انتخابات

روز انتخاب بین توهم و واقعیت

حالا دوباره وقت انتخاب است.

بین بازگشت به هشت سال تعطیلی کشور یا امتداد راه شهید رئیسی در احیای کارخانه ها.

بین سپردن کشور به محفل های پنهان قدرت یا امتداد راه حضرت امام در اعتماد به توده های مردم.

بین اداره کشور با گعده های کم مایه سیاسی یا امتداد راه رهبر انقلاب در سپردن نقش ها به جوانان خوش فکر خسته از سیاست زدگی ها.

بین بازگشت به دوران بهانه ها برای در رفتن از زیر بار مسئولیت یا تلاش جهادی برای حل مشکلات.

بین ترسیدن از کدخدا و تعطیل کردن چرخ کشور یا ایستادن هوشمندانه و فعالانه تا آنجا که دشمن به شکست فاحش اعتراف کند.

تصمیم در این بزنگاه آگاهی می خواهد.

کسی که حوصله هم صحبتی با صاحب نظران را ندارد چگونه می تواند جنبه های مختلف یک امر را در نظر بگیرد و با عزم راسخ تصمیم ها را تا رسیدن به نتیجه پیگیری کند.

کسی که با کمترین تشر و تهدید از اصول عدول می کند چگونه می تواند شانه زیر بار مسئولیت تصمیم گیری بدهد و پای تصمیم های خود بماند.

تصمیم در این بزنگاه شجاعت می خواهد.

کسی که با کمترین تشر و تهدید از اصول عدول می کند چگونه می تواند شانه زیر بار مسئولیت تصمیم گیری بدهد و پای تصمیم های خود بماند.

تصمیم در این بزنگاه عزم می خواهد کسی که برای این مسئولیت آمادگی ندارد چگونه می تواند این راه را تا رسیدن به مقصد دنبال کند و برای هر ملامت و ناملایمتی آماده باشد.

تصمیم در این بزنگاه ها شناخت عمیق از مردم می خواهد.

جریانی که تکیه او به محافل قدرت است و هنر او زد و بند و باجدهی به این و آن چگونه می تواند به مردم تکیه کند و نقش دهد و با اتکا به نیروهای تروتازه و پرتنوع مردم جلوی زیاده خواهی و عافیت طلبی محافل قدرت طلب بایستد.

تصمیم در این بزنگاه آزادگی می خواهد.

جریانی که تنها تدبیر سیاسی او باج دادن است حتما نمی تواند با مردم تعامل کند و آنها را در جهش کشور عادلانه سهیم کند و نقش دهد. جریانی که ابزار سیاسی او تفرقه است چگونه می تواند مردم را حول یک پرچم متحد کند.

جریانی که حیات و ابزار سیاسی آن ترساندن است چگونه می تواند برای مردم آرامش و امنیت بیاورد. جریانی که سرمایه های یک ملت را بنگاه معامله بیگانه برسرحقوق ملت می بیند حتما نمی تواند از فرصت هم افزایی با دولت های مستقل و ملت های آزاده استفاده کند تا منافع مردم عزیز ایران را تامین کند.

کسی که مردم را از کدخدا یا رقبا می ترساند همیشه بهانه ای دارد تا سستی خود را در دفاع از حقوق مردم ایران توجیه کند.

در کشاکش این بزنگاه بی سابقه خطای بزرگ‌ نشستن و انتخاب نکردن است وخطای بزرگ تر تردید و حیرت در انتخاب ودرنگ و تعلل در هم افزایی است و خطای بزرگ تر دست کشیدن از بلندنگری و سرگرم شدن به اهداف دم دستی است.

اکنون زمان اتلاف فرصت ها نیست و درنگ و تردید در جهش بزرگ ترین خیانت به این فرصت عظیم تاریخی است.

حالا وقت نقش آفرینی برای جبران هشت سال رکود، برای جبران هشت سال رشد صفر و رشد منفی، برای جبران هشت سال تخریب تاریخی، برای جبران هشت سال برباد رفتن سرمایه ها، برای جبران هشت سال نابود شدن فناوری ها و برای جبران هشت سال عمیق کردن گسل ها، برای جبران هشت سال از بین بردن اعتماد، برای جبران هشت سال بی عدالتی ها، برای نزدیک کردن دل ها با عدالت، برای جبران هشت سال بهانه تراشی ها و فرار از مسئولیت.

امان از بهانه ها

می گفتند بدون FATF نمی توانیم واکسن کرونا بخریم اما شد.

می گفتند بدون توافق جدید نمی توانیم نفت و فرآورده بفروشیم اما شد.

می گفتند بدون برقراری رابطه با آمریکا نمی شود صادرات غیرنفتی را افزایش داد و شد و بیشتر از این هم خواهد شد.

می گفتند نمی توان به مردم زمین داد اما شد.

می گفتند نمی توان حقوق کارگران را افزایش داد اما شد.

می گفتند رابطه با دنیا بدون رابطه با یک کشور خاص قابل افزایش نیست. شد یا نشد؟!

