمن. گفتن هم ندارد که در همان لانه جاسوسی اسنادی پیدا شد که گرگ در لباس میش بودن خیلی شان را اثبات کرد.

در طول این چهار دهه که ایران به برکت نیروهای دلسوز انقلاب و با وجود تمام دشمنی و سنگ‌اندازی دشمنان توانسته در رده‌ی همسایگانی که راه هموارتر و مادیات بیشتری داشته‌اند باقی بماند و در بسیاری از حوزه‌ها بالاتر از دیگران بدرخشد.

ظریف بی‌کارنامه در کنار سردار سلیمانی پرافتخار

اما در همین شرایط، اگر کسی مبتلا به رسانه‌های مغرض نباشد و منصفانه نگاه کند، صنایع و حوزه‌هایی که به مدیریت لیبرال‌ها گرفتار بوده، راهی معکوس را در پیش گرفته‌اند و انگلی شده‌اند برای اقتصاد و فرهنگ جامعه. جهان‌بینی مبتنی بر توهمات دیکته شده از سوی دشمن و تفکرات خود حقیر بین و اجنبی پرست و متوهمانه لیبرال‌های وطنی، همیشه منتهی به تصمیماتی شده است که نفعش به بیگانه و دودش در چشم ملت رفته است. این روزها هم که واضح و شفاف می‌توانیم ببینیم که کدام حوزه‌ها موجب آزار مردم و سرخوردگی کشور شده و کدام حوزه‌ها اقتدار و جایگاه بین‌المللی و قدرت چانه‌زنی ایجاد کرده است.

این جماعت وابسته، طبق سنت همیشگی‌شان، با کمترین تعهد به اخلاق و بیشتری تظاهر به روشنفکری دینی، سعی کرده‌اند کثافت‌کاری شان را گردن دیگران بیندازند و هیچ وقت نپذیرفتند که نقص از مبانی فکری‌شان است که منجر به تصمیمات غلط و خراب شدن اوضاع می‌شود. آخرین نمونه‌ی این بی‌شرمی و بی‌اخلاقی که بارها از لیبرال‌های خودباخته و اصلاح‌طلبان قدرت‌طلب خائن دیده‌ایم، یاوه‌گویی‌های مغرضانه‌ی مدافع حقوق آمریکا در سیاست خارجی کشور است که ترجمان انحراف این قوم بی‌دین و بی‌اخلاق است.

روباهانی که در ظاهر خود را در کنار انقلاب و انقلابیون متعهد به مردم نشان می‌دهند و در فراق سلیمانی‌ها اشک تمساح می‌ریزند اما چون به خلوت می‌روند کمر به نابودی تفکر خادمان ملت می‌بندند. ان‌شاالله که به زودی مکرشان به خودشان بازگردد و مردمی را که با هجوم اطلاعات مسموم رسانه‌ای بازی خورده‌اند و اسیر مکر وزیر ارتباط قطع کن شده‌اند، بیدار شوند و ببینند که دیگر برای فریب مردم، از هزار دغل‌کاری استفاده نمی‌شود و ناشیانه و با پررویی تمام و علنی، مردم را نادان فرض می‌کنند و با وقاحت به نادانی مردم می‌خندند …

وزیر مردم و وکیل مدافع دشمن

تا آسمان راهی نیست

امروز سردار سلیمانی مزد خلوص و ایمانش را گرفت و داغدارمان کرد و حسرت مان را تازه کرد.

لذت شیرین آسمانی شدن را در شهر دود گرفته مان تازه کرد. پیام حضرت آقا هم با فرازهای زیبایش، این شیرینی را دو چندان کرد.

هر چند پیام های تسلیت عده ای سالوس بزدل معلوم الحال این شیرینی را کم می کند و تلخی به کام مان می نشاند، اما این شیرینی با تزویر آن خائنانِ جاهلِ نان به نرخ روز خور، پاک نخواهد شد. این شیرینی آسمانی کجا و زهرِ آن مارانِ خوش خط و خال کجا …

تا آسمان راهی نیست، اگر مرد این راه باشی. در کتاب ها بنویسید مادر خواب ناز بودیم که او برای وطن به آسمان رفت.

