عاقبت

منزلي كه توش بزرگ شدم و هزار تا خاطره ي كوچك و بزرگ و تلخ و شيرين دارم، شده حسينيه … 

منزل احمدزاده

 خوشحالم كه به خاطر دو زار پول خرابش نكردن

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 دیدگاه دربارهٔ «عاقبت»

  1. بابا کجا دونه دونه داریم وبلاگ نویس میشیم؟من 4 سال بود عاشقان موسیقیو داشتم!منتها شما گفتید وبلاگ جدید بزنید،منم دلم لک زده بود واسه یه وبلاگ اینطوری که اینو شروع کردم،اولش مصطفی هم با من بود که دیگه از من جدا شد

پیمایش به بالا