کجا داری میری ؟

hadafsazi

تعارف که با هم نداریم؛ بدترین چیزی که امسال آزارم داد، تنبلی رفقا بود. تنبلی و بی مسؤولیتی که ریشه اش همان تنبلی بود.

فکر می کنی حالا چند بار تونستی اجازه ی رسمی بگیری که کلاس نری و بری خونه یا بری بوفه وقت بگذرونی، چی گیرت اومد؟

یا با کلی التماس و گاهی دوز و کلک، چند ساعتی بیشتر از بقیه لگد زدی به توپ، تو زندگی چند تا گل جلو افتادی؟

قبول کن که تنبلی کردی و از اشتباهات احتمالی مسؤولان نهایت استفاده رو بردی.  اسیر فرهنگ غلط تنبلی شدی داداش. فرهنگی که توش اولین راه حل پاک کردن صورت مسئله ست و تنها راه دیگه ش هم حقارت التماس را پذیرفتن. فرهنگی که هیچ وقت پیشرفت و آینده نگری توش جایی نداره. فرهنگی که توش هیچ چیز ارزش دفاع و بحث کردن نداره، همه چیز به فرد ختم میشه و راحتی همین لحظه ش. فرهنگی که آینده رو باید زحمت های دیگران بسازه و اگر دیگران کم کاری کنن، باید حق شون رو کف دست شون گذاشت. فرهنگی که کم کم داره توی ذهنت می شینه و مثل خرس خوابیدی و صدای تیشه ای که به ریشه ت می زنه نمی شنوی. بیدار شو قبل از اینکه توی گور پرتابت کنن.

تا کی گریزی از اجل؟!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا