– معلم راهنما باید مثل برادر و رفیق باشد، نه پدر نگران و دلسوز. وقتی حس پدر نگران را داشته باشد، گاهی ناخواسته کاری می کند که مسیرش دور می شود.
– مدتی است روی ارتباط مؤثر تحقیق و کار می کنم. با این حال در عمل مرتب خطا دارم.
چند روز قبل سه نفر از بچه ها را در خیابان دیدم که بعد از امتحان رفته بودند نیمرو و سوسیس تخم مرغ خورده بودند. با اینکه از کارشان خیلی خوشم آمد، نمی دانم چرا حرف امتحان روز بعدشان را پیش کشیدم؛ خی من هم نمی گفتم خودشان بعد از تفریح مختصرشان می رفتند سر درس شان. گفتن نمی خواست که! دلسوزی بیجای من باعث شد کمی از هدف دور شوم. اشتباه کردم.
!
شما که از نظر ارتباط با بچه ها به نظرم مشکلی ندارید!
اما چون آقای حیدری فروز سر کلاس های مشاوره بیشتر آمدند،بچه ها فکر میکنند با آقای حیدری فروز باید مسائلشون رو در میان بذارن!!!
به شخصه با شما راحت ترم!
و یه چیز دیگه، چه کسانی رفته بودن سوسیس تخم مرغ؟!!!
والله ما هرکیو دیدیم یا کله پاچه رفته بودن،یا ساعت 10 صبح رفتن نشاط 😀
موفق باشید استاد بی نظیر!!!