• بسم الله الرحمن الرحیم

Virus Loading …

ما یک جریان واقعى در لایه هاى جمهورى اسلامى و انقلاب داشتیم و داریم که گاهى ضعیف و گاهى قوى میشود که همواره خواسته اصول و ارزشهاى انقلابى، آرمانهاى اسلامى و فرمایشات امام و قانون اساسى که از دهه اول ترسیم شده را یا مبهم کند یا جابجا کند یا تغییر بدهد یا رقیق کند و خنثى کند تا جائى که اصلاً معلوم نباشد ماهیت و هویت آن چیست و فقط اسمى از آن باقى…

ادامه مطلب …

حاشیه بهتر از متن

فصل های پیش از اینم ابر داشت بر کویرم بارشی بی صبر داشت پیش از اینها آسمان گلپوش بود پیش از اینها یار در آغوش بود اینک اما عده‌ای آتش شدند بعد کوچ کوه ها آرش شدند   از بلند از حلق آویزها قلب‌های مانده در دهلیزها بذرهایی ناشناس و گول و گند از میان خاک و خون قد می‌کشند بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند

ادامه مطلب …

بچه ها ناراضی باشید

مدرسه ی ما، حیاط نسبتا بزرگی داشت. کلی هم کلاس با نیمکت هایی که رنگ کهنگی داشتند و هر کدام سه دانش آموز را تحمل می کردند. تقریبا روی همه ی نیمکت ها هم خط هایی بود که مرز هر نفر را روی نیمکت مشخص می کرد. کلاس های مدرسه، بعضی کوچک و بعضی بزرگ بودند. اما همه قدیمی بودند و دو طرف راهرویی طولانی بودند که دری بزرگ و فلزی، با میله هایی که…

ادامه مطلب …

هسته های آلبالو

آقاي پدر سلام، اميدوارم حال شما خوب باشد و از كارهاي بد من ناراحت نباشيد. (خودم مي‌دانم كه مامان منصوره هميشه چُغليم را مي‌كند) ديروز خانم معلممان گفت: عليرضا گريه نكن بابايت بر مي‌گردد. ولي آخر من كه براي شما گريه نمي‌كردم، همه‌اش تقصير اين سيدمحمد است. هسته ‌هاي آلبالو خشكه‌اش را فوت مي‌كند به من، دفتر مشقم را هم كثيف شد، از همه بدتر آلبالو خشكه‌ها بود كه لو رفتند، فردا قرار است خانوم…

ادامه مطلب …

این فصل ها …

اين فصل را با من بخوان باقي فسانه است اين فصل را بسيار خواندم عاشقانه است هفته شهدا تنها هفته‌ي مدرسه است که درس‌هايش باور کردني نيست يا لااقل باور کردن مطالبش سخت است. اما وقتي مي‌بينم اين ماجراها خيلي از من دور نيست سعي مي‌کنم باورشان کنم. نمي‌شود مين‌هاي خنثي نشده‌ي مناطق جنگي را باور نکرد يا جنازه‌هايي را که سنگيني تانکي را تحمل کرده يا … اگر اجازه بدهيد مطالب هفته شهدا را…

ادامه مطلب …

فصل ها برای نسلی دیگر

چه کسي مي داند جنگ چيست؟ چه کسي مي داند فرود يک خمپاره قلب چند نفر را مي درد؟ چه کسي مي داند هر سوت خمپاره فردا به قطره ي اشکي بدل خواهد شد و اين اشک جگرهايي را خواهد سوزاند؟ کيست که بداند جنگ يعني سوختن، ويران شدن؛ آرامش مادري که فرزندش را همين الآن با لالايي گرمش در آغوش خود خوابانيده؛ نوري، صدايي، ريزش سقف خانه، و سرد شدن تن گرم کودک در…

ادامه مطلب …