• بسم الله الرحمن الرحیم

بسیج، مدرسه ی عشق

من به محمد ابراهیم همت می‌گویم بسیجی. که تمام زندگیش را، روز به روز و نه یک‌باره گذاشت پای این که زباله‌ای مثل صدام حسین نتواند بیاید در سعدآباد بنشیند نم‌نم عرق بخورد و ام کلثوم گوش کند و رقص عربی دخترهای ایرانی را تماشا کند. من به محمد بروجردی می‌گویم بسیجی. که درست آن وقت که در کردستان هر کس اول اسلحه می‌کشید و با تمام کینه می‌زد و بعد نگاه می‌کرد ببیند که را زده است، آن قدر ایستاد و به مردم خدمت کرد که شد مسیح کردستان. من به امیر رفیعی می‌گویم بسیجی. که وقتی همه از…

ادامه مطلب …