• بسم الله الرحمن الرحیم

دید و بازدید

سال ها قبل، حدود 81 یا 82 بود. همان سال که فیلم مستند « ادواردو آنیلی » تازه ساخته شده بود و کم کم داشت معروف می شد. همان سال بود که رفتیم یزد خدمت رفقای موقتا یزدی مان. همان روزهای بود که تازه وبلاگ نویسی مُد شده بود و همه داشتند وبلاگ نویسی را تجربه می کردند. همان روزهایی که کارت دانشجویی حامد در یک همبرگر کشف شد بعد از کلی مفقود بودن. همان روزها بود که با علی اصغر آقای عزیز آشنا شدیم در دانشگاه یزد. این عکس هم  از همان روزها جامانده و بعد از سال ها کشفش کردم…

ادامه مطلب …

آرماگدون …

رفته بودیم تفریح یا کار … خودشون هم نفهمیدند. چه برسه به ما! اما خیلی خوب بود. زمونه، زمونه‌ی رونق فیلم ادواردو بود. اگه به مغزم فشار بیارم و اشتباه هم نکنم، یک ماه قبل از اینکه فیلم ادواردو از سیما پخش بشه. خلاصه خیلی‌ها تب ادواردو گرفته بودشون. فقط همینو بگم که رفتیم یه رستوران شام بخوریم، دیدیم دکتر قدیری ابیانه هم اونجا بودن. ما هم کم حال نکردیم البته! آره می‌گفتم … رفته‌بودیم یزد مثلا برای تفریح! اما درواقع مسافرتمون شده بود یه مسافرت ضد‌صهیونیستی تمام عیار. از نقد فیلم و انتقال اخبار تهران گرفته تا ارسال اخبار…

ادامه مطلب …