واحد … سنگین …

کم کم آرزو می شود برای مان که با چنین نوای محزون و با معرفتی برای آقا عزاداری کنیم

نه با آن سبک های سبک !


 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 دیدگاه دربارهٔ «واحد … سنگین …»

  1. سلام آقای محمد امین احمد زاده عزیز.من سعید عبدلی رفیق شما در مدرسه مفید و مدرسه راهنمایی خاتم هستم. دلم برای شما تنگ شده بود و عازم کربلا هم هستم و خواستم از شما خداحافظی کنم ولی هیچ دسترسی به شما نداشتم و موبایل شما را هم نداشتم.خلاصه حلالمون کن و ازطرف من از دوستان خداحافظی کن امیدوارم با همدیگر هم قسمت شود و عازم کربلا شویم.یا علی

  2. لینک دانلودش به فایر فاکس نمی خوره،شنبه هستید بیام بگیرم؟
    راستی توی قسمت،کوچکتر ها،همه رفتن…فقط من موندم،که منم وبلاگمو پاک کردم!اگه خواستید اونم بردارید،اگه نه یه آدرس دادم،تمام توضیحات توشه!

    1. برای نظر خصوصی می تونی از نامه رسان استفاده کنی!
      کد خاصی نیست. با ادیتورهای اچ تی ام ال می تونی تولید کنی. از سورس همین صفحه هم می تونی برداری. البته با اجازه ی صاحب سایت!!

  3. دست شما درد نکنه ولی دیگه تو ایران کپی رایت نداریم و ما هم اجازه نگرفتیم!
    من چون توی یکی از وبلاگای ورد پرسی دیگه رفته بودم و اونجا تنها با نوشتن کلمه ی “خصوصی” نظر خصوصی میشد،فکر کردم اینجا هم همونطوریه!

  4. سلام. خوب هستید؟

    مطلبی نوشته ام با عنوان خون دل . پیرامون تنبیه بدنی دانش آموزان در مدرسه

    یک مقدار تند است ! ولی فکر می کنم نظرات خوبی داشته باشید.خوشحال خواهم شد

    نظراتتان را داشته باشم

    موفق باشیدو در پناه خدا

    1. سلام
      با اینکه خیلی حرف میشه زد درباره ی موضوعی که راجع بهش نوشتی، اما پر رنگ ترین فکری که الان ذهنم درگیرش شد اینه که چقدر فاصله داریم تا درست و بافایده فکر کردن. همیشه همه مون یک یا چند شایعه یا خبر را می گیریم و از بس احساساتی هستیم و باذوق، متن ادبی اش می کنیم و یادمان می رود که تحلیل با داستان تخیلی خیلی فرق دارد. تحلیل که در قالب تخیل گفته شود می شود راحت ازش ایراد گرفت. یک ایراد می گیرم و می روم سراغ وبلاگ بعدی! آقا هورمزد. متنت متن خودمانی و قشنگی است. اما به استناد 6 داستانی که در یک سایت خبری دسته چندم دیدی، چطور به یقین رسیدی که این اتفاقات امروز به این وسعت در جربان است؟
      این روزها با اینکه اطلاعات زیاد است و دور و برمان را گرفته، اما تحلیل را سخت تر از گذشته کرده. چون اعتماد به اخبار و اینکه واقعا در جامعه هم به همان قوت و اندازه ای است که اطراف ما شنیده می شود واقعا ریسک بزرگی است.
      در متن شما 2 خط از 54 خط معتقد است بعضی معلم ها ممکن است خوب باشند!
      آیا واقعا در مدارس هم همین جریان جاری است؟!
      امیدوارم تحلیلت مغرضانه باشد و از روی احساس.
      موفق باشی

پیمایش به بالا