من و حسان

حسان مدرسه ی خاصی است. هم از نظر ماهیت و ذات، هم ترکیب و جمع کارکنان، هم دانش آموزان و هم ساختار مالی اداری.

همین خاص بودن ها باعث شده حسان با همه ی مدارس معمولی و خیریه متفاوت باشد. البته این تفاوت، ظاهرش خوب است اما باطنش دردسرهایی برای کادر، دانش آموزان و اولیا ایجاد می کند که هر کدام از این مشکل ها اگر در مدرسه ای غیر انتفاعی بود، بحران امنیت ملی رقم می زد.

دانش آموزان حسان خیلی سختی کشیده اند. خیلی بیشتر از آن که بشود نوشت؛ اما اگر لحظه ای سختی ها را کنار بزنند و خودشان باشند، بسیار مهربان و باهوش هستند.

منطقه پاکدشت هم خاص است. قطب سبزی و گل و گیاه است اما ناشناخته. سبزی خوردن گلزار صادر هم می شود اما به تهران نمی آید. شاید مافیا نمی گذارد شاید هم فقر مردم این خطه اجازه تسلط بر بازار را نمی دهد. گل و گیاه فیلستان تریلی تریلی می رود به همه جا اما مردم تهران اصلا خبر هم ندارند که با قیمت های خیلی کمتر از بازار گل می توانند هر گیاهی را تهیه کنند.

عجایب این سال که می گذرد سخت دلپذیر است و گفتنی. برای همین می خواهم گه گاهی بنویسم که برای آینده ی خودم به یادگار بماند. همیشه مهمترین کارکرد وبلاگ برایم همین بوده است!

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا