• بسم الله الرحمن الرحیم

کبوتر جَلد

  خیلی ها قدرِ حاج آقا را در شب قدر شناخته بودند؛ خیلی ها هم در شب های قدر، فقط به جلسۀ حاج آقا می آمدند و جای دیگری نمی رفتند. بعضی از شرکت کنندگان مراسم شب های قدر هم، پای ثابت جلسات هفتگی حاج آقا بودند و جز مسجد جامع جای دیگری به دلشان نمی نشست؛ عدّه ای هم بودند که شب های قدرشان «فقط با حاج آفا» معنا داشت و امسال حیرانند؛ امسال همۀ…

ادامه مطلب …

دلم هوای آفتاب می کند

کوچک تر که هستیم، هنوز خدا را به خاطر داریم و دل مان پاک است؛ پاکِ پاک … دعای مان بالا می رود، زبان مان قاصر نشده هنوز. سرمایه ای داریم که روح سبک مان است. هر چه می گذرد، اگر از جیب بخوریم، کم کم می شویم فقیر. دل مان سنگ می شود، خیلی چیزها یادمان می رود، اول از همه خدا. بعد هم یادمان می رود شیطان دشمن است. کم کم آواره می…

ادامه مطلب …

یک تابستان پرماجرا

این مرداد و شهریور از آن زمان هایی بود که طاقتم حسابی طاق شد. کارهایی که قرار بود در کل تابستان انجام شود، همه عقب افتاد و جمع شد آخر تابستان و در گرمای روزه ی روزهای بلند تابستان. در همین یکی دو هفته ی اخیر، مفید و تلاش بنایی داشتند و کابل کشی شبکه و خرید رایانه. خاتم و تلاش هم نصب شبکه و راه اندازی سایت و تمام این ها یعنی از صبح…

ادامه مطلب …

میان زمین و آسمان

تقويم رو باز کردم که مناسبت‌ها رو يادداشت کنم براي کار، دو صفحه که ورق زدم خشکم زد. نوشته بود شب قدر. موندم که چطور به همين زودي رسيديم به آخر ماه مبارک. مثل هميشه تموم شد اين ماه پربرکت. شب قدر برتر است از هزار ماه. سرانگشتي که حساب کني ميشه حدود هشتاد و چهار سال و خرده‌اي! باز هم سرانگشتي حساب کني ميشه دقيقاً يک عمر. کنار بزرگراه منتظر کسي بودم. کنار تابلوي…

ادامه مطلب …