الان وقت برای بهانه تراشی نداریم.

کسانی که حرف از نشستن می زنند، عزمی برای پیمودن این راه را ندارند.

کسانی که یاس و ناامیدی از کلامشان می بارد این راه نخواهند پیمود.

کسانی که از دشمن می ترسند کجا می توانند از حق پیشرفت مردم دفاع کنند.

کسانی که مردم را دست کم می گیرند و ظرفیت های ایران را نمی شناسند چگونه می توانند به همه مردم متناسب با همه استعدادهایشان برای جهش کشور نقش بسپارند؟

جهاد و جهش راه و رسم دارد.

دفاع از جهش کشور ایستادگی می خواهد.

اصلاح ساختارهای فساد آفرین ایستادگی می خواهد.

ثمر دادن فناوری های پیشرفته صبر می خواهد، ایستادن پای جوان دانشمند می خواهد.

فناوری های پیشرفته ممکن است دیر به دست بیاید اما وقتی که به دست می آید ناگهان جایگاه یک کشور را در جهان تغییر می دهد.

هنر مردم ایران انتخابات بزرگ است و حالا وقت یک تصمیم بزرگ است.

وقت درنگ نیست …

سیاست نزدگی

دشواری های انتخاب

انتخابات فرصت خوبی است که خود و اطرافیان مان را بسنجیم که چقدر سیاست زدگی روی تصمیمات مان نفوذ دارد و چقدر با سیاستی که عین دیانت است، فاصله گرفته ایم.

اگر در انتخابات، بیش از اینکه افراد را با ملاک ها بسنجیم، چشم مان به رأی دیگران و نظرسنجی هاست؛ اگر به جای اینکه ملاک های مان را با اصول منطبق کنیم، از روی افراد، ملاک می سازیم؛ اگر اصول را به جای اینکه از دین بگیریم، از جناح های سیاسی برداشت می کنیم؛ اگر جناح های مختلف را با تبلیغات مقطعی شان بشناسیم، به جای اینکه در سوابق و منش و اهداف شان تعمق کنیم؛ می توانیم شک کنیم که کم تا قسمتی سیاست زده ایم و اگر فکری به حال خودمان نکنیم، در بازی های قدرتی که هدفش افراد است نه تعالی دین و جامعه، غرق خواهیم شد.

در انتخابات است که ممکن است بفهمیم با تبلیغات و جو سازی، گروهی به بهانه اسلامیت، از جمهوریت دورمان می کنند و عده ای به بهانه ی جمهوریت، تیشه به ریشه ی اسلامیت می زنند. هر دو این ظلم ها، راه را برای قدرت طلبی افراد و تضعیف دین باز خواهد کرد. اینجاست که سختی کار برای دین باوران مشخص می شود و نیازمان به تذکر و رهبری آگاه، واضح تر خواهد شد.

سنجه ها

در بازار شلوغ انتخابات، اگر معیار مناسبی برای سنجش در اختیار نباشد، به احتمال زیاد نخواهیم توانست به درستی تشخیص دهیم و انتخاب کنیم. از طرف دیگر، معیارهای اصولی باید به نحوی ترجمه شوند که بتوانیم وجود یا عدم آن را تشخیص دهیم. به همین دلیل، به نظر می رسد باید معیارهایی مانند انقلابی بودن، مردمی بودن، رعایت اصول اخلاقی و… را در سنجه های زیر جستجو کرد:

تصویر از سایت khamenei.ir

عالمان بی عمل شده ایم

چند سالی است دکتر محسن، پای ثابت انتخابات است و در هر فرصتی تئوری های اقتصادی اجتماعی فرهنگی سیاسی پر ملاتی هم به جامعه ارائه می کند. اما هیچ وقت ندیده و نشنیده ایم که جایی طرحی اجرا کرده باشند و به واسطه ی این تئوری هایی که با اعتماد به نفس کامل بیان می کنند، نفعی به جامعه رسانده باشند. بقیه کاندیداها هم همینطورند؛ هر یک بهترین طرح ها را دارند و معتقدند کلید حل مشکلات همان است که می گویند، اما انتخابات که تمام می شود، هیچ گاه سعی نمی کنند در گوشه ای یا سازمانی طرح شان را اجرایی کنند تا مشکلات مملکت حل شود. انگار در مناصب کوچک کار کردن کسر شأن است و اگر مردم کسی را انتخاب نکنند، لیاقت ندارند از طرح های آرمانی عزیزان بهره ببرند. غافلیم از اینکه بسیاری از مشکلات مدیران کاردان رده های متوسط و پایین می خواهد تا حل شود.

به خاطر همین چیزهاست که دوست ندارم قالیباف رییس جمهور شود؛ ترجیح می دهم حالا که کاری دست گرفته و پیش می برد، همان کار را ادامه دهد و به خدمت کردنش برسد و دست از قدرت بشوید.

فرهنگ پر مشکلی درست کرده ایم برای خودمان … در حرف پیشتازیم، اما وقت عمل خانه نشینیم.

پیمایش به بالا