 

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی

ارغوان

 

ز کودکی خادم این تبار محترمم

چونان حبیب مظاهر مدافع حرمم

به قصد حفظ حریم حرم به پا خیزم

کنار لشکر عشاق حسین هم قدمم

***

اگر که حرمت این بارگه شکسته شود

و یا اگر که ره کرببلا بسته شود

چونان زنم به پیکر غاصب شام و عراق

که بند بند وجودش ز هم گسسته شود

***

حکم دفاع از حرم ز شاه نجف دارم

برم برم حرم هماره جان به کف دارم

هدف فقط رهایی عراق و سوریه نیست

مسیرم از حلب است قدس را هدف دارم

***

نه قصه جدایی از یار و وطن دارم

به امر حق به راه دل کفن به تن دارم

پریدن از قفس که بال و پر نمی خواهد

عشق است بال پریدن همان که من دارم

***

ذکر لبم یا زینب به دلم واهمه نیست

به سرم جز زیارت حسین فاطمه نیست

خدا مرا از در این خانه جدا نکند

گدایی در این خانه مرا خاتمه نیست

***

خطوط قرمز دور حرم زن خون من است

چو برکه ام که مرگ من همان سکون من است

پیاده می روم ز مشهدالرضا تا شام

حال کبوتر حرم حال کنون من است

انقلابی، ساکت نمی ماند

۱۰۸۸۱۷۴۲_۱۷۶۴۱۷۵۵۶۳۸۰۷۶۷۱_۱۳۴۰۱۶۰۰۲۹_nسال هایی که گروه شهدا تحویل مان می گرفت و توفیق بود دستی بر آتش داشته باشیم، دغدغه ام شده بود که در زمینه های هنری هم کارمان را قوت بدهیم. سال ۸۴  که دسترسی به آقای صدری داشتیم، مجموعه صوتی زیبایی توسط آقای قاسمیان  و آقای اشرف واقفی با زحمت آقای پورقربان و آقای غفاری تهیه شد که بسیار هم در مراسم و نمایشگاه تأثیرگذار بود.

اما باز هم همیشه افسوس می خوردم که از بین بچه مذهبی ها، نقطه قوت خاصی در زمینه کارهای هنری و رسانه نداریم و کارهای هنری که تولید می شود، رنگ و بویی از دین و ایمان و انقلاب ندارد.

حالا که می بینم بچه هایم در انبوه نواهای شیطان پرستانه و آن طرف آبی و مبتذل، گاهی کارهای آقای زمانی را گوش می کنند و محتوای شعرهایش سؤالاتی ایجاد می کند که بستر شروع ارتباط و مقدمه ی ارائه ی مبانی انقلاب می شود به نسل دانش آموز می شود، کـِـــــیـــــــف می کنم که در این مسیر – هر چند دیر – چراغی روشن شده است.

حالا که می بینم « شبکه افق » شکل گرفته و فرهنگ انقلاب را از دل ها به زبان می آورد و شبکه های سیما « فرزندان آفتاب » و « بهاران » را پخش می کنند، امیدوار می شوم که سیما حرفی دارد که به محمد صادق ها بزند.

حالا که می بینم « عمار » جای خالی « فجر » را پر می کند، مطمئن می شوم که انقلاب به نسل بعدی هم منتقل خواهد شد و بچه ها مبانی انقلاب را فقط از وایبر و سخنرانی های دولتی نمی گیرند و ممکن است به انقلاب بی تحریف هم دست پیدا کنند.

حالا وقت حمایت و تقویت است که کار مردم است. حتی شده با یک تلفن به روابط عمومی صدا و سیما که مدیرانش متقاعد شوند و شاید بودجه ها را از بعضی اراجیف، به کارهای قوی انقلابی برگردانند. حالا وقت ساکت بودن نیست. انقلاب زحمت می خواهد، مردان مطلع و قدرتمند می خواهد. باید قوی شویم. باید هشیار باشیم. باید حواس مان به تحریف ها باشد، حتی اگر از داخل نظام منتشر شود. باید حرف حق مان را بزنیم و نگذاریم باطل یکه تازی کند. باید علاوه بر شنیدن حرف شهدا، عمل هم بکنیم. تا کی می خواهیم منتظر باشیم رهبر اقدامی کند و مثل بعضی ها بعضی قسمت های مورد علاقه مان را تأیید کنیم؟ باید خواسته ی رهبر را بشناسیم و مطابق خواسته اش و در چهارچوب انقلابی که می شناسیم، اقدام کنیم. انقلابی بودن به حرف نیست. عمل بایدت. ان شاءالله راهپیمایی امسال حرف هایی داشته باشد که انقلابی نماها را روشن کند و از توهم بیشماری خارج کند …

