عمر

چه‌قدر سخت است همه چيزت، دنيايي باشد كه هر لحظه در حال از دست دادن يك لحظه‌اش هستي و در انتظار پايانش به خيال خودت زندگي مي‌كني!
و چقدر لذت بخش است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 دیدگاه دربارهٔ «عمر»

  1. سلام سلمان،
    دلم برات تنگ شده بود. چجوري مي توني هنوز بنويسي؟! ولي خدا رو شكر مي كنم اين حرف از دهن تو در اومد، نه كس ديگه.
    يا علي.

  2. زندگی همین است، یا لااقل چیزی شبیه این، به رود عمری که می گذرد نگاه کنی و بگویی کاش آرام تر می رفت و افسوس بخوری، و اگر هم آرام تر می رفت، باز هم همین بود، همین و همین

پیمایش به بالا