• بسم الله الرحمن الرحیم

خداحافظ حسان!

در این سال های زشت و زیبا، در معرض خیلی از شراکت ها و کارهای گروهی بوده ام و آغاز و پایان خیلی هایش را درک کرده ام. نمی دانم چرا خیلی از آن هایی که افرادش مذهبی هستند، دیر یا زود به عدم تفاهم و فردگرایی می انجامد و در نهایت، در مواجهه با مشکلاتی ساده و گاهی خنده دار به تعطیلی کشیده می شوند. مشکلاتی که با کار تیمی و تحمل نظرات دیگران…

ادامه مطلب …

پارادوکس شبکه ای

با اینکه همیشه در فضای رایانه و رسانه بوده ام و این ها یکی از بازی و سرگرمی ام بوده اند، اما به لطف خدا هیچ وقت محتاجش نبوده ام و در حد بازی و سرگرمی مانده اند و حتی وقتی برای کارهای تخصصی شبکه هم مزدی گرفته ام، باز به دید همان سرگرمی کارم را انجام داده ام. شاید برای خیلی ها این مسأله ذهنیات و سؤال و شبهاتی ایجاد کرده باشد، گاهی کسانی…

ادامه مطلب …

معجزه ی حسان

موقوفه ی فرهنگی آموزشی حسان، ۳ سال است در زمینی به مساحت بیش از یک هکتار در شهرستان پاکدشت استان تهران تأسیس شده است و امسال شعبه دوم این مجموعه در شهر آبادان راه اندازی شد. حسان در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ پذیرای ۳۹۰ دانش آموز است که ترکیب این دانش آموزان به این صورت است: ۴۰ درصد از ایتام ( ۴ نفر از این دانش آموزان فرزند شهدای مدافع حرم فاطمیون هستند ) ۳۰ درصد…

ادامه مطلب …

مدرسه ی خیابان مرصاد

هر چند لایق نبودم و نیستم، اما انگار حسرت سال ها دور ماندن از سفرهای جهادی و خدمت به محرومان، کاری کرد که شب قدر امسال، برایم شبی به یاد ماندنی و تأثیرگذار باشد و مقدمه ای شود که محل کارم برود به نقطه ای در قلب شهر پاکدشت، جایی که نزدیک به یک و نیم هکتار زمین وقف شده تا عده ای مثل من در خدمت آموزش ایتام بی بضاعت باشیم. موقوفه ای به…

ادامه مطلب …

سواد رسانه ای

سواد رسانه ای برای من از مفید ۳ شروع شد. حدود سال ۸۴ بود گمانم. همان سال که گروه رسانه داشتیم در مدرسه. گروهی که اعضای بازیگوشی داشت که با کار، بازی می کردند. شاید هم بازی شان کار کردن بود. نمی دانم. باید از خودشان بپرسیم که چه می کردند. خلاصه اینکه با رسانه زندگی می کردند و خوش بودند. من هم آن سال ها کار برایم بازی بود. توی همین بازی ها هم…

ادامه مطلب …

هجرت مفید

بعد از چهار سال تحت فشار روحی کار کردن، بالاخره بهانه ای پیدا شد تا از محیطی که ۲۱ سال از عمرم را با خوشی و تلخی در آن گذراندم جدا شوم و هجرتی دلپذیر داشته باشم. امروز خوشحالم از محیطی که در تمام این مدت شاهد ضعف و افولش بودم دور می شوم و امیدی ندارم روزی را ببینم که دوباره به دوران پویایی و دغدغه های زیبا و دلسوزی و ایثار کارکنان شاداب…

ادامه مطلب …

هجرتی دیگر

بعد از سال ها قسمت شد مقطع عوض کنم و بشوم معلم دبستان. همیشه از این کار فرار کرده بودم و می ترسیدم از سر و کله زدن با بچه های ریزه میزه ی دبستان. این چند سال کنار کار اجرایی در یک دبستان، زیر چشمی زیر نظرشان داشتم که ببینم می توانم با این سن کنار بیایم یا نه. حالا می خواهم تجربه اش کنم. همین که قسمت شد هجرت کنم و از رخوت…

ادامه مطلب …

شما دعوت هستید

بالاخره بعد از چند ماه خاک بنایی خوردن و انتظار، دوباره نمازخانه ی مدرسه بازگشت به همان جایی که سال ها قبل در آن نماز می خواندیم. این چند سال، هر وقت به زیر زمین می رفتم و اتاق های نمور و تاریک و بی مصرف گروه های آموزشی را – که متأثر از طرح حذف معاونت پرورشی در دولت اسبق بود – می دیدم، دلم برای نمازخانه ای که سال ها در آن نماز…

ادامه مطلب …

انتقال کتابخانه

یکی از خاطره انگیز ترین تصاویری که از دوران دبیرستان به یاد دارم، سختی های جابجایی کتابخانه ی مدرسه است و دقت و نظم آقا رودسری که امیدوارم هر جا هست سلامت و موفق باشد. آن سال کل کتاب های کتابخانه را در کارتن موز گذاشتیم و سه طبقه پایین بردیم، کد زدیم و لیست برداری کردیم. تابستان پر برکتی بود. بعد از سال ها، حالا که مسؤولیت کتابخانه ی مدرسه به کارهایم اضافه شده،…

ادامه مطلب …

زندگی پرورشی

به لطف خدا، از امسال مدرسه ی ما، مدرسه ی زندگی شده است و دانش آموزان در مدرسه زندگی واقعی را تجربه می کنند. یکی از محل هایی که از قبل هم مدرسه ی زندگی بوده است، پرورشی مدرسه است. بچه ها در پرورشی به دور از روال های دست و پا گیر، مهارت می آموزند، اشتباه می کنند، رفاقت می کنند، روی استعداد شان تمرکز می کنند، نقاط ضعف شان را به نقاط قوت…

ادامه مطلب …