پاسداران اسلام ناب

یکی از ارزش های منتقل نشده به نسل جدید، مفاهیم و تفاوت های انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی، حکومت اسلامی، نظام، دولت و … است که با استفاده از همین نا آگاهی، شبهات و کج فهمی های زیادی به آنان منتقل شده است.

انقلاب اسلامی به نقاط امید بخشی رسیده است و خیال پردازی های عده ای در داخل و خارج نمی تواند صدای انقلاب را مخفی کند. در این میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که وظیفه ی حفاظت و ترویج انقلاب را بر عهده دارد، نقش خود را به خوبی بازی کرده است. اما در داخل خیلی ها هستند که فکر می کنند سپاه یک نیروی داخلی است و مثل ارتش وظیفه ی حفاظت از ایران را بر عهده دارد.

در حال حاضر سپاه در حال دفاع از مرزهای انقلاب اسلامی است و جغرافیای انقلاب اسلامی دیگر فقط ایران نیست و مخاطبان و حامیان انقلاب هم فقط در ایران نیستند. این هم مثالش، نماهنگ حرکه النجباء عراق در وصف سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس :

Virus Loading …

ما یک جریان واقعى در لایه هاى جمهورى اسلامى و انقلاب داشتیم و داریم که گاهى ضعیف و گاهى قوى میشود که همواره خواسته اصول و ارزشهاى انقلابى، آرمانهاى اسلامى و فرمایشات امام و قانون اساسى که از دهه اول ترسیم شده را یا مبهم کند یا جابجا کند یا تغییر بدهد یا رقیق کند و خنثى کند تا جائى که اصلاً معلوم نباشد ماهیت و هویت آن چیست و فقط اسمى از آن باقى بماند.
اصولى که در ابتداى دهه چهارم انقلاب باید براى نسل شما مجدداً غبارزدایى شود و شفاف سازى شود، در ظرف بیش از سه دهه، سیصدهزار شهید و جانباز و مفقود داده است. سیصد هزار شهید براى این اصول فدا شده اند. بعضى خانواده ها چهارتا چهارتا شهید داده اند و هیچکس دیگر در خانه شان نمانده. چندصد هزار شهید و جانباز و مفقود داده ایم ، آنوقت یک عده میخواهند با سى تا کشته انقلاب را پس بگیرند و بردارند بروند! خیلیه آقا! سى تا تا سیصدهزارتا! سیصدهزار باید بدهید! سیصدهزار بدهید، تحویلتان میدهیم! سى هزارتا بدهید تحویلتان میدهیم! معامله را بهم نمیزنیم، سه هزار تا بدهید تحویلتان میدهیم! ( خنده حضار) ما سیصد هزار از این بچه هاى پاک که عکس شان به دیوار است داده ایم و جلوى چشم ما اینها پرپر شده اند!
جریان تحریف ، جریان سازش و خط تسلیم طلبى در برابر غرب ، یک جنبش ارتجاعى است . ارتجاع به دوران ماقبل انقلاب و ارزشهاى ماقبل انقلاب . البته گاهى براى این ارتجاع ممکن است از ادبیات انقلاب استفاده شود، از شاخصه هاى مذهبى و نمادهاى جمهورى اسلامى استفاده شود. اشخاص هم مهم نیستند، اشخاص تغییر کرده اند و بازهم خواهند کرد ولى خط همان خطى است که از دهه اول انقلاب جلوى امام ایستاد. یک عده سیاهى لشگر هم همیشه فریب ظاهر سازى و عوام فریبى این جریان را میخوردند و مورد استفاده قرار میگرفتند.
این جریانى که میخواهیم به آن توجه دهیم ، جریانى است که ارزشهاى اسلامى و انقلابى را صرفا دنیاگرایانه، لذت جویانه و سوداگرایانه فهمیده و تفسیر میکند. یعنى مدام سعى کرده انقلاب را به رنگ حاکمان جهان درآورد. انقلاب ما اپوزیسیون است در برابر قدرت حاکم بر جهان اما مدام عده اى خواسته اند با انواع توجیهات ، آنرا به رنگ حاکمان جهان درآورند.

