بی درد مردم 10 دیدگاه / سلمان نوشته ها / از کاتب از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بيدرد، نداني كه چه درديست
مقداد ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۱۴ ق.ظ سلام. الآن دلمون بیشتر برای نوشتان جماعت متأهل تنگ میشه، من الاف که گاهی روزی دو تا پست میذارم. البته امیدوارم بجای این کارها بشینم سر کارهام که هزارتا عقبه. یا حسین پاسخ
علی ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۷ ب.ظ بَه، سلام سلمان نکنه تو هم مثل احمد …؟ البته هنوز قبلی رو باور نکردیم، ولی خوب اگه اونو قبول کنیم این یکی رو هم میشه یه کاریش کرد! پاسخ
امین ۱۸ بهمن ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۴ ق.ظ سلام به شما این وبلاگ جدید من هست دیگه به پرواز با بالهای بسته نروید دست یه فرد بدجنس افتاده. منتظرتان هستم. امین از تهران 09373939505 پاسخ
محسن الياسي ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ در ۷:۰۰ ق.ظ غرض عرض سلام و ادب بود.ان شاءاله زيارتتان بكنيم. دوستدارت حاج محسن الياسي پاسخ
یادش به خیر…
ههههههی
بازم كه تو اينورا پيدات شد سلمان
سلام.
الآن دلمون بیشتر برای نوشتان جماعت متأهل تنگ میشه، من الاف که گاهی روزی دو تا پست میذارم.
البته امیدوارم بجای این کارها بشینم سر کارهام که هزارتا عقبه.
یا حسین
بَه، سلام
سلمان نکنه تو هم مثل احمد …؟ البته هنوز قبلی رو باور نکردیم، ولی خوب اگه اونو قبول کنیم این یکی رو هم میشه یه کاریش کرد!
… درد بی کسی را بی کس داند و بس
سينه خواهم شرحه شرحه از فراغ تا بگويم شرح درد اشتياق ××
سلام
به شما
این وبلاگ جدید من هست دیگه به پرواز با بالهای بسته نروید دست یه فرد بدجنس افتاده.
منتظرتان هستم.
امین از تهران
09373939505
غرض عرض سلام و ادب بود.ان شاءاله زيارتتان بكنيم.
دوستدارت حاج محسن الياسي
آی گفتی امین… آی گفتی… آی…