“انقلاب، خطر استحاله در نبرد ایدئولوژیک١”سال١٣٨٨
حسن رحیم پور ازغدی

قطعات گمشده

نزدیک شدن به دهه ی مبارک فجر، صحبت از انقلاب را در مدرسه پر رنگ می کند. اما مشکلی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم این است که بچه ها از نظر تاریخی فاصله ای با روزهای انقلاب گرفته اند و مثل نسل قبل حتی از جوانانی که انقلاب را مستقیم دیده اند هم کسب اطلاعات نمی کنند.

پازل

اما این مشکل خیلی جدی نیست، مشکل جدی تر این است که انقلاب ما انقلاب اسلامی است و نه یک انقلاب معمولی و ساده. انقلاب اسلامی پشتوانه ی مکتبی قوی برای وقوع داشته است و رهبری آن توسط رهبران مذهبی صورت گرفته است. اما در بین نسل حاضر، اسلام غریب است و بسیاری از منابع و پایه هایی که برای درک انقلاب لازم است، در ذهن بچه ها وجود ندارد که بخواهیم انقلاب را بر اساس آن ها تجزیه و تحلیل کنیم.

به نظر من یک دوره مباحث کلامی و دوره ی آشنایی با مبانی اسلام از نظر شهید مطهری پیش نیاز صحبت از انقلاب است که جایش در آموزش و پرورش ما اصلا وجود ندارد که بخواهد خالی باشد!

همین مسئله و آماده نبودن پیش نیازهای تربیت، در مورد مباحث اخلاق، رسانه، احترام و تعامل با خانواده و … نیز مشکلاتی را ایجاد کرده که نتیجه اش شده دوری فرزندان از خانواده و مدرسه. دوری و فاصله ای که روز به روز بیشتر می شود و این خلأ خطرناک با فرهنگ سهل الوصول غرب و وهابیت در حال پر شدن است. در واقع فرزندان را ما تربیت نمی کنیم، بلکه در خانواده ای مجازی تربیت می شوند که حتی زبانش هم با ما مشترک نیست. در مواردی هم که می توانیم با بچه ها تعامل داشته باشیم، کم کاری در تولید محتوا و ارائه مطلب، باعث می شود در نظر بچه ها، ما نسلی باشیم که حرفی برای گفتن نداریم.

مطمئنم اگر بتوانیم پیش نیازهای تربیت را احیا کنیم، نسل حاضر، نسلی به مراتب بهتر از نسل ما خواهد بود. نسلی که از ابزارها بهتر از ما استفاده خواهد کرد. البته واضح است که احیای این پیش نیازها، نیازمند ایجاد و حفظ ارتباط است، نه سرزنش و تحقیر. باید در زمین بازی مورد علاقه ی دانش آموزان وارد شویم و ذائقه ی بیمار عصر اطلاعات را با داروی ایمان آشنا کنیم. باید زبان تربیت مان را تبدیل به گزاره های قابل ارائه در بستر اینترنت و رسانه کنیم و از ابزارهای در دسترس فرزندان مان برای صحبت با آنان استفاده کنیم؛  و صد البته باید قبل از ورود به رسانه، خودمان عطر ایمان را استشمام کرده باشیم که این سخت ترین گردنه ی این راه است …

پیش نیاز بصیرت

رسم روزگار این است که هر چه ارزش دارد و مشهور می شود، خیلی ها سعی می کنند آن را مال خود کنند. گاهی آن را می دزدند یا از روی حسادت یا کینه تغییرش می دهند که به درد کسی نخورد.

در سبک زندگی اسلامی هم کلید واژه هایی هست که برای وارد شدن به وادی سیاست اسلامی بسیار با ارزش است. برای همین هر از گاهی بعضی سعی می کندد این مفاهیم را مال خود کنند و از روی حسادت و کینه، با زور تبلیغات و رسانه تغییرش دهند تا به مرور زمان ارزشی خارج از حیطه ی قدرت شان نماند که کسی بخواهد با آن ارزش مقابلشان قد علم کنند. برای همین بر هر کسی که می خواهد بر مبانی  اسلام سیاسی ناب محمدی بماند لازم است قبل از هر کاری، ارزش هایش را بشناسد و مقابل دزدها و مکاران مبانی بایستد. اما متأسفانه خیلی از نوجوانان امروز ما با این مبانی آشنایی ندارند و در مقابل هجوم اطلاعات و رسانه بسیار آسیب پذیرند.

به مناسبت سالگرد اعلام برائت مردم از فتنه ی 88 سعی می کنم بعضی از کلید واژه هایی که باید مفهوم واقعی آن ها را به دوستان کوچک تر بیاموزیم تا توانایی تشخیص حق از باطل و درک زمینه های حماسه نهم دی ماه را داشته باشند، در این مطلب جمع آوری می کنم.

خواهشمندم با نظرات و پیشنهاد های خود در تکمیل این عناوین سهیم شوید.

اصول دین

طاغوت

انقلاب اسلامی

سازمان مجاهدین خلق (منافقین)

عزل بنی صدر

اسلام ناب محمدی

اسلام سیاسی

دشمن شناسی

ولایت فقیه

روزشمار فتنه

اتفاقات سال 1360

سبک زندگی اسلامی – ایرانی

گزینه های روی میز

… در نتیجه اگر از آنهایی هستید که:

هنوز «Yahoo»، «Hotmail»، «Outlook»، «AOL Mail» و «Gmail» را به «میهن‌میل»، «میل‌دیتا»، «چاپار»، «وطن‌میل»، «صبا‌میل» و دیگر سرویس‌دهنده‌های ایمیلِ ایرانی ترجیح می‌دهید؛
«کلوب»، «افسران»، «فیس‌نما»، «هم‌میهن» و ده‌ها شبکه اجتماعی ایرانیِ دیگر را گذاشته‌اید و در «Facebook»، «orkut» یا «Google plus»، پلاس شده‌اید؛
«Yahoo Messenger»، «Google talk»، «PalTalk»، «Skype»، «Google Voice» و «iChat» را برای چت و مکالمه اینترنتی، مطمئن تر از نمونه‌های داخلی می‌دانید؛
به «Blogger» بیشتر از «بلاگفا»، «میهن‌بلاگ»، «بلاگ‌اسکای»، «بلاگ»، «پارسی‌بلاگ»، «جوان‌بلاگ» و این‌همه سرویس‌دهنده وبلاگِ ایرانی اعتماد دارید؛
از «ساینا» بی‌خبرید و هنوز «Internet Explorer»، «Google chrome» و «Safari» را رها نکرده‌اید؛
پیامک‌ها، مکالمات، فیلم‌ها، تصاویر، اطلاعاتِ مربوط به تردد و تنفسِ خود را به گوشیِ «Google Android»تان سپرده‌اید؛
باور ندارید که «آپارات» که هیچ، حتی «یوتیوب دات آی‌آر» هم شرف دارد به «YouTube»دات کام؛
اجازه می‌دهید «مرغِ مگس‌خوارِ Google» شما را شکار کند ولی از موتورهای جستجوی «سلام»، «پارسی‌جو»، «ریسمون» و «مه‌جو» استفاده نکنید؛
یا تا کنون از «مترجم پارسی‌جو» استفاده نکرده‌اید و «Google Translate» را بهترین می‌دانید؛
هنوز «Google Desktop»، «Google Docs»، «Google Analytics»، «Google Groups»، «Google Mobile»، «Google Calendar»، «Google Adwords»، «Startup Weekend» و «Google Panoramio» را «فقط سرویس» می‌دانید و بجای «لنزور» و «نگارخانه ایرانی»  از «Google Picasa» و «Yahoo Flickr» استفاده می‌کنید؛
بهتر است بدانید که بیش از آنچه شما از خود و دوستانتان می‌دانید، آنها از دوستانتان و شما می‌دانند.

این بخشی از مطلبی است که آقای روح‌الله مؤمن‌نسب در وبلاگش نوشته و به نظرم حاوی پیشنهادهای قابل تأملی برای من و شماست.

برگرفته شده از 1707 آی آر

پیمایش به بالا